دیروز صبح ک از خواب بیدار شدم انگاری از دنده چپ پاشدم
همه چی هم دست به دست هم میده اینروزا ی ک رگه گرفته حالتو بدتر کنه
از اتفاقای کوچیک روزمره بگیر تا...
پریود شدم. دانیال جیش کرد نمیدونم چرا زد بیرون مجبور شدم کل لباساشو عوض کنم
رفتم مغازه کاسبی ک افتضاح اینروزا حالمو بدتر گرفت
با دوستم حرف میزدیم تو حرفا نمیدونم چرا پرسید ک عمه و زن عموهاش دوسش دارن یا نه 🤔 همون لحظه داشت بازی می‌کرد زبونش رو کوچولو گاز گرفت
برگشتم به چند ماه پیش ک بچه تر بود و دارو می‌خورد من یک ثانیه ازش جدا نمی‌شدم مراقبش بودم چون دکتر گفته بود به هیچ وجه نباید زخمی بشه 😭 و یک ثانیه نمیتونستم دست اونا بسپارمش چون مراقبش نبودن میدیم ک هوای بچه ی عمشو همشون دارن ولی کسی حواسش به بچه ی من ک کوچیکتر بود نیست. اگه شوهرم نبود حتی دسشووی هم نمیتونستم برم..
بغض به بغضام اضافه میشد با این نشخوار های فکری مسخره
ک پیرمرد همسایه تیر خلاص رو زد..
اومد جلو کلی قربون صدقه ی دانیال رفت و گفت نوه‌ی من 7.8 نفر رو فقط خونه ی ما داره ک نمیذاریم آب تو دلش تکون بخوره... ولی همیشه دلم برا تو میسوزه ک کسی رو نداری مجبوری هر روز بیاریش مغازه 😭
لبخند زدم رفتم داخل.. 😭😭😭😭😭

۳ پاسخ

ناراحت نباش
بخاطر اوضاع کشور روحیت حساس شده
منم مثل توام
با این تفاوت ک مادر ندارم دوتا آبجی دارم ک خودشون شاغلن
خانواده شوهرم ک ۱۰۰ کیلومتر دورن
اگ نزدیکم بودم کمکی نمیکردن
شوهری ک یک ثانیه بچه هارو نگه نمیداره
و منی ک با دوتا بچه میام مغازه و تازه فروشنده ام🥲

ضعیف نباشید من هم هیچ کسی رو ندارم و الان بچه ام داره با تربیت خودم بزرگ میشه تک تربیتی
از یجا به بعد به این فکرها میخندی و خوشحال میشی که خودتی و خودت
من الان خوشحالم بچه ام فقط منو و پدرشو داره ...

ناراحت نباش...منم مثل شما کسی رو ندارم تقریبا...همیشه باران با خودمه..چه میشه کرد..دلم خوشه که کسی توی تربیت بچه ام دخیل نیس
میگذره جونم

سوال های مرتبط

مامان پسری 💙 مامان پسری 💙 ۱ سالگی
با هوش مصنوعی صحبت کردم خدایی خیلی کمکم کرد روز دوم پوشک بودیم ک ۶ تا جیش موفق و بی نهایت خطا داشتیم ک‌ گفت تا همینجا عالی
یه مسئله بود ک بلافاصله بعد از اینکه می‌رفتیم دستشویی و جیش نمی‌کرد میومد جلوی من با خنده جیش میکرد تو شلوارش ک هوش مصنوعی گفت به خاطر این بوده ک از واکنش من خوشش میومده و ذوق زده بود از اینکه میتونم جیش رو نگه داره و بیاد با خواست خودش و یه جایی ب غیر از دستشویی خالی کنه ک نشونه خیلی خوبه و از اینجا میشه فهمید کاملا آماده است
یکم امروز اسهال شده و بود التهاب داشت که هوش مصنوعی گفت بیشتر خطاهاش برای اون بوده و باید صبر کنم تا التهاب و اسهال خوب بشه و باز شروع کنم
در کل از نظر اون روز عالی بوده و از نظر من افتضاح 🤣🤣 راستی گفت این باور که میگن اگه بچه پوشکش رو شب تا صبح خیس نکنه آماده اس اشتباهه گفته که حتی تا شش ماه میشه ک کنترل ادرار روز رو داشته باشن ولی شب رو نه چون اون هورمون ضد ادرار تو خواب یکم دیرتر تشکیل میشه و کلا پروسه جیش تو خواب جداس
این عکس هم برای یک‌سالگی قلب خونه اس♥️
مامان ابوالفضل کارین مامان ابوالفضل کارین هفته نوزدهم بارداری
یادمه حدود 6سال پیش بود ی زلزله بدی اومد اون موقعه ما مسکن مهر زندگی میکردیم مجبور شدیم هشت طبقه رو با پله بیایم پایین 😑دور مجتمع کلا بیابون بود 😁نصف شبی همه ریختن بیرون با همسرم رفتیم ی گوشه نشستیم کم کم همسایه ها یی ک میشناختیم همو اومدن پیشمون و کم کم جو عوض شد اون همه استرس و ترس و وحشت تموم شد و جاش و خنده و شوخی پر کرد یادمه انقد اون شب خندیدم ک فکم درد گرفت واقعا بهم خوش گذشت تمام کسایی ک دور هم جمع شدیم بچه نداشتیم و بعضیام ک مجرد بودن یادمه پام خواب رفت بلند شدم یکم راه برم یکم اون ور تر ک رفتم دیدم خانواده هایی ک بچه دارن چقد حالشون بده جدای از ترس مدام ب هم میپریدن یادمه ی خانومه مدام داد میزد الان شیر بچه رو از کجا بیارم و شوهرشم بهش میگفت تو بی عرضه بودی ک نتونستی ی شیر و با خودت پایین بیاری 😔خانواده هاییم ک چند تا بچه داشتن قشنگ حس اضطرابو میگرفتی ازشون اون لحظه زیاد متوجه نبودم شایدم اونارو متهم میکردم ک چقد عصبی و پرخاشگرن ولی الان توی این اوضااع با ی بچه میفهمم ک چقدرررر سخته این مسولیت چقدر سخته تحمل این اضطراب 🥲باید تمام وجودتو بزاری از جسم و روح و روان بچه ات محافظت کنی انگار ک بعد از اومدن بچه ما تموم میشیم و دیگه هیچ اهمیتی برای خودمون نداریم 😭💪💪💪💪💪
مامان جوجه کوچولو مامان جوجه کوچولو ۲ سالگی