۱۵ پاسخ

چه فکرایی

خدا بزرگه حالا اسن چه فکریه

وای دقیقا منم همین فکرو میکنم تازه من بچم شبا تو تختش میخوابه وقتی بیدار میشه خودش بلد نیست بیاد بیرون این کابوس هر شب منم هست😔

وای خدانکنهههه

الان که گفتی به ذهنم رسید !! چه ترسناکه جدی

خدانکنه، چ فکرایی میکنید، البته منم از این فکرها قبلاً زیاد میکردم، مادریم دیگه حتی تو دورازجونتون تو مردنمون هم باز به فکر بچمونیم😥

به مامانت بگو هر روز صبح بهت زنگ بزنه ازت خبر بگیره
من نگرانی‌تو درک می کنم

وای دختر نکن این فکرا رووو
من الان که گفتی بهش فک کردم چه حس بدی گرفتم
منم خیلی تنهام با کسی رفتو امد ندارم شوهرمم صب تا شب نیستش
چه میشه کرد
خدا ما رو برای بچه هامون
و بچه هامونو برای ما حفظ کنه

چه سناریو میچینی برا خودتااااا،

فکر کردن طبیعیه اما زیاد توجه نکن ب این چیزا
ب چیزهای خوب بیشتر فکر کن
ب بزرگ شدن دخترت
ب اینکه عروسش کنی
همیشه بیاریش خونت ک احساس تنهایی نکنه
تنهایی الانت تجربه شه برا بعداً بچه هات جبران کن

‌بیخیال بابا
سودای مغزت زیاد شده
ب چیزای خوب فکر کن عزیزم

چقد منم این فکرا رو میکنم خدا نکنه

منم گاهی از این فکرا میکنم و ی کلید زاپاس خونه بابام گذاشتم و بهشون سپردم گاهی ک چندبار زنگ زدید جواب ندادم بیاین خونه یسر بزنید شاید من مرده باشم و نگار تنها باشه 😐😐😐

خب چرا؟
خانوادت؟
خانوده شوهرت؟

چقدر منی اوایل همش فکرم اینا بود

سوال های مرتبط

مامان شاهرخ مامان شاهرخ ۲ سالگی