۲۱ پاسخ

دلم میخواد قرن ها مثل خرس ها به خواب زمستونی برم😂

فقط دلم میخواد درک بشم همین 😭

به قول دوستمون
با ادمای با درک و با شعور زندگی کنم و بچمو بزرگ کنم

دلم‌ میخواد هفت شب و هفت روز پشت سرهم بخوابم🙂

من که بُریدم😤😔بس که باهم دعوادارن وبه سروکول هم میپرن

من خستم یعضی وقتا سر یچم داد میزنم بعد عذاب وجدان میگیرم🥺میگم این چی میفهمه که دعواش میکنم

خستی جسمی یه طرف
گرفتاری و مشکلات و بی پولی هم بدتر از اون
کل انرژی و انگیزمو گرفته روحیه ندارم

اگه بگم از همه چی؟🙃

همین که بچه من رو نبوسن و یه ذره درک بشم کافیه

کاش منو بچم میرفتیم یه جایی که هیچ کس مارو نبینه تا نظر بده.. بچه داری قشنگترین کار دنیاست اگه بقیه دخالت نکنن

دلم میخواد این صداها از رو آسمون شهر و کشورم قطع شه ده روزه نخوابیدم همش بچم تو بغلمه و با اولین صدا میریم تو ماشین که فرار کنیم
خستممممم از استرس از تپش قلب از بیخوابی

دلم میخواد کار کنم خودم پول دربیارم دلم حقوق میخواد فقط درآمد میخواد دلمد

فقط و فقط دلم میخاد شبا کامل بخابم همین واقعا همین

از نظرات احمقانه و بیخود دیگران خستم از این که باید صبح تا شب بگم بچمو نبوسین خستم از این که همش باید بگم به اسم خودش صداش کنین و اسمای عجیب غریب روش نذارین خستم
تموم کارای بچمو با لذت و خوشحالی انجام میدم فقط از حرفای دیگران خستم

دلم میخاد ب معنای واقعی درک بشم
دلم خواب میخادددد

واییی چقد امروز دلم پر بود
خسته شدم از مقایسه هااا،با اینکه وزن بچه خیلی خوبه تو ۷ماهگی،۹کیلوعه
ولی صورت لاغری داره و بیشتر کشیده ست،همش میگن تپل نیست...وایییی دلم میخواد دل بشکونم ولی مث اینکه چاره ای نیست...باید بگم تا ساکت شن،خسته شدم از اینکه فکر کردم لابد شیرم خوب نیست..با حرفاشون دارم ناشکری میکنم رسما

استرس این استرس منو کشته هروز استرس یه چیزیو دارم هرچی میخوام حساس نباشم نمیشه الان گاهی اوقات که شیر میخوره دماغش خر خر صدا میده نمیدونم سرما خورده یا نه از اون طرف فردا واکسن داره موندم ببرم واکسن بزنم یا نه آخه میگن سرما خورده باشه نباید بزنی از یه طرفم چون واکسن ۴ ماهگی اذیت کرد از شش ماهگیم میترسم🥲
دیگم بگم یا بسه🥲😂

اخ خیلی خستممممم اونقدر ک شبا از خستگی خواب نمیرم

واسه بچه داریم کسی دخالت نکنه
گیر ندن بچه رو نگه داریم
بچه مو بوسش نکنن
وقتی بوی بد میدی بچه مو بغل نگیر
شاید کم بیارم شاید خسته بشم ولی عاشق دخترمم تک تک لحظاتش شیرینه

دلم میخواد شوهرم منو بفهمه یکم حرفامو گوش بده

من وقتی خستم میام پیش مادر شوهرمو مامانم نگه میدارن یکماهی میمونم و برمیگردم خونم من دخترم خیلیی بد قلقه نه میخوابه درست شبا گریه میکنه تا خوابش ببره رفلاکسم داره شوهرمم همش فکر کار و گردش و بیورن رفتنشه کمک نمیکنه زیاد منم دست تنها از صبح یهو تا ۱۰ شب خونه بودم دیگه روانی میشدم باهاش کولیک هم داره این شد جمع کردم رفتم پیش بقیه قهرمان بازی رو کنار گذاشتم خلاصه الانم که جنگه خونم وسط یه مشت پادگانه ، دخترم سینمو ول کرد چون شیر نداشتم بدم بهش درست چیزی نمیخوردم دیگه تلاش کردم گرفت سینمو باز

حسرت یه خواب شبانه دارم 😂

سوال های مرتبط

مامان آدرین مامان آدرین ۱۷ ماهگی
دیشب پسرم خیلی نق میزد ،ساعت خوابش بود و نمیخوابید ،من بودم و کلی ظرف نشسته و پسرم که گریه میکرد ،شوهرم از خستگی دراز کشیده بود و نگاه میکرد ... میدونم واقعا خسته بود ،آرایشگره و از صبح تا ۸ شب سر‌پا و دست تنهاست تو مغازه. ولی من از دستش شاکی بودم ،توقع داشتم‌بیاد بچه رو بگیره که من به کارمم برسم و هم اینکه خسته نشم از گریه هاش. شوهرم پاش درد میکرد و تنهایی داشتم حرص میخوردم ،خیلیییی عصبی شدم و یه مامان عصبانی بودم که هی غر میزدم که پسرم بخواب ،خسته شدم ،ای بابا و فلان... با پسرم بداخلاقی کردم تا اینکه گفتم بابا لامصب بیا بگیر بچه رو یه کم مغزم آروم‌بشه من از صبح دارم باهاش کلنجار میرم. اومد بچه رو گرفت یه کم اروم‌شدم‌،بعد میگم خب میدونم خسته ای ولی وقتی میبینی دارم عصبی میشم و خسته ام‌بیا بچه رو بگیر چند دیقه کافیه تا اروم‌بشم. حالا ایناش هیچی ، اصلا با همسرم مشکلی ندارم و درکش میکنم و اونم همیشه درک میکنه منو ،فقط نمیدونم چرا دیشب انقدر عصبانی شدم و از اینکه با پسرم بد اخلاقی کردم و هی غر زدم ناراحتم و عذاب وجدان دارم