۱۴ پاسخ

اتفاقا همسر منم میگه بزار پیش مامان ها یکم تو خلوت برگردیم واسه خودمون با حوصله بتونیم خرید کنیم ،اخه بچه نمیزاره ببینی چی به چیه

خب بچه ای که تا الان جایی نمونده اگر بزاریدم فک نکنم بمونه
میمونه?
من خودم این مدلی ام که کلا مخالفم بچه جایی بمونه
همه جا با خودمون میبریمش

عوضش شوهر من میگه اگه بچه بیاد من نمیام😂😂😂😂

شوهرمنم همینطوره هرجا بخوایم بریم میگه دیانا هم باید بیاد باهامون فقط صبحا که میرم سرکار و یوقت دکتر بخوایم بریم خونه مامانمه که دیگ اونوقت مجبورم

ماهم جایی نمیذاریم مگر اینکه واجب باشه پیش مادرشوهرم میذارم

چه جالب ماهم همینطوریم البته جایی ک خیلی ضروری بوده پیش کسی گذاشتیم ولی بچهامون تازگی وقتی اسباب بازی یا ماشینی چیزی بیرون میبینن خیلی بهونه میگیرن دیگه جرعت نمیکنم باهاشون جایی برم🥲

نه خداروشکر همسر من اینجوری نیست
با بچه مگه میشه خرید کرد؟
پسر من سرویسمون می‌کنه
البته من خودم خیلی حساسم و پسرم و ب هیچکس جز مامانم نمیسپرم هیچوقت

شوهر من برعکسه ی جایی بخایم بریم میگه ببریم بدیم ب مامانت نگه داره همه جا همرام میبرم جایی ک مناسبش نباشه یا کاری دارم پیش مامانم میزارم

شوهرمنم همینجوره

حالا شوهر من برعکسه.خریدی دکتری جایی بخایم بریم میگه اول دلوینو بذاریم پیش مامانت اینا بعد بریم.چون واقعا دخترم بیرون اذیت میکنه

ما هم پیش کسی نمیزاریم اصلا ، هر جا میریم میبریمش
اگه من جایی کار داشته باشم ، شوهرم میبرتش پارک تا من کارم تموم بشه

من و همسرم هردو اینجوری هستیم بچه کلا نمیزاریم پیش کسی دکترم بریم یکیمون نگه میداره اونیکی میره خرید بریم باهم میریم با اینکه دوتان و هردو کوچیک ولی خب مسئولیتش کلا در هر شرایطی با خودمونه

من نمی‌برم بیشتر اوقات میدم مامانم،یا عمه خودش

من دیروز دخترمو بردم باهام بازار دهنم سرویس شد بس ک گریه کرد و نق زد و میگف بغلم کن.... از دیشب هنوز پاهام درد میکنن

سوال های مرتبط

مامان نبات مامان نبات ۲ سالگی
نمیدونم کسی مشکل منو داره یا نه

دختر من چسب منه
میگم چسب یعنی جز من کسیو نمیخواد
من ۵ ماه اول بعد از زایمانم خونه مامانم بودم
یعنی ۵ ماه قشنگ دخترم کنار خانوادم بزرگ شد
بعد از اون وقتی ک رفتیم خونه بازم ۲ روز ک خونه بودیم بابام میومد دنبالمون دوباره میبردمون خونه خودشون
کلا اینطوری بگم ک نبات الان ۲ سالو نیمه
ما نیم از سنش تو خونه خودمون بیشتر نبودیم
بابام و مامان هر کاری میکنن واسه نبات
خواهرم جون میده واسش
بازم نبات فقط میگه ماما عطی
تقریبا تا یه سالگی با باباشم حتی خوب نبود
یعنی دوسش داشتا فقط واسه ۵ دقیقه
بعد از ۵ دقیقه میومد بغلم من
بارها سر این قضیه دخترمو دعواش کردم
میدونستم حالش نمیشه نمیفهمه ک من منظورم چیه
ولی خب اذیت میشدم از کار دخترم
خودم عاشق دخترمم
از اینکه شب و روز تو بغلم باشه سیر نمیشم
ولی گاهی هم خسته میشم میگم کاش بشه یکم نبات بغل باباش یا خواهرم بمونه یکم

وقتی ک نبات تو جمع بغل باباشه گریه میکنه به من میگه منو بگیر
میخوام برم بغل مامانم
میخوام برم کنار مامانم
نگاه های بقیه اذیتم میکنه
یه جوری نگاه میکنن انگار من خودم کاری کردم ک دخترم وابسته پدرش نشه
و این واقعا اذیت کنندست
مامان بهاره مامان بهاره ۳ سالگی
سلام مامانای عزیز
دخترم 2سال و 6ماهشه از وقتی دوسال شد ی اخلاقای بدی گرفت که دیگه به زور تحملش کردم تا الان (لجبازی میکنه جیغ گریه و..)ولی الان چیزی که نگران کننده تر شده برام اینه که تو این مدت از من و باباش (مخصوصا باباش)خیلی دور شده سرش داد میزنه همش میگه بوسم نکن برو اونور و...ولی من ب شوهرم میگم صبر کن ان شاالله درست میشه خونه ما آپارتمانه و با مادرشوهرم واحدمون رو ب روی همه و دخترم هرشب گریه و جیغ می نه که من باید برم پیش مامانی بخوابم و ما ز زور میاریمش پیش خودمون که عادت نکنه یا عموش وقتی کاری بکنه همش سرش داد میزنه احساس میکنم حال روحی روانی دخترم داره خراب میشه من هیچ خانواده ای یا آشنایی اینجا ندارم که برم پیشش تا دخترم آرامش پیدا کنه یکم فقط گیر کردیم تو این خونه پس فردا قراره برم پیش مامانم از الان دخترم خوشحاله باباش میگه دلت تنگ نمیشه برام میگه نه
دیگه نمیدونم باید چیکار کنم با برادرشوهرم قهرکردم بابت اذیت کردن دخترم ولی بازم چون غریبم اینجا ول کن نیست همش اذیت میکنه با کاراش شوهرمم اصلا از ترس مامانش حرفی نمیزنه
ممنون میشم راهنمایی کنید