نه کارت درست توهم بایدبراخودت تایم داشته باشی
عزیزم باوقتی پدرش بیرون میره یا خونه مامانجونش میره چه اشکالی داره ؟! متوجه نمیشم چرا مامانها گفتن اجازه ندی
بالاخره باباش مواظبشه و خونه غریبه و جای بد هم نمیبره بچشو
اتفاقا خیلی خوبه اینکارش بنظر من قدردانش باش و وقتی نیستن حسابی ریلکس کن
فقط همیشه تاکید کن به همسرت که بچرو تنها نزاره و خودشم باشه حتما
منم دقیقا مثل توام من ماهی یبار یا سه هفته ای یکبار دخترمو از پنج شنبه صبح میفرستم با شوهرم تا عصر اونجا که یه جونی بگیرم خودمم ته قلبم راضی نیستم بره چون وقتی میره اونجا خیلی رو مخش کار میکنن انگار میخوان بکشوننش طرف خودشون ولی من برام مهم نیست چون میگم تهش مادرش منم اونا رو به من که ترجیح نمیده ولی اون روزی که دخترمو میفرستم با اینکه از لحظه خروجش هی ساعتو نگاه میکنم و دلم واسش تنگ میشه ولی انرژیم برمیگرده
دقیقا منی اوف که روانی شدم با دخترم
نگا دو حالت داره اینایی که میگی دقیق دختر منم همینه منم خیلی عصبی و پرخاشگر میشم روانی میشم....اگرم بره با تربیت اونا بزرگ میشه به حرفت شاید نکنه
ببرش خانه بازی پارکی چیزی با ماشین دورش بزن تا انرژیش کم بشه
منمم دخترم همینهه همش بیرونیم اصلا خونه نمی ایسته
نه درکت میکنم،دختر منم همینه.
بذار بره یکم نفس بکش
بنظرم به همسرت بگو دیگه خونه جاریت نرن ، ولی خونه مادرشوهرت وبیرون اوکیه و اینکه چقدر خوب و درست جواب جاریت داده ، مهم اینکه همسرت جواب داده، منم همسرم بیشتر روزها دخترممیبره بیرون که من یه استراحتی کنم ، منم با خانواده همسرمرابطه ندارم ولی گاهی اوقات شوهرم و دخترم میرن خونه مادرشوهرم
دقیقا دختر منم مثل پسر شما هست . از وقتی بیدار میشه تا ده و یازده شب که به زور بخوابه منا روانی میکنه .ولی من با این شرایط نمیزارم بره خونه. مادر شوهرم چون اصلا شیوه تربیتی و خوراکی آنها را قبول ندارم . باورت نمیشه یه شب بیرون بودیم مادر شوهرم زنگ زد که یه سر هم به ما بزنید گفتم دخترم باید بره شام بخوره دیگه و خسته است خلاصه با اشک و آه شوهرم را راضی کرد . رفتیم اونجا برای دخترم بیسکویت آورده با شکلات که بخور سیر بشی . اینقدر لجم گرفت که از دستش گرفتم رفتم تخم مرغ برداشتم پختم دادم به دخترم . من اصلا هیچ جا سر یخچال کسی نمیرم ولی دیدم اینقدر نفهمه که بچه را با شکلات میخواد سیر کنه . البته بیشتر با من لجبازی میکنه چون گفتم تا دو سه سالگی نمیخوام مدام هله هوله بخوره .
ولی در مجموع خانواده شوهرم هله هوله خورند ولی من نه .
ن بنظرم کار خوبی میکنی عزیزم بزرگتر ک بشه بیشتر متوجه میشه میفهمه خسته تر میشه اصلا یادش نمیاد ک بیرونیم هست
ولی برای خونه پدربزرگ خودت باید تصمیم بگیری بنظرم باید ببینی اونجا رفتارشون با پسرت چطوریه
آفرین هم ب خودت هم شوهرت ک میزاره یکم تنها باشی واسه خودت باشی نفس راحتی بکشی بهترین کارو میکنین ب حرف کسیم گوش نکن هرچی میگن پسر منم همینه ولی من دائم تو خونم چون همسرم سره کاره بیشتر وقتا وقتیم میاد خستس اما خب منم دلم میخاد چند ساعتی نگهش داره با خودم تنها باشم اینم بگم پسر من خدااااروشکر شبا دیگه ۹ میخابه بعد من تا دو و سه میشینم فیلم میبینم و خلاصه با خودم عشق میکنم 😂 ولی پرخاشگر و عصبی هم شدم و اصلا دلم نمیخاد اینجوری باشم حالم از خودم بهم میخوره
من هر روز ظهر شوهرم پسرمو میبره مغازه پیش خودش یه ساعت،بعد از ظهری ام خودم میبرم یه نیم ساعت.
اصلأ کارت اشتباه نیست،بزار خودت و بچه نفس بکشین
عزیزم پسر منم روزی چند ساعت با باباش میره خونه مادر شوهرم یا گردش . به خودت عذاب وجدان نده کار درستی کردی برا این که مادر خوبی باشی باید به خودت برسی ارامش داشته باشی . پسرت هم باید با باباش وقت بگذرونه
نه عزیزم خیلیم کار خوبی میکنی، منم بعضی وقتا پسرمو با شوهرم میفرستم خونه مامانش، تا یه، نفسی بکشم
بچه وقتی بزرگتر بشه به مرور عادتش ترک میشه. اتفاقا خوبه اینطوری، هم خودت یه. نفس میکشی هم رابطه بین پسر و همسرت خوب میشه. حالا چه اشکالی داره بره خونه پدربزرگش؟ اونم تحت نظر همسرت.
این عادت نمیشه الان کوچیکه وگرنه بزرگتر بشه بهتر میشه
مثله منی منم پسرم همینه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.