چقدز منی عزیزم من حتی ب تعداد انگشتایه دستم تنها ححموم رفتم همیشه وهمه جا دخترم همراه همه با اینکه خیلی خونه مامانم میرم ولی حتی یه ظهر هم کنار کسی غیر خودمنخابیده اصلا
این دقیقا مشکل منه 😭 وای دیگه ی روزایی دلم میخواد برم تو اتاق درو قفل کنم . منم همش خونه مامانم بودم ، نمیدونم این بچه چرا اینجوریه. قبلا حالا ی ساعتی پیش خالش یا مادرم میموند، الان از وقتی جنگ شده با من دستشویی ام میاد، شبا باباش میاد میگم ۵ دیقه فقط از من دورش کن، داره با اون بازی میکنه ا، مدام ی کله به باباش میگه مریم جون کجا رفت مامایی اتاقه برم پیش مامان، و ۵ دیقه نشده میاد تو اتاق. خیلی حس بدیه. مسافرت میریم ی دیقه پیش باباش حتی تو حیاط ویلاام نمیمونه من ی ذره ریلکس کنم. عصبی و پرخاشگر شدم بخاطر این وابستگیش. این دلیل نمیشه بگیم بچمونو دوس نداریم، اما هر انسانی نیاز داره به یکم تنهایی خلوت با خودش استراحت تنهایی.
وای وای وای وااااای
بالاخرههههه یکی پیداااااش شد مثل شرایط من باشه
ببین خواهر خییییلی خوب میفهمتتتتت با تموم وجودمممم تک تک جمله هاتو درکش میکنممممم خصوصا اخریش نگاهای بقیه
واقعا عذابه
بعدعید برنامه داشتم هرجور ک شده مهد بزارمش البته بعید میدونستم بمونه ولی نهایت تلاشمو میکددم ک شده یساعت وایسه تومهد بددن من یکم اجنماعی شه
ولی اونم زنگ جنگ شد
ولی بچه من بر عکس شما
از اول خانواده شوهرم اینو وابسته به عمش کردن جوری که بچم بهم اهمیت نمیده پیشم نمیاد بغلم نمیاد خونه اینا و من واقعا عذاب میکشم جایی بریم همه میگن مامانشو اصلا نمیخواد همشو دوست داره و اونا خر کیف میشن
همش میگم اینهمه زحمت کشیدم هیچی واسش کم نذاشتم از هیچ نوع محبتی دریغش نکردم چرا اینطور میکنه چرا یکمین به من اهمیت نمیده
من پسرم خیلی وابسته باباشه و من خیلی ناراحت میشم
مقصر اصلیم باباشه بنظرم
بهرحال یکم روی بعضی کارهات تغییر رفتار بده فکر نکن شوهرت ناراحت نمیشه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.