۱ پاسخ

پارت 3️⃣0️⃣از تجربه‌های بارداریم
خلاصه بخوام کلی از استراحت مطلق بگم سخت میگذره کسل کننده است راه رفتن خوب نیست حموم رفتن که کلی انرژی به ادم میده خوب نیست رابطه ممنوعه و از همه بدتر خرید کردن واسه جوجت خب خرید کردن نیاز به گشتن و پیاده روی داره لذتش اونجاست که بری لباسا رو دونه دونه نگاه کنی و ذوقشونو کنی خلاصه بگذریم..
بعد از حدود یک ماه دیگه یکم عادی تر شده بود برام همچنان دست به چیزی نمیزدم اما خب قبلا هفته ای یه بار ففط میرفتم سریع امپولم رو میزدم و برمیگشتم اما دیگه کم کم میرفتم با ماشین دور میزدم در حد نیم ساعت دیگه روحیم داشت داغون میشد منی که هر شب بیرون بودم برام سخت بود گاهی دلم حتی برای دم در خونه هم تنگ میشد
از ۳۳،۳۴ هفته به بعد شروع کردم گاهی یه چیزی درست کردن گاهی چند تیکه ظرفی چیزی شستن یه جورایی نسبی شد استراحتم
دکترم ۲۵ هفته گفته بود شیاف ات رو قطع کن اما خب من اون زمان درد داشتم همین که یه ساعت از زمانش میگذشت من اذیت میشدم برا همین قطع نکردم تا همون ۳۶ هفته
از ۳۴ هفته روزی یکی ۳۵ هفته هم یه شب درمیون که دیگه ۳۶ هفته به بعد نذاشتم خلاصه ۳۶ هفته و ۲,۳ روزم بود یعنی همین دو سه شب پیش که تب کردم و بدن درد شدید داشتم استخونام درد میکرد به شدت اما سرما نخوردم شکمم از صبحش نزدیک به ۲۰ بار سفت میشد شل میشد کل شکمم زنگ زدم همسرم نمیدونستم طبیعیه یا نه بهش گفتم گفت من که سر در نمیارم گفتم بریم زایشگاه یه ان اس تی بگیرن اگر انقباض باشه نشون میده فک کنم گفت هر چی خودت صلاح میدونی و رفتیم دنبال خواهر شوهرم و رفتیم سمت زایشگاه...

سوال های مرتبط