۹ پاسخ

من دیشب رابطه داشتم توپ😂دیگه نمیدونم گناهه یا نه
اخه با شوهر ادم چه گناهی حلاله دیگه

عزیزم هزار‌چیز‌دیگه هست ک اسمش رو گذاشتن گناه و‌‌همه هم انجام‌مبدن همین رابطه فقط جای سوال داره ؟؟تورو خدا لذت ببرید از زندگی

والا خواهر ۵۰ روزه زایمان کردم هرموقع رابطه داشتم تا به هفته باز لکه بینی دارم 😅از هم دماغ آدم میاد این جوری بخوری تو ذوق🤣

مثلا چه شبیه که گناه باشه خواهشا خودتونو درگیر این چیزا نکنید و زندگیتونو کنید

هعی خواهر شوهر چه میدونه گناه چیه وقتی میخواد میخواد دیگه😂🤦‍♀️

بنظر من گناه نیست وقتی شوهرت بخواد ولی انجام ندی گناهه بین زنوشوهر هست چه گناهی داره
منم بارداریم از همین شبای قدر پارسال بود که الان یه فرشته کوچولو تو بغلمه

نه گناه نیست! چرا گناه باشه آخه؟!

هرکسی اعتقاداتی داره
منم خوب نمیدونم تو این شبا رابطه رو

منم دقیقا همین حس و دارم🥲

سوال های مرتبط

مامان نویان وکایان🩵 مامان نویان وکایان🩵 ۱۴ ماهگی
قربون خدا برم که همیشه هوای بنده هاشو داره ❣️
سال قبل تو تاریخ ۱۴۰۳.۱.۲۱ توی هفته ۱۷ بارداری قلب بچم وایساد و کورتاژ شدم
شدم یه آدم افسرده که از همه چی بدم میومد به بی بی چک که برام بهترین خاطره بود شده بود عذاب و بهش نگاه میکردم و گریه میکردم با خدا قهر بودم بدترین روزارو گذروندم که توی ۱۹ مهر پریودم عقب افتاد رفتم آزمایش و مثبت شد کار خدا بود
من اصلا اقدام نکرده بودم پسرمو در نا امید ترین روزای زندگیم خدا بهم هدیه داد
۹ ماه اصلا امیدی نداشتم که پسرم سالم به دنیا میاد میتونم بغلش بگیرم 🥲😥😭 خیلی برام سخت گذشت ولی خدا پیشم بود بچم و سالم بهم تحویل داد خدای مهربون ببخشید بابت ناشکری هام شاید خواستی صبرم و امتحان کنید مرسی ازت که بهم پسرم و هدیه داری فدای مهربونیات بشم چقدر شکر کنم کمه هروز و هر شب شکر کنم بازم کمه😭😥🥲❤️❤️❤️
امسال پسرم کنارمه و باهاش زندگی میکنم
ایشالله همه چشم انتظار ها هر چه زودتر خبر مادر شدنشون و بشنون
مامان قلب من مامان قلب من ۸ ماهگی
یادمه پارسال این موقع بود متوجه شدم باردارم ساعت دو شب فهمیدم همون موقع نماز شکر خوندم خیلی هم بارون میومد گذشت بعد چند هفته افتادم خونریزی شدید که داشتم سکته میکردم خیلی نرسیده بودم با چشمای گرون رفتم بیمارستان فرستاد سونو رفتم پیش. سونوگرافی گفت چرا گریه میکنی با این که آقا بود گفتم خونریزی شدید دارم مثل چی ازم خون میره گفت دراز بکش سونوت کنم انگاری آقا هم ناراحت شدش از اشک های من بهم گفت گریه نکن چشمات ببیند یه نفس عمیق بکش من سونوت کنم همین چشمام بستم صدای قلب بچم گذاشت برام 😭اونجا باز زدم زیر گریه این بار گریه ام از خوشحالی و ترس بود که چی می‌خواد بشه میترسیدم ولی توکل به خدا کردم نذر کردم بچم سهی و سالم بغل کنم تا آخر عمرم نمازم بخونم با خدا عهد بستم قبلان میخوندم ولی داعم نبود سه ماه استراحت مطلق شدم هر روز خونریزی داشتم بخاطر وجود هماتون گذشت دختر نازن الان کنارمه امروز اولین نماز بعد زایمانم خوندم نا خدا گاه امروز خوندم داشتم میخوندم یاد پارسال افتادم که همون جا نماز شکر خوندم اون موقع دخترم نوی دلم بود انشالله هر کسی می‌خواد خدا بهش بده🥺😍دخترم هدیه خداست بعد چند سال 🥺
رفلاکس کولیک پستونک