۲۲ پاسخ

من احترام نگه ندارن خونه مادرمم نمیمونم حتی

من توی شرایط اینچنینی کمتر میرم. البته یه سری از آشنایان هم بودن که کلاً کات فور اور شدن. رفت و آمد قطع، شماره‌ها حذف، پیج اینستاگرام آنفالو و اینا. ولی خانواده فرق داره به نظرم. مثلاً مامانا و باباها اکثراً هم نظر نیستن با ما، خب من به دل نمی‌گیرم.

من بخاطر شوهرم میرم ولی اگ خانواده خودم باشه نمیرم

سلام نازنین جان خوبی ؟ امیدوارم حالتون خوب باشه 💕
من جایی که حالمو خراب کنه نمیرم
حتی خونه ی خانوادم

من کلی وقته خونه مادرشوهرم نرفتم چون نه تو مهمونیاش نه همینطوری یه بار دعوت نمیکنه بگه بیاید خونمون همش سرش گرمه بچه های خواهر و برادرشه ولی اون پرو پرو میاد خونه ام با حرفاش حرصم میده

نه نمیرم منم الان با داداشم دعوا کردم ولی ب مامان بابام گفتم خونتون نمیام جایی ک برای آدم ارزش و احترام نذارن آدم پا نمیشه بره

من کلا قید تمام اطرافیانم و زدم..ارتباط یا تماسی هم باشه فقط از جانب اوناست.با هیچ کس هیچ ارتباطی ندارم

سلام عزیزم،چ خبر از شیراز؟من همین الان زیر بمبارون هستم به همین دلیل.اینجا راحتترم

قبلا میرفتم و تحمل میکردم اون فضارو الان خیلی راحت نمیرم و بیشتر به خودم احترام میزارم تا بقیه

کلا ب هیچکس کارندارم
جایی ک‌ راحت نباشم نمیرم

من دوس ندارم برم خونه پدرم یا حتی مادرشوهرم ولی خونه پدرمو بخاطر خواهر و برادرام و خونه مادرشوهرم بخاطر شوهرم میرم ،چاره ای نیست دیگه

منو خانوادم عقیده امون کاملا متفاوت هست
مجبورم پیش بابام سکوت کنم چون دعوا مون میشه تا جای ک میشه نمیرم مگه دلتنگ بشم

تاجایی ک بتونم نمیرم والا خودم مهمترم یا حرف بقیه مثلا مادر شوهرم بینمون رو بهم میزنه ماهی یکبار میرم

ببین من حتی با خانوادمم ب مشکل میخورم مامانم یسره با شوهرم بحث میکنه ولی چاره چیه؟گوشت و از ناخن نمیشه جدا کرد
ولی با اونایی ک رو مخم هستن قطع ارتباطم و صد درصد اولویتم خودمم

خیلی رفت و امدمو محدود میکنم فدات شم برم هم سعی میکنم تویه بحثاشون شرکت نکنم و با یه لبخند تموم کنم.

جایی که رو اعصابم باشه نمیرم حالا هرکجا میخواد باشه

خونه مامانم نزدیک نیست و بخاطر شرایط نمیرم و ا‌وناهم میگن نیا خطر داره
خونه پدرشوهرم هفته ای یبار در حد دو سه ساعت مثل قبل
و هیچ جا دیگه نمیرم حتی خونه خواهرام یا فامیل همسرم الان شرایط عادی نیست ک برم
گاهی بعضی ها جا در کل باب میلم نیست ب همسرم میگم من دوس ندارم و فقط بخاطر تو اومدم و اگر بی احترامی کنن و مجبور بشم برم خیلی تحویل نمیگیرم انگار نیست برام

من حذف کردم یعنی حذف حذف نه مث خونواده خود آدم
ولی خیلیییی کمرنگ کردم خیلی
خیلی حالم بهتره که کم شده.
ادم روح و روان خودش خیلی مهمتره

فقط خداکنه زودتر تموم بشه 🥺نکه ترسیده باشم نه من ازتهران تکون نخوردم خونه کسی نرفتم ولی بچم خیلی می ترسه همش میگه زدن بمب

من الان دارم میرم مسجد ترحیم پسر خواهرم
بچه ۱۵ ساله سکته مغزی کرده تو خواب تموم کرده تو زندگیم تاحالا چنین غم و رنجی و نکشیده بودم کاش منم الان دغدغه زندگیم جنگ بود نه مرگ عزیز قلبم

سعی میکنم نرم اما بعضی وقتا بخاطر شوهرم مجبورم برم خونه فک و فامیل عتیقش

تا اونجا بتونم نمیرم ولی خب مجبور باشم میرم دیگه چیکار کنم
سعی کن ذهنتو اذیت نکنی شاید جای شلوغ بری بتونی یکم از اون درگیری ذهنی دور بشی

سوال های مرتبط