ولی به غیر همه دلداریا یک چیزی بهت بگم؟اینکه همه میگه ماهم همینیم یک وقت برات عادی نشه یکبار دعوا کنی یکبار بزنی دیگه عادت میکنیاااا میدونی چقدر هورمون استرس تو بدنش تولید میشه 🥺🥺منم حتی وقتی نوزاد بود نمسخوابید گریه میکرد دعواش میکردم گریه میکردم یهو به خودم اومدم گفتم ایا کسی بچه اش بهم امانت میسپرد هم جرات داشتم دعواش کنم؟چرا ب خودم اجازه میدم سر بچه ام داد بزنم
برای اینکه ما یار خوبی نداریم
عزیزم همه عصبی میشن، ولی اون طفلی بجز مامانش مگه کیو داره، تو همه کس و کار و امید نی نی هستی، اگه بخواییم ناراحتیمونو سرشون خالی کنیم طفلی عصبی و استرسی میشه
من ارومم قصدم ندارم ب خاطر جنگ بچمو روانی کنممیخوام قوی باشم نزارم اثرات جنگ بهش سرایت کنه اینده نابود بشه ب هر حال خدا بزرگه ادم احساساتی هم هستم با هر بار صدای جنگنده بچمو بغلم میگیرم گریه میکنممیگمخدایا بچه هامونو خودمو تو اغوشمون بزرگ کنیم گناه بچه چیه مادر یعنی سپر تمام اتفاق های بد ناگوار خوب خوش باید مدیریت کرد
باید خیلی کار کنی رو خودت و صبرت
من اینقدددر رو صبرم کار کردم هر کاری کنه پسرم و از هر جا دلم پر باشه برا پسرم حالم خوبه
منم همینم ضعف عضلانی شدیدی پشتم دارم وقتی نیکا رو بغل میکنم بینهایت درد دارم یوقتایی همش با خودم میگم چه اشتباهی کردم بچه آوردم خیلی سخته نه خواب درست نه غذای درست نه استراحت نه تفریح
منم گاهی از رفتارای دیگران عصبی میشم ،علی که جیغ جیغ میکنه سر اون طفلی خالی میکنم، بعد خودم عذاب وجدان میگیرم میشینم گریه میکنم، واقعا نمیدونم چیکار کنم تکرار نشه
خب همه ما کنترلمونو از دست میدیم
اما من بجای اینکه ب دخترم اسیب بزنم بیصدا گریه میکنم ک نبینه اما حالم بهتر میشه
عزیزم همه همینیم
منکه این چند روز هم حالم خوب نبود با همه دعوا داشتم
منم الان حمومش کردم نمیزاره لباس بپوشونمش هی دادزدم عذاب وجدان گرفتم دارم گریه میکنم تمام زندگیمه ولی واقعا بعضی وقتا اعصابم نمیکشه الان ازخودم متنفرم
منم همینجوریم ایشالا ک صبور بشیم🖤
تقریبا همه همینن عصبانی میشن
من سر دختر نه سالم خیلی داد میزنم اونم دختر خیلی شلوغی هست اذیت میکنه
من هم خیلی عصبی میشم سرش داد میزنم البته باردارم دست تنهام خیلی اذیتم
شرایط سخت هست عزیزم نگران نباش، ما مادرها هم کم میاریم خسته میشیم کسی هم نیست درک کنه بشینیم درد و دل کنیم ، تلویزیون روشن کن،آهنگ بذار من خودم عاجزم به خدا اینقدر خسته و داغونم هر سری یک مریضی میگیرم یک جام عفونت میکنه خدا کمک کنه اعصابمون داغونه
همش از خستگیه من خیییلی آرومم ولی گاهی اصلا مخم نمیکشه بچم میگه مامان میخوام بزنم تو دهنش .همش بخاطر مسئولیت زیاد و خستگیه
بعضیامون خیلی خسته ایم
یکیش خود من
مریضم،واقعا مریضم گاهی بی حال میشم میوفتم
هر چی دارو میخورم بی فایده است میگه باید استراحت مطلق باشی ی مدت
ولی مگه میشه؟
تنهام
حدود شش ماهه خانواده ام و هیچ احدی رو جز شوهرم ندیدم
و شوهرمم ماموریت
برمیگرده خسته است
پس شش ماهه من بیست و چهار ساعت درخدمت بچه ام
اونم نه خواب داره نه خوراک
خب بنظر تو با این شرایط من مادر فوق العاده ای میشم؟
عیب نداره عزیزم.ما هم امکان داره عصبی بسیم خسته بشیم کم بیاریم .ولی سعی کن صبور باشی اون بچه تمام امیدش تویی
هممون گاهی بخاطر شرایط اینجوری میشیم منم بعضی روزا حالم خوب نیست پسرمم بیشتر نق میزنه
عزیزم باور کن اکثرشون همینن
واقعا نمیدونم چرا اینطوریه، من گاهی عصبانی میشم از دست دخترم ، ولی سعی میکنم خودمو کنترل کنم.
اشکال نداره عزیزم مادر بودن مسئولیت خیلی سختیه رو خودت کار کن اروم باشی منم گاهی عصبی میشم ولی هی بیشتر سعی میکنم رو خودم کارکنم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.