۱ پاسخ

منم همین بودم ولی حالا خیلی دارم خودم کنترل میکنم نماز بخون دعا و قرآن بزار پخش بشه خیلی بهت کمک می‌کنه خیلی ها یعنی واقعا نصف بیشتر عصبانیتت از بین می‌ره بقیش هم دست خودت وقتی عصبی میشی سربع برو دستشویی دو تا مشت آب خنننک بزن صورتت نفس عمیق بکش بگو فایده نداره فقط ازم می‌ترسه من هر وقت یادم میوفته چه جور پسرم اذیت کردم خودم لعنت میکنم

سوال های مرتبط

مامان امیر حسین❤ مامان امیر حسین❤ ۲ سالگی
دوستان لطفاً اگه کسی شرایطی مشابه من داشته راهنماییم کنه..
حدود دوماهه پسرمو از پوشک گرفتم
اوایلش خوب همراهی میکرد
ولی الان ی چن وقته خیلی لجباز شده خیلی اذیتم می‌کنه
میبرمش دسشویی منو دور حیاط میچرخونه فرار میکنه هر چی باهاش حرف میزنم توضیح میدم گولش میزنم انگار ن انگار
تو دسشویی هم همش دست ب آفتابه میزنه ابشو خالی میکنه شلنگ باز میکنه
همه کار میکنه الا جیش هر چی میگم بهش فایده نداره
باهاش مدارا میکنم دعوا نمیکنم با زبون خوش میگم تشویقش میکنم بلکه بفهمه هیچچچ
انگار ن انگار..
ب بهونه جیش میره تو دسشویی ولی کارشو نمیکنه
حتی نمیزاره شلوارشو در بیارم جیغ میزنه ک چرا در میاری نکن
باز با باباش راحتتره اینجور اذیت نمیکنه ولی با من لجبازه
همون حرفایی ک باباش میزنه منم میگم ولی تا باباش میگه کارشو می‌کنه همراهیش می‌کنه
توررو خدا بگید چ کنم
همه چی هم میفهمه
ی وقتایی ک سر کیف باشه خودش خبر میده ببرمش ولی بازم تا میبرمش شروع میکنه ب اذیت و لج کردن
مامان ماه جانم🩷🌜 مامان ماه جانم🩷🌜 ۲ سالگی
بچه ها🫠من چیکار کنم بچم سه روزه نمیدونم چش شده سه روز پیش صبح رفتیم‌حموم یهو سوراخ حمومو گرفت و شروع کرد گریه کردن انگار میترسید همه اشیا برن تو سوراخ بعدش هر بار من خواستم برم دستشویی یا خودش رو خواستم ببرم همین واکنش رو نشون داد گریه های شدید میگفت بشین رو مبل بغلم کن...
از امروز صبح پوشکش کردم گفتم شاید به خاطر آموزش دستشویی رفتنه ک اینجور میکنه ولی انگار اصلا قضیه این نیست حتی توی طول روز گریه میکنه در حد چی میگه بغلم کن بشین دارم کار میکنم گریه در حد زیااااد پامو میگیره باهام راه میاد هی میگه میترسم...
به زور تلوزیون و گوشی یکم مینشونمش یه جا تا بتونم غذا درست کنم هیچ وقت اینجوری نبود جوری شده صبح ک بیدار شد گفت مامان حموم ک نمیخوایم بریم با ترس... گفتم ن امروزم باباش بهش گفت میای بریم حموم به شدت مخالفت کرد از فضای حموم و دستشویی ک به شدت ترسیده و نمیاد از طرفی توی محیط خونم ک ...
نمیدونم چرا همچین شده ما اصلا از اونایی نیستیم ک بچه رو بترسونیم از چیزی یا بگیم مثلا فلان چیز تورومیخوره یا... سرسخت سعی کردم از چیزی نترسه ولی نمیدونم چرا به این حالوروز افتادیم لطفا اگه راه چاره ای سراغ دارین بهم بگین 💔خیلی خستم از بس سه روزه بغلش کردم پا دردام دوباره شروع شده گاهی جوری الکی گریه میکنه ایت چند روز ک اصلا دلیلش معلوم نیست لج الکی میکنه... تبم نداره پیپی هم دیشب کرده جیشم ک میکنه بگم جاییش درد میکنه