ماکه تهرانیم دیگه عادت کردیم
منم برگشتم عزیزم نترس انشالله چیزی نمیشه بیا
منم نمیترسیدم تا چند روز پیش پیش خونمون و زدن پنجره هامون خورد شد و من تا مرگ و دیدم ب چشم و اومدیم شمال .الآنم نمیدونم واقعا خونم نابود شده خودم سنگین شدم اینجام دکتر ندارم
سلام یعنی هنوز تهران موشک میندازن یا کم تر شده
گفته بعد ۱۳ میام دنبالت
اگ ترسو نیستی برگرد ک اذیت نشی چون واقا اینجوری ک پیش میره معلومنیست تا کی ادامه داشته باشه ، من خودم خیلی ترسوام ولی خب چاره نداشتم نمیتونم برم جایی
ما ک کلا نرفتیم دکترم نذاشت
منم شوهرم اومده گفتم بهس برگردی منم میام هی میگه نه خطر داره گفتم اگه خونه منم بشه نا امن ترین من میخا برم خونه خودم دیگه اینجا نمیمونم
منم دوست دارم برگردم مثلا چند شب پیش اینجا رشت موج انفجار اومد من اصلا نترسیدم ولی شوهرم راضی نمیشه میگه من سرکارم نمیتونم همش بهت سر بزنم یموقع شب نتونم بیام خونه نمیتونی تنها بمونی هزار بهونه میاره نمیدونم
یکی بگه چیکارکنم راضی بشه
منم منتظرم شوهرم بیاد دنبالم برگردم دیگ حوصله ندارم
برگرد ولی نترس
من که برگشتم. بستگی به روحیه خودت داره
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.