دیشب خاب دیدم مُردم . عزرائیل رو دیدم ک اومد سراغم و یهو جسمم رو دیدم ک مرده بعدش مراسم ختمم رو دیدم .داشتم مشکی پوشیده بودن و بعضی از اطرافیان خوشحال بودن و .... یهو از خاب پریدم دیدم ک زنده م خداروشکر کردم 🤲
بعد چای دم کردم ب جای صبحونه با پسرم تیتاپ و بیسکوییت با چای خوردیم (الان خانوما میان فوش میدن که ضرر داره نده به بچه 🤭حالا یروز طوری نمیشه.آدم گاهی باید شل کنه)و یه خرید از اکالا زدم و پوشک پسرم باز کردم و یکم همینجوری بدون پوشک گذاشتم چرخید بعدش کلی ظرف تو سینک بود و نَشُستَم و با خیال راحت نشستم سریال مودیدم بعدش شوهرم از خاب بیدار شد صبحونه شو بردم تو رخت خابش خورد بعد بهش خابم رو تعریف کردم ناراحت شد و بهش گفتم اگه یروزی مُردم خیلی مراقب مهرسام باش و زن هم بگیر تنها نمون.ادم از فرداش خبر نداره ک‌.الکی جدی گرفتیم زندگی و .بعد با پسرم رفتیم دوش گرفتیم و آب بازی کردیم و اومدم .خونه تکونی رو فعلا ول کردم و کنار بخاری زیر پتو دارم استراحت میکنم .
بدون سخت گیری و قائده و قانون .... 🙂🙃😶
پوشک
فرزند پروری
اسهال بچه
مادر
#مادر #فرزند

۱۰ پاسخ

خواب مرگ و دفن کردن ینی غم و ناراحتی ک داری ب زودی از بین میره بر عکس همه ک فکر میکنن بعبیر خوبی داره

معمولا برعکس
من قبل ۱۸ و ۱۹ دی عمه هامو توی یه جمع مهمونی دیدم همه میگفتن و میخندیدن شااااد ی هفته نشد پسر عممو کشتن همون جمع در واقعیت کلی عذا و گریه
الان چند شبه دوباره همون جمع رو خواب میبینم ک ب شدت گریه و زاری میکنن انشاالله ایندفعه شادی و خیر باشه

حالا من پامیشم خطو نشون میکشم وای بحالته زن بگیری
بچمم خودت تنها بزرگ میکنی ن دست کسی دیگه😂

عزراییل چجوری بود؟ ترسناک

تعبیرش که واقعا نمیشه عزیزم
اتفاقا تعبیر خوبی داره
انشالله تنت سلامت باشه و همیشه بالا سر پسرت باشی
من همش به شوهرم یاداوری میکنم اگه مردن زن بگیری میام میبرمت 🙄غلط کرده که زن بگیره
اصلا کی بهتر از من رو میخواد پیدا کنه

خیره انشااله🫠

ایشالا عمرت طولانی تر میشه در ضمن دور از جونت اون خودش زن میگیره نمی‌خواد وصیت کنی


من ب شوهرم گفتم زن بگیره میام میبرمش

منی ک بعده خوندنه تایپیکت دغدغم اینه ناهار خوردین یا ن؟🤣

خیر باشه ان شاالله

خو شوهرت نگفت زن میگیرم نگران تنهایی من نباش تو فقط بمیر؟؟😂😂

من هرموقع از مردن حرف میزنم شوهرم اینجور میگه حرصم بده

سوال های مرتبط

مامان امیرعلی و نورا مامان امیرعلی و نورا ۲ سالگی
مامان گل دخترم♥️ مامان گل دخترم♥️ ۲ سالگی
سلام مامانها شبتون بخیر باشه ♥️
من خیلی حالم بده
دیشب که خوابم برد خواب دیدم با دخترم خونه ی پدر بزرگم بودیم خونشون یک پنجره ی بزرگ داره من داشتم با مادرم حرف میزدم برگشتم ببینم دخترم چیکار می‌کنه دیدم پنجره رو باز کرد و پرت شد پایین پایین و نگاه کردم همون لحظه به زمین افتاد و خون همه جا پاشید بیدار شدم داشتم میمردم کلی گریه کردم کلی بوسش کردم بوش کردم ولی آروم نشدم خوابم یک جوری بود همه چی واضح و عادی بود خلاصه تا دم صبح نتونستم بخوابم فقط دخترم و نگاه کردم بعدش یک لحظه چشمهام گرم خواب شد باز خواب دیدم دخترم از یک جای بلند افتاد و دور از جونش تموم کرد بیدار شدم حالم بدتر ایندفعه دیگه واقعا قلبم درد میکرد از ترس دخترم و نگاه کردم خوابیده بود خدارو هزار مرتبه شکر کردم که یک خواب بود دیگه از ترس نخوابیدم تا همین یکساعت پیش دخترم با باباش بازی میکرد چون سرم درد میکرد اومدم تو اتاق یکم دراز کشیدم خوابم برد باز خواب دیدم با دخترم رفته بودم بازار داشتیم راه می‌رفتیم که دخترم گم شد فقط خدا می‌دونه چقدر تو خواب خودمو کشتم و جیغ و داد کردم یهو با صدای شوهرم بیدار شدم گفت چی شده چرا داد میزدی تو خواب گفتم خواب دیدم .خانمها همه ی تن و بدنم میلرزه دیگه جرعت نمیکنم بخوابم این خواب ها چیه میبینم نکنه خدایی نکرده زبونم لال دخترم چیزیش بشه ؟