از دیماه تا الان خونه مادرشوهرم نرفتیم اونا شهرستانن دخترم شبا جایی رفتنی خیلی اذیت میکنه تا صبح صد بار بیدار میشه و گریه میکنه اونا هم آدمای بی حساب و کتابی هستن تا ساعت ۴ صبح بیدار بودن خیلی هم شلوغ پلوغن دخترمو بردیم بخوابونیم خیلی بهانه گرفت نمیخوابید بردیم با ماشین دورش دادیم تا خوابید بعددوباره ساعت ۷ صبح بیدار شد جیغ و گریه و بهانه منم ظهرش نخوابیده بودم اعصابم داغون شد شوهرمم هر چند دقیقه یبار از خواب بیدار میشد میگقت بزنش تا بخوابه فلان کن منم دیگه سکوتمو شکستم گفتم میخواستی نیای نمیدونستی وضعیتش چطوره بچه چرا باید عذاب بکشه ؟؟ آخه وقتی بچه ای جا به جا میشه نمیتونه بخوابه هم خودشو اذیت میکنه هم اطرافیانو چه رفتنیه (می گفت نه باید یه شب بمونین ناراحت میشن) بعد همون ۸ صبح اینو من گفتم با عصبانیت گفت جم کن بریم خونه جم کردیم برگشتیم دخترم از اون موقع خوابید تا ساعت ۱ ظهر حالا آقا تو قهر کرده نه تو راه با من کلامی حرف زد الانم به من گفت صداتو نشنوم همه حرفاشم به حالت دستوری به من میگه زندگی رو به کامم زهر کرده چقد مردا خوخواه و خودبینن شما بودین چکار میکردین ؟؟؟ دختر من هر سری میریم اونجا خواب و خوراکش بهم میریزه 😭😭😭😢😢😢
فرزندپروری
پوشک
شیرخشک
زایمان
خواب دخترم

۶ پاسخ

تو ک خوبی ما باید هر روز بریم خونه پدر شوهرم هر روز سر بزنیم شام بپزیم اوف

یا مثلا کوچیکتر بود شوهرم موقع خابش میبرد با ماشین دورش بده تابخابه

ببین اگه ی شبه ی جوری تحمل کن
من چی بگم ک اگه بریم باید ی هفته بمونیم
ما تازه چند روزه برگشتیم
۳شب دخترم با گریه میخابید دوس نداشت بخابه
غذا هم اصلا نمیخورد
تازه وزنم کم کرد

اهمیت نده اصلا بهش

خب آخه اونم مادرش نمیشه ک کلا نرفت .والا باز شوهر شما خوب .من هر هفته میرم خونه مادر شوهرم حالا باز شوهرم همیشه بهم میگه تو حسرت خونوادمم .ماهی یکبار میای و از این حرفا

وااااای از دست این مردا که انقدر بی درکن ماهم چند شب پیش رفتم خونه یکی از فامیلاشون پسرم نمیخوابید دیگع تا صبح بیدار بود حالا شوهرم جرعت نمیکرد به پسرم حرفی بزنه میدونه من روش حساسم ولی بهش میگفتم بریم قیافش و کج و خل میکرد و هی چرت و پرت میگفت

سوال های مرتبط