۶ پاسخ

از دیروز منتظرماا اینا خیلی خیلی عالیه بزار بمونه خانمای دگه بعدنا میخونن تجربه میشه براشون .مرسی که وقت گذاشتی انشالله بچت به سلامتی بغل کنی ذوقشو بزنی

آره منم با مامان آدرین موافقم
کاش همه رو بگی حالا که شروع کردی بگی ☺️

بقیشو همم زود زود بزار
از وسایل نینیم بزار سیسمونی اینا
عکس خودت و شوهرت اگع میشه بزار
و اینکه اگه مشکلی نداری بگو چرا با خوانوادت در ارتباط نیستی

پارت 2️⃣9️⃣ از تجربه‌های بارداریم
خلاصه رسیدیم خونه و لباسامو مستقیم انداختم لباسشویی حموم نمیتونستم برم چون حموم زیاد خوب نبود کلا هفته ای دو بار در حد پنج الی ده دقیقه میشد رفت
نوارمو عوض کردم و لباس تمیز پوشیدم و دراز کشیدم دیگه باید فقط استراحت میکردم فقط برای سرویس از جام بلند میشدم کلا شرایط سخت و کسل کننده ای بود ساعت حوالی ۸،۹ شب بود یه درد پریودی امد سراغم خفیف بود اما خب برام اذیت کننده بود شیاف داشتم دکتر بهم هفته یه امپول و روزی دو تا شیاف پروژسترون داده بود اونو گذاشتم یکم بعد اروم شدم میلم به غذا نبود کلا کم اشتها بودم من اون حالت تهوع وحشتناکی که داشتم تازه خوب شده بود
دقیقا تا حالت تهوعم خوب شد ماجرای فانلینگ و سرکلاژ پیش امد اصلا فرصت نداد یکم به خودم بیام
خلاصه تا یکی دو هفته همینجور غذام هم خوابیده یا دیگه اگر نمیشد نهایت نیمه مینشستم و همسرم لقمه میگرفت و دهنم میکرد کسیو نداشتم جز اون و خواهرشوهرم که خواهر شوهرم فقط خونه رو مرتب میکرد و پیش من میموند تایمی که همسرم نبود همسرم هم میومد از سرکار غذا درست میکرد و به من میرسید بعد دو هفته دیگه سعی میکردم برای یه ده دقیقه برای غذا بشینم و خودم بخورم اما باز زود خستم میشد و فشار میومد بهم و و باز به همسرم میگفتم کمکم کنه
راجب لکه بینی هم بخوام بگم کلا شاید دو روز هم لکه بینی نداشتم روز سوم و اینا بود دیدم احساس سوزش و عذر میخوام ترشح زرد دارم بهم انتی بیوتیک یا همچین چیزی نداده بود برای همین همسرم رو فرستادم مطب دکتر برام ازمایش ادرار نوشت و همسرم ظرف نمونه رو از ازمایشگاه گرفت و اورد چون من نمیتونستم برم و بعد جواب رو برد دکتر برام سفکسیم ۴۰۰ نوشت ده روز خوردم شبی یکی و بهتر شدم...

خداروشکر که به خیر گذشت 😍
و مهم تر از همه اینکه شوهر خوب واقعا نعمته ✨️✨️
خداروشکر بابت همسرای با درک و با محبت و آقایی که داریم🥹

رمان مینویسی مامان جان

سوال های مرتبط