۱۵ پاسخ

تا دیشب که میزد نزدیک هم بود اما امروز آروم بود خداروشکر

سمت ما از دیشب ارومه
غربیم

من فردا قراره برگردم امیدوارم یکم کم شده باشه

منک دیروز اومدم رفته بودم شهرستان همسرم شمال ینی انقد برف اومد به غلط کردن افتادم از بس سرد بود ترسیدم بچم مریض بشه باز اومدم تهران صدا میاد ولی طرفمون اتفاقی نیوفتاده فعلا فقط صداهارو میشنویم

وای منم شهرستانم ولی اصفهان میشینیم ده روز از خونم دورم خسته شدم از آوارگی

ساهب خونه ما تهران بود پریروز اسباب هاشو آورد با کامیون میگه دیگه نمیرم بچه هام استرس میگیرن طرف ما الکی میزن

منکه تازه از تهران اومدم بیرون تا دیشب که میزدن امروز صبح نزده بودن شب شروع میکنن اگه میتونی بیشتر بمون

خیلی سخته حق دارید🥲

ببین سرو صدا هست نزدیکم هست
ما شرقیم
ترکش به ماشین و شیشه ها و خونمونم اسیب زده ولی خب خوبیم دگ زنده ایم
اگر از صدا نمیترسی استرس نمیگیری برگرد
ولی اگر نظر منو میپرسی برنگرد
یه موتوری رد میشه ادم دلش میلرزه انقدر صدا میاد من همه کارام شده با استرس با استرس به بچه شیر میدم ک اگ زدن لرزیدیم پناه بگیریم
با استرس حموم میرم با استرس میخابم
زندگی سخته واقعا اینجوری

منم شمال رفتم حالم بدشد با بچه خیلی سخته برگشتم من فردیسم دیشب ی چندتا زدن تاالان خبری نیس

منم میحثخوام برگردمممم تازه فكر كن من از قبل از جنگ مسافرت بوووووودم

وای چقدسخته حالامامان من اومده خونه من شوهرم همش غرغرکاش بزنن یه بمب همینجا😑

وای منم دلم پر میزنه واسه خونم 😓کل کار هام مونده

امن و‌امان..ساکت خلوت..از دیشبه هیچ نزدن البته من شرقم...برگرد سرخونه زندگیت دختر من که هیجا نرفتم....

حق داری کجای عزیزم

سوال های مرتبط

مامان مامان بچه ها مامان مامان بچه ها ۱۴ ماهگی