۴ پاسخ

میخوای من برات می‌شکنم فقد اسم کسایی که دیدنش بگو من خودم هر وقت دختر چشم میخوره دیونه میشه براش می‌شکنم عالیه

براش تخم مرغ بشکن عالیه بچه من روانیم کرده بود
رفتیم پیش یکی براش چشم نظر زد گفت چشم خورده آب و زاغ داد گفت ببر بریز در حیاطش ریختم ینی از همون به بعد گوش شیطون کر عالی شد

کلا ک‌مهد میره.
عاشق مهدشه
روزای تعطیل گریه میکنه ک بریم مهد.
غیر اونم فقط پیش خودمه،نهایتا میریم خونه مامانم و خواهرام میان ک همه عاشقشن.

نه ببین اذیتاش انگار یجاییش درد بکنه،اونجوریه
انگار جسمیه.
جدیرا خیلی زیاد میگه دلم درد میکنه.
الانم ۴ خابیده تا ۷
الان ی ربعه خابید باز،قفلی زده بود ک خوابم میاد

حتمن پیش کسی گذاشتی پیشش نبودی میترسه

سوال های مرتبط

مامان نبات مامان نبات ۲ سالگی
نمیدونم کسی مشکل منو داره یا نه

دختر من چسب منه
میگم چسب یعنی جز من کسیو نمیخواد
من ۵ ماه اول بعد از زایمانم خونه مامانم بودم
یعنی ۵ ماه قشنگ دخترم کنار خانوادم بزرگ شد
بعد از اون وقتی ک رفتیم خونه بازم ۲ روز ک خونه بودیم بابام میومد دنبالمون دوباره میبردمون خونه خودشون
کلا اینطوری بگم ک نبات الان ۲ سالو نیمه
ما نیم از سنش تو خونه خودمون بیشتر نبودیم
بابام و مامان هر کاری میکنن واسه نبات
خواهرم جون میده واسش
بازم نبات فقط میگه ماما عطی
تقریبا تا یه سالگی با باباشم حتی خوب نبود
یعنی دوسش داشتا فقط واسه ۵ دقیقه
بعد از ۵ دقیقه میومد بغلم من
بارها سر این قضیه دخترمو دعواش کردم
میدونستم حالش نمیشه نمیفهمه ک من منظورم چیه
ولی خب اذیت میشدم از کار دخترم
خودم عاشق دخترمم
از اینکه شب و روز تو بغلم باشه سیر نمیشم
ولی گاهی هم خسته میشم میگم کاش بشه یکم نبات بغل باباش یا خواهرم بمونه یکم

وقتی ک نبات تو جمع بغل باباشه گریه میکنه به من میگه منو بگیر
میخوام برم بغل مامانم
میخوام برم کنار مامانم
نگاه های بقیه اذیتم میکنه
یه جوری نگاه میکنن انگار من خودم کاری کردم ک دخترم وابسته پدرش نشه
و این واقعا اذیت کنندست
مامان ماه جانم🧡🌜 مامان ماه جانم🧡🌜 ۲ سالگی
بچه ها🫠من چیکار کنم بچم سه روزه نمیدونم چش شده سه روز پیش صبح رفتیم‌حموم یهو سوراخ حمومو گرفت و شروع کرد گریه کردن انگار میترسید همه اشیا برن تو سوراخ بعدش هر بار من خواستم برم دستشویی یا خودش رو خواستم ببرم همین واکنش رو نشون داد گریه های شدید میگفت بشین رو مبل بغلم کن...
از امروز صبح پوشکش کردم گفتم شاید به خاطر آموزش دستشویی رفتنه ک اینجور میکنه ولی انگار اصلا قضیه این نیست حتی توی طول روز گریه میکنه در حد چی میگه بغلم کن بشین دارم کار میکنم گریه در حد زیااااد پامو میگیره باهام راه میاد هی میگه میترسم...
به زور تلوزیون و گوشی یکم مینشونمش یه جا تا بتونم غذا درست کنم هیچ وقت اینجوری نبود جوری شده صبح ک بیدار شد گفت مامان حموم ک نمیخوایم بریم با ترس... گفتم ن امروزم باباش بهش گفت میای بریم حموم به شدت مخالفت کرد از فضای حموم و دستشویی ک به شدت ترسیده و نمیاد از طرفی توی محیط خونم ک ...
نمیدونم چرا همچین شده ما اصلا از اونایی نیستیم ک بچه رو بترسونیم از چیزی یا بگیم مثلا فلان چیز تورومیخوره یا... سرسخت سعی کردم از چیزی نترسه ولی نمیدونم چرا به این حالوروز افتادیم لطفا اگه راه چاره ای سراغ دارین بهم بگین 💔خیلی خستم از بس سه روزه بغلش کردم پا دردام دوباره شروع شده گاهی جوری الکی گریه میکنه ایت چند روز ک اصلا دلیلش معلوم نیست لج الکی میکنه... تبم نداره پیپی هم دیشب کرده جیشم ک میکنه بگم جاییش درد میکنه