۱۷ پاسخ

هی ننه کار ما از میوه خوری گذشته و طفل صغیرمان فقط با جویدن انگشتمان اندکی آرام‌می گیرد

😂😂ای کاش منم بتونم زود شروع کنم هنوز هیچی جز شیر ندادم

ای جونم 😂❤️
منم پس امتحان کنم براش
هنوز افتتحاش نکردم😅

ای ننه😂نوووش جونت وروجک😘
من هنوزافتتاحش نکردم واسش😅امروزتوفکرم بود بهش بدمش البته ما داریم گلابی رو تست میکنیم😋

من خیلی دلم میخاد پستونک میوه خوری بدم ولی بچم هنوز ب خوراک نیفتاده و هیچی ندادم اشکال ندارع بدم؟
دندون دوتا پایین در اورده الان لثه بالاییش خیلی اذیتع

عزیزم میای گروه؟

عزیزم میای گروه؟

😂😂😂😂😂

ننه جان مسواک انگشتی هم امتحان کن جوابه

عاورین عاورین👌😊

من نمیتونم از اللن بدم ؟

چه با حرص هم داره فشار میده و می‌کشه روی لثه اش

چ بامزه

🤣🤣🤣
خدا خیرت بده ، منم میخواستم برم بگیرم فکر میکردم بدرد نمیخوره
ولی الان میگیرم

منم همین کارو میکنم 😂
فرنی هم ریختم تو میوه خوری بهش دادم 😂😂

عافرین ننه جان😻🤣🤣

چه زیبا سروده اید بسی لذت بردیم😍😂👏

سوال های مرتبط

مامان نبات 🍭👼🏻🤍 مامان نبات 🍭👼🏻🤍 ۸ ماهگی
امروز مادر تشخیص دادند که تغییری در روند صبحانه ی ما ایجاد کنند ، او برایمان فرنی‌موز درست کرد ، و ما با اکراه خوردیم ، قبلا هم این بو به مشاممان خورده بود، اگر اشتباه نکنم در آن ماسماسک میوه خوری برایمان موز ریخته بود و ما گویا بخاطر درد دندانمان انرا با حرص فشار میدادیم و تصور مادرمان بر این شده بود که موز دوست داریم 🦦 اما حقیقت چیز دیگری بود، ما در آن روزها هر کار میکردیم تا لثه هایمان آرام تر شود ، حالا چگونه به این مادر خوش خیالمان بفهمانیم که طعم موز را دوست نداریم ، تا بیخیال این معامله شود🍌🧐🫠
یادم‌می اید یک روز یک قطره استامینوفن به خورد ما دادند که بوی موز میداد ، و ما هر چه از بدو تولد خورده بودیم را بعد از خوردن ان قطره بالا اوردیم، شاید بخاطر این باشد که این طعم را دوست نداریم 🦦

در هر حال امروز صبحانه فرنی موز بود، بخشی را به زور ادا اطفارهای مادرمان و موسیقی مورد علاقمان خوردیم، بخشی را لگد زدیم در ان و ریختیم ، متاسفانه دیر یادمان افتاد که پا داریم و‌ میتوانیم لگد در ظرفمان بزنیم،زمانی بود که‌نصف غذا را در حلقوم‌ما ریخته بودند،به خدا سوگند اگر بخاطر طعم شیر مادرمان که‌در فرنی حس‌میکنیم نبود، هرگز لب به این غذای مزخرف نمیزدیم

کاش زودتر به بخش خوردن ابگوشت با پیاز و قرمه سبزی با سالاد شیرازی و سیب زمینی سرخ‌شده با سس کچاپ برسیم
دوستدار شما نباتی👼🏻🤍🍭
مامان نبات 🍭👼🏻🤍 مامان نبات 🍭👼🏻🤍 ۸ ماهگی
از جمله بازی های مورد علاقه ی ما این است که کتاب دالی بازی را بگیریم در دستانمان و یواشکی به عروسکهای داخل ان نگاه کنیم،البته این کار را بعد از زمانی اجام میدهیم که ننه مان هزار و ششصد بار چهار ورق کتاب را برایمان ورق زد و با عکس هایش دالی بازی کردیم و ما عین هزار و ششصد بار را ذوق کردیم گویی چیز تازه ایی داریم‌ میبینیم و هر بار مادرمان انرژی اش میافتاد نگاهی به او‌ می انداختیم که یادش بیاید ما دیگر دندان داریم و بزرگ‌شدیم و‌میفهمیم که بی انرژی شعرهای من دراوردیش را به خورد ما میدهد🦦
پس در نهایت با حرکتی انتحاری کتاب را از دستان او قاپیدیم و خودمان دالی بازی کردیم
ننه مان هم فرصت غنیمت شمرد با سرعت رفت سروقت گوشی اش !
گفتم گوشی🦦به نظر چیز جالبی می اید، بگذارید اندکی بزرگتر شوم تا از کار آن ماسماسک نور افشان که بیشتر اوقات میبینیم شبها در دستان ننه یمان است و مچش را با ان میگیریم سر در بیاوریم ، تا امروز فقط میدانیم که گاهی صداهایی از ان در می اید ، و ان صداها آشنا هستند با حرفهایی اشنا ، به نظر میرسد انان با ما سخن میگویند و مادرمان فقط منشی تلفنی ست 🧐
فعلا برنامه ایی برای ان‌ نور افشان صدا پخش کن ندارم
فعلا باید در‌کتابمان بگردم ببینم تمساح کوچولو کجاست 🦦🐊
دوستدار شما نبات 👼🏻🍭🤍ن
مامان نبات 🍭👼🏻🤍 مامان نبات 🍭👼🏻🤍 ۸ ماهگی
این داستان ؛ تب

دیشب شب گرمی بود
ما جدالی سخت با ویروس ها داشتیم
نبرد با ویروس های واکسنی از یک طرف💉
مبارزه با ننه ی دستمال خیس بر دست و ابرو در‌هم تنیده از طرفی دیگر!
هی این دستگاه دماسنج را مثل هفت تیر بر پیشانی ما میگذاشت و شلیک میکرد که هنوز صدایش در گوش ماست🔫
و بعد میرفت نمک‌در اب میریخت ، دستمال در ان میگذاشت، چیزهایی زیر لب میخواند و آن را بر تن و بدن ما میکشید به خیال خودش داشت مارا جادو میکرد که تبمان را کنترل کند
یکی به این ننه ی ما بگوید این‌دستمال خیس کردن و گذاشتن روی تن‌و‌بدن ما،فقط دمای بیرونی بدن را کم میکند و تاثیری در تب درونی ما ندارد ، ما از درون بدنمان داغ است، پاشویه و این جادوها بعد از واکسن زدن کارهای موقتی است که فقط دل مادر هارا آرامتر میکند،اما تاثیر آنچنانی در درون ما ندارد

اما بهر حال بعد از این کار ننه ، ما کمی خنک تر میشدیم، اما دماسنج به او دروغ میگفت و همه چیز را نرمال نشان میداد ما از درون هنوز داغ بودیم...

امروز روز دوم بعد از واکسن است

کمی خنک تر شده ایم،چند ویروس را کشته اییم و با جیش صبحگاهی به بیرون از بدن فرستادیم🦦
رفقا
جییشششش...
در دوران بعد از واکسن جیش از پاشویه مهمتر است،
شیر و آب فراوان باعث ایجاد جیشهای مکرر میشود،
این ننه ی ما در دوران واکسن شیر را بدون تقاضا، عرضه میکند 🍼 ما هم تا خرتناق میخوریم🥂😎تا جیش تولید کنیم برای خلاصی از این ویروسهای واکسنی لعنتی ...
مامان نبات 🍭👼🏻🤍 مامان نبات 🍭👼🏻🤍 ۸ ماهگی
این داستان ؛ لیمو
تازه داشتیم با میوه هایی مثل سیب و‌موز و‌ترکیبات سمی که مادرمان از آنها برایمان حاصل میکرد کنار می آمدیم که ناگهان با پدیده ایی به اسم لیمو شیرین آشنا شدیم🤦🏼‍♀️
این میوه از آن میوه های مرموز است،بگذارید بگویم چرا...
امروز ننه مان پوست لیمو را کند و به تکه هایی رسید که روی آن پوست نازکی‌داشت،آنها را هم کند و لیمو را در میوه خوریمان گذاشت و به دست ما داد، با یک فشار چنان آب لیمو شیرین از سوراخهای میوه خوری در دهان ما ریخت که کیف کردیم،چقدر شیرین بود،چقدر تشنگیمان برطرف شد
داشت به میوه ی دوست داشتنی‌ما تبدیل میشد که ناگهان دهانمان مزه ی قطره ی استامینوفن زهرماری را گرفت
هر چه لب و‌لوچه را کج کردیم ننه نمیفهمید ما چه میگوییم
طعمش گریه ناک‌نبود،وگرنه‌گریه میکردیم
انقدر لب و‌لوچه کج کردیم و از ادامه ی خوردن امتناع کردیم که بیخیال ما و لیمو دادن به ما شدند
دهانمان بعد از آن شیرینی دلپذیر چرا تلخ شد😖میوه ی دو‌رو ! نه به آن شیرینی دلچسب نه به این تلخی !

خدا پدر مادر آنکس که قطره آد را اختراع کرد بیامرزد
وقت قطره مان رسیده بود ما امروز برخلاف سایر روزها که سر قطره خوردن بازی در میاوردیم با میل و اشتیاق فراوان آنرا خوردیم
ننه تعجب‌کرده بود که دلیل این حجم از اشتیاق چیست!
دلیلش هر چه بود ما فهمیدیم باید قدر موز را بدانیم ، درست است که بعد از خوردنش یک روز باید چشم به راه باشیم تا شکممان فعال شود به زور‌ کره و روغن زیتون ولی لاقل انقدر مانند لیمو شیرین دو رو نیست!

نتیجه گیری؛ در زندگی مانند لیمو شیرین نباشیم🦦
دوستدار شما نباتی 👼🏻🤍🍭
مامان نبات 🍭👼🏻🤍 مامان نبات 🍭👼🏻🤍 ۸ ماهگی
این داستان ؛ بفرمایید شام 🥘
ما از همین تریبون در سن پنج ماهو بیست و یک روزگیمان اعلام میکنیم سوپ غذا نیست 🦦
جای بحث هم ندارد...
اولین سوپ رسمی زندگیمان را خوردیم و کیف کردیم ، بوی دل انگیزی داشت ، حواسمان بود که ننه هم چند قاشق از آنرا خورد ، اما ما با این سن کممان میدانیم سوپ یک پیش غذاست 🦦 پس چرا مادرمان جوری به ما نگاه میکرد انگار یک گوسفند کامل را برای ما به سیخ کشیده و به ما خورانده ؟!
یکی نیست به این ننه بگوید آخر زن حسابی، اندکی پوره هویج و‌سیب زمینی و برنج که همیشه به خورد ما میدادی ، امروز فقط یک تکه عصاره ی قلم در آن انداختی ، چرا فکر کردی ما دیگر باید دیرتر گرسنه مان شود؟

خلاصه سوپش خیلی خوب بود،دیزاین خوبی هم داشت، از یک تا ده من به خود سوپ عدد ده را میدم 🔟👼🏻
اما به نظرم فاصله ی بین غذای اصلی و‌ پیش غذا زیاد شد 5️⃣ امتیاز کم میکنم و‌البته برای دسر‌هم تدارک ندیده بودند موز در ماسماسک میوه خوری‌ریخته بود و‌دست ما دادند ، من موز رو دوست نداشتم و متاسفانه مجبورم امتیاز دسر را هم کسر‌کنم
پس امتیاز کلی من برای امشب شماره ی 1️⃣ هست 🦦
امیدوارم که راضی باشن...
مامان نبات 🍭👼🏻🤍 مامان نبات 🍭👼🏻🤍 ۸ ماهگی
این داستان : دندان
و ما در نیمروز یک روز بهاری در حالی که دقیقا نیمی از پنج ماه را پر‌کرده بودیم متوجه شدیم در دهان خود چیزی داریم که مادرمان را بسیار خوشحال کرده
گویی مادر مدتها چشم بر دهان ما دوخته بود تا انرا رؤیت کند، و‌آن چیز را بالاخره در پنج ماه و پانزده روزگیمان دید🦦
ما که خود ندیدیم، اما میدانیم که خیلی سختی کشیدیم تا آن ریز دانه ها را به ثمر برسانیم، ما ماهها تف از دست دادیدم، سه چهار روز تب بیرونی داشتیم و از لباسهایمان بدمان می امد،عاشق دست خوردن بودیم ، اما چون انگشتان دستمان دیگر درد میگرفت این اواخر از انگشتان دست سایرین و انگشتان پای خودمان کمک میگرفتیم،گاهی هم مادرمان با مسواک انگشتی و‌ژل می افتاد بر روی لثه ی ما، و گاهی هویج سرد دستمان میداد،که حال هیچکدام‌مثل انگشت خوردن نبود
انگشت خوردن میتوانست تسکین دهنده باشد جوری‌که وقتی مادرمان شیر میداد،انگشت خود را همراه با میمیش مادر وارد دهان میکردیم و با یک‌تیر دو‌نشان میزدیم، گاهی هم شکافی ایجاد میشد بین انگشت ما و میمیش که ان رخنه منجر به سر رفتن شیرمادر میگردید
خلاصه تا اینجای کار ما موفق شدیم یک خط از این ریز دانه های گران بها را به عرصه ی نمایش بگذاریم،این گنده بک های اطرافمان گویا به این ریز دانه ها مروارید کوچولو گویند اما نام علمی انها دندان است🦦
دندان در اوردن پروسه ی دشواریست هم برای ما هم برای ننه هایمان
امیدواریم همه به زودی این پروسه را رد کنیم و به مراحل بعدی زندگانی برویم
راستی ؛ چیزی که شنیده ام این است که دندان از ابتدای زندگانی تا انتها کلا دهان سرویس کن است،و ما تا اخر‌عمر با ان‌چالش خواهیم‌داشت...
دوستدار شما نبات 🤍🍭👼🏻



غذای کمکی
واکسن
پوشک
تب
مامان علی آقا وبهار مامان علی آقا وبهار ۱۷ ماهگی
طرز تهیه حریره بادام به درخواست شما
مواد لازم👇 

بادام: 4 عدد

آرد برنج: 1 ق مربا خوری

شیر پاستوریزه، یک استکان (حدود 60 میلی لیتر)

روغن مایع: 1 ق چای خوری (بهتر است روغن زیتون باشد)

شکر: 1 ق چای خوری

آب: نصف استکان (حدود 30 میلی لیتر)

طرز تهیه:

بادام ها را به مدت 3-4 ساعت در آب گرم خیسانده و سپس پوست بکنید. سپس آن ها را رنده کرده، به طوری که پودری کاملا یک دستی بدست آید.

شیر را در یک ظرف کوچک که بهتر است از جنس لعابی باشد ریخته و آرد برنج را در آن حل کرده و با پشت قاشق نرم کنید و ظرف را روی شعله ملایم گاز قرار دهید.

سپس آب و شکر را با سایر مواد مخلوط کرده و در حالی که آن را به طور مرتب به هم می زنید، به مدت حدود 20 دقیقه بپزد تا قوامی مانند ماست پیدا کند.

در دو سه دقیقه آخر پخت، روغن زیتون را با سایر مواد مخلوط کنید.

اضافه کردن روغن باعث افزایش کالری غذا و در نتیجه کمک به رشد شیرخوار می شود. از آن جا که روغن نباید در معرض حرارت زیاد قرار گیرد توصیه می شود که در اواخر پخت به غذا اضافه شود.

با رعایت بهداشتی می توان قبل از مصرف، مقدار اضافی حریره را در ظرف در بسته تا دو روز در یخچال نگه داری کرد.

همانند فرنی، بهتر است حریره را به جای شیر پاستوریزه، با آب پخت و در پایان شیر مادر به آن اضافه کرد.

👩‍⚕
مامان ساحل 🏖️ مامان ساحل 🏖️ ۱ سالگی
انواع پوره‌های مقوی و خوشمزه برای نوزادان شامل پوره‌های میوه‌ای مانند سیب، موز و گلابی، و پوره‌های سبزیجاتی مانند هویج، کدو و سیب‌زمینی هستند. همچنین، پوره‌های ترکیبی مانند پوره مرغ و سبزیجات یا عدس و برنج نیز برای نوزادان مناسب هستند.
طرز تهیه پوره سیب و موز:
سیب یک عدد متوسط، موز یک عدد متوسط، آب جوشیده.
سیب را پوست کنده و به قطعات کوچک خرد کنید. موز را نیز پوست کنده و له کنید.
سیب‌های خرد شده را بخارپز کنید تا نرم شوند.
سیب و موز را با هم مخلوط کرده و با پشت قاشق یا در غذاساز پوره کنید.
در صورت نیاز، کمی آب جوشیده به پوره اضافه کنید تا به غلظت دلخواه برسد.
همیشه از میوه‌ها و سبزیجات تازه و سالم برای تهیه پوره استفاده کنید.
قبل از پخت، میوه‌ها و سبزیجات را به خوبی بشویید و پوست بکنید.
برای نوزادان زیر 6 ماه، پوره‌ها را صاف کنید تا یکدست و نرم شوند. در صورت تمایل، می‌توانید پوره را با شیر مادر یا شیر خشک مخلوط کنید.
پوره هویج: هویج را بخارپز کرده و پوره کنید.
پوره کدو: کدو را بخارپز کرده و پوره کنید.
پوره سیب زمینی: سیب زمینی را بخارپز کرده و پوره کنید.
پوره مرغ و سبزیجات: مرغ پخته شده را با سبزیجات بخارپز شده مخلوط و پوره کنید.
پوره عدس و برنج: عدس و برنج پخته شده را مخلوط و پوره کنید.
پوره گلابی: گلابی را بخارپز کرده و پوره کنید. 
نکات تکمیلی: برای شروع غذای کمکی، بهتر است از پوره‌های تک‌ماده شروع کنید و بتدریج پوره‌های ترکیبی را اضافه کنید.
در هر مرحله، مقدار کمی از پوره را به نوزاد بدهید و به تدریج مقدار آن را افزایش دهید.به علائم آلرژی نوزاد توجه کنید و در صورت بروز هرگونه علائم، مصرف آن ماده غذایی را متوقف کنید.