شوهر من هر شب که از سرکار میاد پسرمو یکی دو ساعت می‌بره بیرون یا پارک یا خونه مادرش یعنی دیگ جایی نداریم بره طبق تاپیک قبلی خیلیا گفتن چرا می‌زاری بره اونجا بدون خودت ....
ببنید پسر من مثل بقیه بچه ها آروم نیست بگی با اسباب بازی بازی کنه کلا پسر سختی هست و بدقلق و نق نقو دائممممم در حال ناله گریه بگی بازی نمی‌کنم هم باید از وقتی بیدار تا وقت خواب دنبالش بدوی همین بازی دوست داره بقیه بازیا نهایت ده پانزده دقیقه حال من صبح تا شب که شوهرم میاد بااین بچه سر میکنم بعد شب هم یساعت تنفس نداشته باشم یعنی رسماً روانی میشم امتحان هم کردم یکماه نزاشنم بره درسته نرفت ولی ازاینرو من پرخاشگر شدم اخلاقم با شوهرم بدتر بی اعصاب تر خلاصه بگم مادرایی که بچه عین من دارن میفمن چی میگم واقعا تحملش ۲۴ ساعت سختتتتههههه حالا بنظر شما نزارم ببره؟ کار من اشتباهه؟ صبرمو زیاد کنم ؟ یعنی اینجوری بچه بد عادت میشه؟؟ شما تجربه دارین تو دوست آشنا یا اونایی که چند فرزند دارن پدرشون اینکارو کنه بعد بزرگ بشه بیرونی کوچه خیابونی نشه؟؟؟ من میگم یکم بزرگ تر بشه دیگ خوب بد بفهمه کنترلش کنم الان تا پدرش میاد میگه بریم بیرون یا کارم اشتباهه لطفا بهم بگین خداخیرتون بده 💚

۱۷ پاسخ

نه کارت درست توهم بایدبراخودت تایم داشته باشی

عزیزم باوقتی پدرش بیرون میره یا خونه مامانجونش میره چه اشکالی داره ؟! متوجه نمیشم چرا مامانها گفتن اجازه ندی
بالاخره باباش مواظبشه و خونه غریبه و جای بد هم نمیبره بچشو
اتفاقا خیلی خوبه اینکارش بنظر من قدردانش باش و وقتی نیستن حسابی ریلکس کن

فقط همیشه تاکید کن به همسرت که بچرو تنها نزاره و خودشم باشه حتما

منم دقیقا مثل توام من ماهی یبار یا سه هفته ای یکبار دخترمو از پنج شنبه صبح میفرستم با شوهرم تا عصر اونجا که یه جونی بگیرم خودمم ته قلبم راضی نیستم بره چون وقتی میره اونجا خیلی رو مخش کار میکنن انگار میخوان بکشوننش طرف خودشون ولی من برام مهم نیست چون میگم تهش مادرش منم اونا رو به من که ترجیح نمیده ولی اون روزی که دخترمو میفرستم با اینکه از لحظه خروجش هی ساعتو نگاه میکنم و دلم واسش تنگ میشه ولی انرژیم برمیگرده

دقیقا منی اوف که روانی شدم با دخترم

نگا دو حالت داره اینایی که میگی دقیق دختر منم همینه منم خیلی عصبی و پرخاشگر میشم روانی میشم....اگرم بره با تربیت اونا بزرگ میشه به حرفت شاید نکنه

ببرش خانه بازی پارکی چیزی با ماشین دورش بزن تا انرژیش کم بشه

منمم دخترم همینهه همش بیرونیم اصلا خونه نمی ایسته

نه درکت میکنم،دختر منم همینه.
بذار بره یکم نفس بکش

بنظرم به همسرت بگو دیگه خونه جاریت نرن ، ولی خونه مادرشوهرت و‌بیرون اوکیه و اینکه چقدر خوب و درست جواب جاریت داده ، مهم اینکه همسرت جواب داده، منم همسرم بیشتر روزها دخترم‌میبره بیرون که من یه استراحتی کنم ، منم با خانواده همسرم‌رابطه ندارم ولی گاهی اوقات شوهرم و دخترم میرن خونه مادرشوهرم

دقیقا دختر منم مثل پسر شما هست . از وقتی بیدار میشه تا ده و یازده شب که به زور بخوابه منا روانی می‌کنه .‌ولی من با این شرایط نمی‌زارم بره خونه. مادر شوهرم چون اصلا شیوه تربیتی و خوراکی آنها را قبول ندارم . باورت نمیشه یه شب بیرون بودیم مادر شوهرم زنگ زد که یه سر هم به ما بزنید گفتم دخترم باید بره شام بخوره دیگه و خسته است خلاصه با اشک و آه شوهرم را راضی کرد . رفتیم اونجا برای دخترم بیسکویت آورده با شکلات که بخور سیر بشی . اینقدر لجم گرفت که از دستش گرفتم رفتم تخم مرغ برداشتم پختم دادم به دخترم . من اصلا هیچ جا سر یخچال کسی نمیرم ولی دیدم اینقدر نفهمه که بچه را با شکلات میخواد سیر کنه . البته بیشتر با من لجبازی می‌کنه چون گفتم تا دو سه سالگی نمی‌خوام مدام هله هوله بخوره .
ولی در مجموع خانواده شوهرم هله هوله خورند ولی من نه .

ن بنظرم کار خوبی میکنی عزیزم بزرگ‌تر ک بشه بیشتر متوجه میشه میفهمه خسته تر میشه اصلا یادش نمیاد ک بیرونیم هست
ولی برای خونه پدربزرگ خودت باید تصمیم بگیری بنظرم باید ببینی اونجا رفتارشون با پسرت چطوریه

آفرین هم ب خودت هم شوهرت ک می‌زاره یکم تنها باشی واسه خودت باشی نفس راحتی بکشی بهترین کارو میکنین ب حرف کسیم گوش نکن هرچی میگن پسر منم همینه ولی من دائم تو خونم چون همسرم سره کاره بیشتر وقتا وقتیم میاد خستس اما خب منم دلم میخاد چند ساعتی نگهش داره با خودم تنها باشم اینم بگم پسر من خدااااروشکر شبا دیگه ۹ میخابه بعد من تا دو و سه می‌شینم فیلم میبینم و خلاصه با خودم عشق میکنم 😂 ولی پرخاشگر و عصبی هم شدم و اصلا دلم نمیخاد اینجوری باشم حالم از خودم بهم میخوره

من هر روز ظهر شوهرم پسرمو می‌بره مغازه پیش خودش یه ساعت،بعد از ظهری ام خودم میبرم یه نیم ساعت.
اصلأ کارت اشتباه نیست،بزار خودت و بچه نفس بکشین

عزیزم پسر منم روزی چند ساعت با باباش میره خونه مادر شوهرم یا گردش . به خودت عذاب وجدان نده کار درستی کردی برا این که مادر خوبی باشی باید به خودت برسی ارامش داشته باشی . پسرت هم باید با باباش وقت بگذرونه

نه عزیزم خیلیم کار خوبی میکنی، منم بعضی وقتا پسرمو با شوهرم میفرستم خونه مامانش، تا یه، نفسی بکشم

بچه وقتی بزرگتر بشه به مرور عادتش ترک میشه. اتفاقا خوبه اینطوری، هم خودت یه. نفس میکشی هم رابطه بین پسر و همسرت خوب میشه. حالا چه اشکالی داره بره خونه پدربزرگش؟ اونم تحت نظر همسرت.
این عادت نمیشه الان کوچیکه وگرنه بزرگتر بشه بهتر میشه

مثله منی منم پسرم همینه

سوال های مرتبط

مامان کوچولو مامان کوچولو ۳ سالگی
تاپیک مامانایی که از خودشون راضی هستن رو دیدم افسردگی گرفتم😂🥲
من کل وقتم برای دخترمه ولی واقعا راضی نیستم از خودم دخترمم از من راضی نیست😁
مثلا میبرمش پارک بازی میکنم و کلی بیرون وقت میگذرونیم بعد برگشتنی چنان با جیغ و داد و قشقرق برش میگردونم که کلا حس خوبی برام نمیمونه
داروهاشو از اول نمیخورد و بعدش انقدر گریه میکرد و تف میکرد که پشیمون میشدم حتی مریض شدنی من نمیتونم بهش شربت بدم هرجورشم امتحان کردم الان فقط زینکشو میخوره اونم تو لیوان با رشوه و جایزه
علاقه خاصی به تمیز کردن خونه و غذا پختن اینا دارم ولی اجازه نمیده همش غر میزنه و گریه میکنه یا میره سراغ کاری که میدونه ناراحت میشم مثلا کمدو خالی میکنه زمین
وقتایی که هفته ای یکی دو ساعت با باباش بره بیرون میتونم به خونه برسم و تا میاد یکم استراحت کنم ولی اکثر وقتا بیحوصله و عصبی ام
کلی اسباب بازی و کتاب خریدم تا باهاش وقت بگذرونم و تا جایی که علاقه نشون بده بازی میکنم ولی حوصلش سر بره به بازی راضی نشه یسره میگه بریم بیرون و میرم تو گوشی خودمو مشغول میکنم و تنها تفریحم همین شده
مامان آیهان مامان آیهان ۲ سالگی
مامانا من ی مشورتی میخوام که شما جای من باشید چیکار میکنید ؟خواهرشوهر من ی پسری داره که ۱۱ سالش و پسر منم خیلی دوسش داره و کلا الگوبرداری میکنه از رفتارش و دقت میکنه به کاراش در عین حال که پسرم دوسش داره ولی اصلا رفتارا درستی نداره نه اینکه با پسر من بدرفتاری کنه نه مثلا با پدر و مادرش قلدر بازی در میاره و بخواد حرفش عملی کنه دائم میزنه زیر گریه و با دستاش صورتش فشار میده و دندوناش بهم (رفتار جدید و امروز آیهان ) یا مادربزرگش و مادرش بشکون میگیره که به حرفش کنن دائما جیغ و داد به راه میندازه از نظر رفتاری هم اصلا اجتماعی نیست و حس برتری نسبت به بقیه داره یا چیزی دست بچه های دیگه ببینه که خوب هست درجا میگه منم میخوام یا چرا اونا دارن من ندارم یا چرا من بدنیا اوردین وقتی نمیتونین بخرین و ... خلاصه سرتون درد نیارم من واقعا نمیتونم قطع رابطه کنم به هر حال پیش میاد در هفته ببینه اونار خیلی دلنگران آیهان و تربیتش هستم شما جای کن باشید چیکار میکنید ؟راهی هست که بچه من تاثیر نگیره ؟



شیرخشک پوشک نوزاد زایمان سزارین