۹ پاسخ

پسر منم دقیقا همینه

حالا برعکس پسر من با من اینه. انقدر دلم میخواست یخرده هم به باباش میچسبید بخدا از دور قشنگه از نزدیک خسته کنندس همه چی همه چی با یکی باشه

بنظرم بهتر بخدا برد دو عالمو تو کردی استفاده کن از این موقعیت استراحت کن میتونی باشگاه …برو البته الان اینجوریه بعدش عوض میشن تو رو هم خیلی دوس داره نگران این موضوع نباش

تو این سن طبیعیه بیشتر سمت پدر میرن بعد که بزرگتر شن بیشتر سمت مادر میرن.

منمممم همینطوررررره پسرم

باز دخترم به من وابسته هست.با اینکه باباش پول شهربازی ولباس وخوراکی وغیره رو میده به باباش میگه تو نیا اگه حتی بخواد با باباش بره بستنی بخره حتما من باید باشم بدون من نمیره. با اینکه باباش باهاش بازی میکنه. هر بچه ای یه جوره نمیشه بگی دوستت نداره

مگه میشه دوست نداشته باشه . بچه ها هرموقع هرجا باشن باز تهش مادرشونو میخوان.من اتفاقا پسرمو میفرستم با باباش بره مغازه بیشتر باهاش باشه بهش وابسته بشه من نفس بکشم یکم برای خودم باشم.بهتر که بچت با باباش خوبه.شوهر منم وقتی خونه باشه پسرم میگه بابام منو بشوره غذا بده بهم و من خیییلی ازین بابت خوشحالم 😂ناراحتی نداره که

تازه تو بچه ات پسره منکه دخترم حتی حموم هم میگه بابام ببرم ایقد بهش وابسته هست جونشه و باباش حتی تاباباش خونه هست میگه ماما بد وبابا خوب منم میگم بهتر تایکم مااستراحت کنیم ولی تاباباش میره سرکار میاذ منو بوس میکنه یه چیزه طبیعیه ایقد حساس نباش عزیزم

مگه میشه دوست نداشته باشه دختر
تو زیادی حساسی یعنی حسودیت میشه
تو نمیتونی رابطه خوب پدرو پسر ببینی چجوری میخوای پسرت و بدی تو بغل به زن دیگه (ازدواج کنه )سخت گیر نباش مهم اینه وقتی تو نباشی بهانه تو بگیره مثلا بچه ها هرچقدرم به یکی دیگه وابسته باشن ولی اونطرف مادر نمیشه بعدم پسرا به پدر بیشتر اوخت میشن چون مردن دیگه بنظرم بزار با باباش بچرخه تا یاد بگیره جنسش چیه مثل پسر من بس بامن میگرده بخاطر شغل همسرم زیاد خونه نیست پسرم هی لوازم آرایش برمیداره کارا دخترونه می‌کنه تو فکرم تو شوهرم بیشتر با خودش ببرش بیرون

سوال های مرتبط

مامان Aron مامان Aron ۳ سالگی
مامان هیرسا مامان هیرسا ۳ سالگی
سلام مامانا پسرم خیلی پرخاشگری میگه همش منو یا مامانمو میزنه دندون میگیره دعواش میکنم میگم نکن یا با آرامش انکار نه انکار بدتر میکنه بعد میخنده شبیه حرصی الان شده یهو 9مله میکنه میزنه اینقدر منو زده امام تنم درد میکنه مامانم میگه دیگه نمیام خونت این منو همش میزنه باباش دعواش میکنه نمیزنه فقط ننو مامانمو میزنه یا پدرش بهش میزنه نه این کار اشتباه یهو حمله ور میشه به من فک میکنه من به پدرش یاد میدم منو میگیره میزنه مو دیگه ندارم تمام بدنم کبود کرده نمیدونیم منو مامانم چاقوی بخاطر اینکه ما تسلیم مارو مورد حمله قرار میده بعد میخنده تکرار میکنه بخدا دعواش میکنم یا بیشتر اوقات عکس‌العمل نشون نمیدم میگم شاید بکشه بره😅ولی میبینم نه هرلحظه امکان ضربه مغزی شدنم هست حتی چندباری زدمش رو پاهاشو ولی پوست کلفت شده بازم میخنده چیکار کنم دلمم نمیاد بزنم دعواش کنم حرف زدنم که چند کلمه میگه دارم دق میکنم فقط دست 4 5 6 2 اینارو میگه بابا مامانا ممه اینارو میگه همین با ایششش میگه
مامان امیر رضا مامان امیر رضا ۲ سالگی
سلام خوبید
خانوما من میرم به کارام برسم ولی شما جواباتونو بدید میخونم بعدش
راستش من از صب تا شب خیلی با بچم مراعات میکنم که زیاد داد نزنم و اینا ولی خب نمیگم همش موفق بودم ولی خیلی بهتر از آخر شبا هستم شب که میشه مثلا رفتیم دورامونو زدیم برگشتیم خونه حالا یا من کلا دیگه انرژی ندارم یا واقعا به خاژر شوهرمه که وقتی میاد خونه کلا حس خواب داره و بیشتر یا تو تلویزیون هست یا کله اش تو گوشیه خیلی عصبی میشم انقد تا مرز جنون جیغ جیغ میکنم ولی خدایی اصلنم دلم نمیخاد اینجوری بشم سر بچم داد بزنم مثلا دارم شام براش آماده میکنم یه بار دیدی میپره به پروپام نمیزاره میگم نگهش دار میگه بابا بیا اینجا این بیشتر منو اذیت میکنه خب یا بیا بگیرش یه تایمی نهایت بیست دقیقه نگهش دار یا کلا برو بخواب بفهمم خوابی دیگه به خودم متکی باشم والا اینجوری بیشتر عذاب میکشم چون میخام خیالم از بابت پسرم راحت باشه که یه بار خطری براش نداشته باشه موقع بازی میگم مواظبش باش اونم که اینجوری میگه و این رفتارو داره تازخ بهشم بر مبخوره میگه چرا سر بچه داد زدی خب د آخه مرد اگه تو مراقبش باشی که من اینجوری نمیکنم آدم بدی نیستا خدایی وای این یه مورد خیلی رو مخمه همش میگه بهشت زیر پای مادراست میگم ارزونی شما مردا نخاستیم یه کن فقط هوامونو داشته باشید همین
درست میگم یا نه 🤕🤕🤕😩😩😩به خدا خسته میشیم خب
مامان دوتاتوت فرنگی🍓 مامان دوتاتوت فرنگی🍓 ۲ سالگی
سلام خانوما
بچه های من دختر و پسرن...شدیدا به همسرم وابسته هستند..نمی‌دونم شاید همش سرکار هست برا همین یا هرچی.....اما من واقعا اذیت میشم....مثلا میشه روزی که کلا نیست فرداش عصر یا شب میاد ....وقتی خونه هست همش بهونه می‌گیرند گریه میکنند حتی یه دستشویی هم می‌ره میرن وای میسن دم در دسشویی گریه میکنند خذمی میرم طرفشون منو پس میزنند ...وقتی بچه هارو میخوابونیم اون باشه بعد خواب بچه ها بره باشگاه یا بیرون
.اینا بیدار میشن مخصوصا پسرم یه سر گریه می‌کنه امروز حتی با من دسشویی هم نیومد پسرم از صبح هم نرفته بود دسشویی هرچی گفتم نیومد باهام دسشویی..همش گریه میکرد می‌گفت بابا بیاد منو ببره...بعضی وقتا واقعا کلافه میشم گریه میکنم پیششون میگم‌ مامان مگه من مردم گریه می‌کنی خب من مامانتم...پیشتم....نمی‌دونید چقدر غصه میخورم اینحوری میکنند با منم‌ اروم‌نمیشن....حالا باباشون دوروز بود سرکار بود اصلا خونه نبود...یا پنج روز منو بچه هارو کذشات خونه مامانم بخاطر اسباب کشی بخاطر این اخلاق بچه ها که بیاد خونه نمیذارن از خونه بره بیرون اصلا نیومد بچه هارو ببینه فقط بهم می‌گفت دلم برا بچه ها تنگه...از این ورم‌ میخواد مارو بذاره پیش خونوادش یه شهرستان دور یک ماه و خودش برگرده...میگه پدرومادرم هم حق دارن بچه هارو ببینن...من نمی‌دونم این پدر واقعا این ارزش رو داره بچه ها بخاژرش هق هق کنند...منی که سه سال از کارم از درسم از جایگاه شغلی م‌ از زیباییم گذشتم آنقدر برا بچه هام ارزش ندارم که اون داره...لطفا ارومم‌کنید ....😭😭