یعنی سر ی مهمونی از خودتون اختیار ندارین!😐😐
یعنی چی ک فشار میارن آقا شرایطشو نداریم پولشو نداریم درد زایمان دارم اصلا نمیخاییم بگیریم . فشار میارن واقعا تو کتم نمیره زن و مرده گُنده اید مگر بچه اید بهتون فشار بیارن . اینو باید پدرمادر تصمیم بگیرن میگیرن یا نه ب جیبشون نگاه کنن ب شرایط مادر نگاه کنن . ن ک چهار نفر دیگ فقط صرفا برای مفت خوری بزارن تو فشار اونم تو این وضعیت اقتصادی 😐😐
خداروشکر ما خانوادگی دو طرف هیچ اعتقادی به این رسمای من درآوردی و بیهوده و پر از فتنه و آشوبی که بعدش میاد نداریم.
یه عده بیان بخورن برن که اومدیم بچه ببینیم.آخرشم کلی حرف سر پذیرایی و سیسمونی و چیزایی که اصلا بهشون مربوط نیست در بیارن برناصلا نمیفهمن زن زائو آرامش میخواد.کاش این رسمای مسخره برداشته بشه.
چطور به دیگرون رو میدید ازتون بپرسن ولیمه میدید یا نه
من حتی مادر خودمم به خودش اجازه نمیده اینو بپرسه ازم
به اخلاقای خودم و شوهرم افتخار میکنم،
البته اینم بگم هیچ وقت خودمم از کسی نمیپرسم تو فلان مورد شما چکار میکنید
یکم تو زندگیتون حد و مرز داشته باشید
طرف نام رسمی بگیرن . فقط اسمش اینه ک رسمه سر من رسید رسم شد وگرنه من تو خانواده شوهرم هنوز ولیمه ای ندیدم بدن ی نمونه ش جاریم ۸ ماه پیش زایید والا ولیمه ای نداد منم قرار نیس بدم هر چقدرم بگن رسمه یا چرتو پرت بگن محل نمیدم . طرف خونواده شوهرم جشنی نمیگیرم اما بابام میخاد گوسفند بکشه مهمونی بده ب فامیلای خودش و مامانم . گفتم از خانواده شوهرم قرار نیس کسی رو دعوت کنید حتی پدرشوعر مادرشوعرم چون من از اینا چیزی ندیدم ک بخام مهمونی بدم بهشون
ما رسم دهه داریم ک خب مادرم میگیره .. البته منوهمسرم مخالفیم میگیم حداقل ۴۰روز بگذره بچه شرایطش بهتر شه
نه بابا مگه بعد ده روز میتونی بلندشی مهمون داری کنی
ولش کن به روی خودت نیار ، یکم بگذره یادشون میره
البته بعضی از اقوام شوهر من خودشون ، خودشون و دعوت کردن ناهار هم وایستادن ، منکه اصلا کاری نکردم ، یعنی نمیتونستم از جام بلند شم حتی ، یه بارش خواهر شوهرم اومد غذا درست کرد ، یه بارم شوهرم با مامانم کمک هم درست کردن ، چون بچه هم رسیدگی داشت مامانم تنها نمیتونست
من و که غذا رو هم واسم آوردن تو تخت خوردم ، نمیتونستم برم سر میز بشینم ،
تو هم بروی خودت نیار ، اونی که فهمیده ست خودش هیچی نمیگه ، اونی هم که پر روئه بزور خودش و وعده میده ، البته تقصیر شوهرم هم بود که رودربایستی داشت و الکی تعارف کرد
ولیمه چیه دیگه همه دوست دارن فقط بیان بخورن و برن
هرکی اوند چای و شیرینی کادوش بده بره
ما رسم نداریم ، تازه دلم میخواد تا ده دوازده روز اول اصلا هیشکی هم نیاد خونمون برای این که بچه رو ببینه 😅، زمان بچه اولم از صبح که بیدار میشدیم ، مثلا مادر شوهرم میومد ، مادر بزرگم میومد ، بعد از ظهر داشتیم است تحت میکردیم خالم میومد شب مهمون میومد ، من درد داشتم کم خوابی داشتم بعد مامانم مجبور بود به جای این که به من برسه به مهمونا برسه و پذیرایی کنه خودمم تو اون شرایط هی باید لباس عوض میکردم به خودم میپرسیدم که بتونم پیش مهمونا بشینم ، خیلی سختم بود ، واسه همین برای این زایمانم گفتم مامانم بیاد خونه ما ، که مهمونم آنچنان نیاد
بیین فقط اگه خیلی بعد زایمان مهمون بازی دارید این کار یه خوبی داره اونم اینه که همه یه شب میان تموم میشه میره دیگه هعی هرروز درگیر مهمون و پذیرایی نیستین
بستگی به خودتون دو تا داره
منو همسرم تصمیم گرفتیم عروسی نگیریم هرچی بقیه گفتن نگرفتیم الان بعد ۵ سال هنوزم پشیمون نشدیم برا بچه هم همینطور هیچ جشنی نمیگیرم
من دوست ندارم مهمونی اینا بدیم جدا از وضعیت اقتصادی فامیلامون خیلی مزخرفن وقتی ازدواج کردیم رفتیم خونمون گفتیم مثلا یه جشن بگیریم خونمون اومدن خوردن ریختن تهش دعوا راه انداختن با مادرشوهرم هر چند تقصیر مادرشوهرمم بود منم دیگه نمیخوام مهمونی اینا بگیرم هر کی خواست بیاد خوش اومده ولی من نه حوصله ی مهمونی و اینا دارم نه اعصاب خوردی بعدش
به نظرم ارزش ندارع به جاش قربونی و مهمونی اینا به نظرم پول همون جشن رو بدیم به چند تا نیازمند خیلی بهتره
نه خداروشکر این رسم رو نداریم
وليمه چيه؟
بله ما میدیم چون اطرافم هرکی تو این سالها زایمان کرد دادن
ن بابا من تا 10 روزگی گفتم کسی نیاد خونم چی برسه ولیمه🤣🤣🤣🤣
من هر وقت حس کنم میتونم سرپا واستم کارامو خودم بکنم میگیرم سر جشن تعیین جنسیت با اینکه تعداد کم بود بقیه کارامو کردن اصلا حس خوبی نداشتم تازه اونجوری که دلم میخواست پیش نرفت
ما میخایم یه گوسفند عقیقه کنیم و گوشتش رو بین فامیل پخش کنیم اینطوری راحت تریم.
مهمونی هم دردسر داره هم هزینه بره حساب کردیم باید صدتومن خرج کنیم.
واسه ما ۶ روزگی بچه باید شام بدیم همه دور هم جمع میشن ولی فقط بچه اول
ما رسم نداریم
عزیزم من تو زایمان اولم تا ۱۲ روز نهار و شام مهمون داشتم بعد تالار گرفتم باز شب مهمونا اومدن خونمون بچم نافش خون اومد ومنم هنوز بخیه داشتم خلاصه خیلی سخت بود
گوسفند کشتیم و بین فامیل تقسیم کردیم
اما تو این بارداریم با همسرم حرف زدم اگه قراره مهمونی بگیریم بذاره دو سه ماه دیگه
این بار نمیخوام گوسفند بکشم میخوام به مستحق کمک کنم
طبق شرایط شهرتون و خانواده هاتون تصمیم بگیر اما خودتو بچت تو اولویت باشین
من ۱۰ روزگی که روز نام گذاری نینی میشه خانواده ها رو گفتم
جشن ۴۰ روزگی ام بستگی به شرایط داره اگه همچنان جنگ باشه نه اصلا حسش نیست تو این حال و هوا
ما رسم داریم ولی گفتم دوست ندارم توی اون وضعیت جشن بگیرم بچم هم مریض بشه برای همین از الان هرکی میپرسه میگم نه
ولیمه چیه؟ ما یه چیزی داریم عقیقه بهش میگن
کره گوسفند چیزی میکشن گوشتشو حالت قربونی میدن
مادادیم عزیزم بعد۱۵روزچون خودم ازلحاظ جسمی اکی نبودم دیرتردادیم
دقیقا حکایت ما هستش
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.