مامانا من ی مشورتی میخوام که شما جای من باشید چیکار میکنید ؟خواهرشوهر من ی پسری داره که ۱۱ سالش و پسر منم خیلی دوسش داره و کلا الگوبرداری میکنه از رفتارش و دقت میکنه به کاراش در عین حال که پسرم دوسش داره ولی اصلا رفتارا درستی نداره نه اینکه با پسر من بدرفتاری کنه نه مثلا با پدر و مادرش قلدر بازی در میاره و بخواد حرفش عملی کنه دائم میزنه زیر گریه و با دستاش صورتش فشار میده و دندوناش بهم (رفتار جدید و امروز آیهان ) یا مادربزرگش و مادرش بشکون میگیره که به حرفش کنن دائما جیغ و داد به راه میندازه از نظر رفتاری هم اصلا اجتماعی نیست و حس برتری نسبت به بقیه داره یا چیزی دست بچه های دیگه ببینه که خوب هست درجا میگه منم میخوام یا چرا اونا دارن من ندارم یا چرا من بدنیا اوردین وقتی نمیتونین بخرین و ... خلاصه سرتون درد نیارم من واقعا نمیتونم قطع رابطه کنم به هر حال پیش میاد در هفته ببینه اونار خیلی دلنگران آیهان و تربیتش هستم شما جای کن باشید چیکار میکنید ؟راهی هست که بچه من تاثیر نگیره ؟



شیرخشک پوشک نوزاد زایمان سزارین

۷ پاسخ

ببین من دایی همسرم یه سه طبقه داره که دوتا از طبقات عروس ها زندگی میکنن و هرکدوم یه دختر دارن که همسن هم هستن یکی کلاس چهارم یکی سوم
اینا کاملا باهم بزرگ شدن وتایم زیادی باهم بودن
اما وقتی کوچیکتره رو میبینی انقد رفتارش مودب و خانومانه اس کیف میکنی
اما وقتی بزرگتره رو میبینی رفتارش خیلی خشن و بی ادبه
اینو گفتم که تواگه درست تربیت کنی اون نمیتونه تاثیر زیادی بزاره روش بالاخره اونجا هم نبینه دو روز دیگه تو پارک توشهربازی توبازار بچه های این مدلی خاهد دید

عزیزم اینایی که میگی
مربوط به اقتضای سنش و قرار گرفتن توی سن بلوغه
نه اینکه تربیت درستی نداشته باشه

عزیزم‌میگی نمیشه نری در این صورت رفتار بد رو‌میبینه انجام‌میده چون اون یازده سالشه اقتضای سنشه و پسر شما ۲ سالشه نمیدونه چی خوبه چی بده اول پیشنهادم اینه با مشاور صحبت کنی دوم اینکه جلو اون پسر و خانواده اگر رفتار مشابهی دیدی با خونسردی بگی این رفتار برای پسر خوبی مثل تو درست نیست اینجوری شاید اون پسر هم متوجه بشه خانواده هم همینطور

عزیزم این بچه ۱۱ سالشه و این رفتارایی که میگی اقتضای سنشه به نظرمن
چون خواهرزاده منم ۱۲ سالشه همینجوریه
احتممالا بزرگتر بشن بهتر میشن
هرچند خواهر من خیلی هم بهش سخت گیری میکنه

شما تا جای ممکن باید ارتباطت را کم کنی ، چون تربیت اون بچه را که نمی تونی تغییر بدی ، بچتم کوچیکه نمی تونی بشینی نصیحتش کنی ، ارتباطت را کم کن ، تا بچت بزرگتر بشه

نمیتونم بگم بهت چیکار کنی ولی من همین تجربه مشابه داشتم پسر عمو و پسر عمه پسر منم همینجوری بودن و ما تا ۴سالگی باهاشون درارتباط بودیم باید بگم اثر خیلی بدی رو پسرم گذاشتن عادتایی داره ک از اونا یاد گرفته و هیچ جوره ترک نمیکنه خیلی اثرات بدی داشتن خیلی یعنی من دیگه اعصابو روان نمونده برام سر این بچه مثلا بدون دمپایی میره دسشویی سرپا جیش میکنه سر سفره دراز میکشه غذا خوردنش مث بچه یسالس. یعنی دقیقا کپی برابر اصل پسر عموشه

بنظرم
مربوط به سنشه
پسرا بدقلق میشن یکم

آیهان ام‌اگه تقلید میکنه اونم اقتضای سنشه
نه که بخواد بد باشه

تا پسر شما بخواد ب سن الگو برداری و‌ تاثیر گرفتن برسه، اون اقا پسر هم این دوره رو گذرونده

سوال های مرتبط

مامان نفسم 💖 مامان نفسم 💖 ۲ سالگی
سلام قشنگا یه سوال دارم میشه راهنماییم کنید
ما هرهفته میریم خونه مادرشوهرم اینا بعد اگه خودمون باشیم که خب دخترمو تحویل میگیرن و از کاراش تعریف و اینجور چیزا بعد اگه بقیه ی نوهاشون باشند خیلی اخلاق و رفتارشون نسبت به بچه ی من تغییر میکنه و جاریم یه پسر داره بعد دوتادختر که با بچه ی منه همسن هستند بعد اینا که باشند کلا میرند سمت اون و به اون توجه می‌کنند و مثلا پدرشوهرم گوشیشو میده دست پسر جاریم بعد خب بچه ی من دید اونم رفت سمتش بعد پدرشوهرم گفت نه بزار دستش باشه ازش نگیریا مثلا اینجور اخلاقی دارند و خیلی فرق میذارن دخترم میره سمت پسره میگه نه بیا اینور کاریش نداشته باشیا در صورتی که بچم میخاست پسرعمویش بغل کنه و بوس کنه و منم خیلی از این رفتارشون واقعا ناراحت میشم و اعصابم خورد میشه
خواهرانه بگید شما بودید چیکار می‌کردید و چندوقت یبار می‌رفتید
در صورتی با مادرشوهرم بد نیستم هم اون منو دوس داره هم من اونو و احترامشونو دارم
ولی این رفتارا اذیتم میکنه شما بگید بهم ممنون میشم ازتون
مامان 𝕾𝖍𝖆𝖍𝖆𝖓 مامان 𝕾𝖍𝖆𝖍𝖆𝖓 ۳ سالگی
وقتی اینجا میپرسم یعنی همه ی راه ها رو رفتم به تجربه ی شما نیاز دارم
خیلی های که من از نوزادی شاهان دنبال میکنید میدونید که بچه ی سختی بوده و دائم در حال گریه و بهونه گیری بوده و البته هست😔

شاهان مدت زیادی که در طول روز بهونه گیری های الکی میکنه و شروع میکنه به گریه با جیغ زدن های زیاد 😭 و هیچ راهی نیست که فقط تایم نیم ساعت چهل و پتج دقیقه بگذره که آروم بشه ( نه حواسش و میشه پرت کرد نه چیزی آرامش میکنه)
واقعا موندم 😭
الان دیگه شبا ساعت 3تا 4 صبح بیدار میشه مثلا میگه گرسنمه با گریه و جیغ البته نه آروم هر غذایی تو یخچال هست و میگم اون فقط جیع میزنه و گریه میکنه که غذا میخوام منم میدونم فقط بهونه است و باید بزارم اون تایم بگذره
اما مگه میشه همسایه ها، خواهرش همه عاصی شدن خودم دیگه این وسط که میگرنم عود کرده مهم نیستم بقیه 😭
مثل الان 4بیدار شد با گریه و بدبختی الان با داروی خوابی که دکتر داده خوابید
ساعت 7 هم بیدار میشه 😒
من با میترا احمدی مشاور کودک هم چند جلسه صحبت کردم راهکارهاش چیزایی که خودم میدونم و کارایی نداره چیدر اخه بزارم گریه کنه وفتی بعد مدت ها هنوز براش عادی نشده با گریه پاداشی بدست نمیاره
مامان Farhad مامان Farhad ۲ سالگی
منو جاریم کلا دوسال میشه ب دلایلی رفت آمد نداریم حتی سلام هم بهم نمی‌کنیم جاریم دختر دایی شوهرمه از اونجایی که از این مردهاست ک معتقد همه خوبن باید باهم خوب باشه خلاصه گگاهی پسرمو میبرد خونه برادرش با همو خونه مادرشوهرم می‌دین پسر اون ۸ روی ۹ سالشه پسر من ۲ سالش بعد پسرم من ی عادت بدی که داره یا نمی‌دونم ابراز علاقه چیه یکی ک باهاش بازی کن می‌ره بغلش لپ هاشو سفت حالت چنگ زدن میگیره از منو باباشم همینطور بارها دستاشو گرفتم گفتم نه مامان اینجوری اذیت میشم دردم میگیره ولی باز انجام میده خلاصه همین کارو با پسر اینم کرده یکی دوبار بعد امشب خونه مادرشوهرم بودن شوهرم میاد می‌ذاره پسرمو ی دقیقه بره عابر بانک میاد میبینه داره پسرم گرررریع می‌کنه میگه چیشد کسی دعوات کرده بابا یا گفته کسی زده فرهادو جاریم هم سریع گفته پسر تو هرکسیو بزنه اشکال ندارع دنبال اینی که کی اونو زده پسر من پسر نیست هی میزنتش یبار دیگ بزنه پسرمو منم میزنمش


خلاصه من از این حرفش تااالان خوابم نبرده شوهرم گفته کسی که پسر منو نخاد باهاش اینجوری رفتار کنه منو نمیخام ببینمش هرکس پسرمو نخاد منم نمیخامش (یعنی همون بی احترامی کنه منم آدم حسابش نمیکنم)

منم ب شوهرم گفتم بهش میگفتی ناخونت بهش بخوره که از چند منطقه پارت می‌کنه مادرش...

خلاصه نمی‌دونم چیکار کنم باخودش که قهریم بنظرت به مادرشوهرش پدرشوخرم بگم رفتارشو البته اونا طرف اونه چون دختر برادرشونه هرچیم بگیم طرف اونو میگیره بنظرتون چیکار کنم شما بودین چیکار. میکزدین
مامان Farhad مامان Farhad ۲ سالگی
شوهر من هر شب که از سرکار میاد پسرمو یکی دو ساعت می‌بره بیرون یا پارک یا خونه مادرش یعنی دیگ جایی نداریم بره طبق تاپیک قبلی خیلیا گفتن چرا می‌زاری بره اونجا بدون خودت ....
ببنید پسر من مثل بقیه بچه ها آروم نیست بگی با اسباب بازی بازی کنه کلا پسر سختی هست و بدقلق و نق نقو دائممممم در حال ناله گریه بگی بازی نمی‌کنم هم باید از وقتی بیدار تا وقت خواب دنبالش بدوی همین بازی دوست داره بقیه بازیا نهایت ده پانزده دقیقه حال من صبح تا شب که شوهرم میاد بااین بچه سر میکنم بعد شب هم یساعت تنفس نداشته باشم یعنی رسماً روانی میشم امتحان هم کردم یکماه نزاشنم بره درسته نرفت ولی ازاینرو من پرخاشگر شدم اخلاقم با شوهرم بدتر بی اعصاب تر خلاصه بگم مادرایی که بچه عین من دارن میفمن چی میگم واقعا تحملش ۲۴ ساعت سختتتتههههه حالا بنظر شما نزارم ببره؟ کار من اشتباهه؟ صبرمو زیاد کنم ؟ یعنی اینجوری بچه بد عادت میشه؟؟ شما تجربه دارین تو دوست آشنا یا اونایی که چند فرزند دارن پدرشون اینکارو کنه بعد بزرگ بشه بیرونی کوچه خیابونی نشه؟؟؟ من میگم یکم بزرگ تر بشه دیگ خوب بد بفهمه کنترلش کنم الان تا پدرش میاد میگه بریم بیرون یا کارم اشتباهه لطفا بهم بگین خداخیرتون بده 💚