۵ پاسخ

به خدا پسر منم همینه الان با اینکه ز شیر گرفتمش سینم تو دستش دیگه کلافه شدم همش میگه بغل ما کشاورزیم موقع کارامون دیگه دارم دیونه میشم

دختر منم همینه

مگه زود از شیر و پوشک گرفتیش یا با هم بودن؟

خیلی سخته پسر من تا یک و نیم سالگی اینطور بود کم کم مستقل شد

والا منم همینطورم شوهرمم نیست یعنی دهنم سرویس شده یه دستشویی نمیتونم برم حتی توی دستشویی میاد

سوال های مرتبط

مامان Farhad مامان Farhad ۲ سالگی
شوهر من هر شب که از سرکار میاد پسرمو یکی دو ساعت می‌بره بیرون یا پارک یا خونه مادرش یعنی دیگ جایی نداریم بره طبق تاپیک قبلی خیلیا گفتن چرا می‌زاری بره اونجا بدون خودت ....
ببنید پسر من مثل بقیه بچه ها آروم نیست بگی با اسباب بازی بازی کنه کلا پسر سختی هست و بدقلق و نق نقو دائممممم در حال ناله گریه بگی بازی نمی‌کنم هم باید از وقتی بیدار تا وقت خواب دنبالش بدوی همین بازی دوست داره بقیه بازیا نهایت ده پانزده دقیقه حال من صبح تا شب که شوهرم میاد بااین بچه سر میکنم بعد شب هم یساعت تنفس نداشته باشم یعنی رسماً روانی میشم امتحان هم کردم یکماه نزاشنم بره درسته نرفت ولی ازاینرو من پرخاشگر شدم اخلاقم با شوهرم بدتر بی اعصاب تر خلاصه بگم مادرایی که بچه عین من دارن میفمن چی میگم واقعا تحملش ۲۴ ساعت سختتتتههههه حالا بنظر شما نزارم ببره؟ کار من اشتباهه؟ صبرمو زیاد کنم ؟ یعنی اینجوری بچه بد عادت میشه؟؟ شما تجربه دارین تو دوست آشنا یا اونایی که چند فرزند دارن پدرشون اینکارو کنه بعد بزرگ بشه بیرونی کوچه خیابونی نشه؟؟؟ من میگم یکم بزرگ تر بشه دیگ خوب بد بفهمه کنترلش کنم الان تا پدرش میاد میگه بریم بیرون یا کارم اشتباهه لطفا بهم بگین خداخیرتون بده 💚