۲۲ پاسخ

خیلی خیلی بی حیاترازاین حرفهاست

باورم نمیشه..!!!

اصلا شوهرت هیچی.... مامانش نگفت من نمیام تو حموم تو لختی؟

خدا خودش کمکت کنه واقعا🥲😞

من شوهرم اگه خونه مادرشوهرم باشیم بره حموم حوله تنش پیچیده باز ب مادرش میگه منو نگاه نکن درصورتی ک فقط یکمی از سینش و دستاش مشخصه و از زانو ب پایین پاهاش😅

هااا😐😐😐🤭

به حقِ چیزای ندیده و نشنیده😐🫤

وااییی خیلی بده خیییلییی
من فکر کردم با لباس زیر بوده

آخه شوهر منم مثلاً شلوار عوض میکنه مجبور بشه پیش مادرش
من زیاد بدم نمیاد
ولی بدون شورت واقعا بده خیلی بددد
من اگه جای تو بودم الان تو خونمون بزن بزن بود😫

خیلی کارش اشتباه. مادرشه که باشه قرار نیست لخت باشه و اندامش رو مادرش ببینه
خیلی زشته

با صاحب صبر چی دارم میشنوم🤯😨😱😭

بدون شورت؟؟؟!!!

واقعا باورم نمیشه😐😐😐خاک بر سر مادرش با این تربیتش

خاک بشن هر دو دیگه از مادر نفهم متولد شدن همینه😐از یه سنی به بعد باید خیلی چیزا رعایت شه من دخترمو جلو شوهرم پوشکشو عوض نمیکنم که یادبگیرن حریم خصوصی رو چون به هرحال جنس مخالف همن فقط و فقط زنو شوهر میتونن جاهای شخصی همو ببینن چون همه چیشون مشترکه

خیلی کارزشتی کرده همسرت

حالا مادرشه میخاد جلوش لخت بگرده بدرک
نمیگ تو اونجا حضور داری خجالت زده میشی😐
خیلی زشته خیلی

حق داری ناراحت باشی کارش خیلی زشت بوده لابد مامانش اینجور تربیتش کرذه مشکل از مادرشه😐

شورت نداشت؟

شوهر من روش نمیشه جلو مامانش با شلوارک بگرده😂😂😂😂

واااا چ چیزا ندیدم ی پسر جلو مادرش اینجوری بگرده نه اشتباه از شوهرته

ن خواهر اگه من بودم الان بزن بزن بود توخونمون😐

به نظر منم کار زشتی خب مادرش باشه شوهرت الان مرد گنده شده

حق داری خیلی زشته واقعاً شعور هم خوب چیزیه 😶

سوال های مرتبط

مامان ریحانه جونم 😘 مامان ریحانه جونم 😘 ۱۴ ماهگی
دیشب خیلی شب بدی بود خدا قسمت هیچ مادری نکنه که بچه اش مریض باشه و کاری از دستش برنیاد..دیشب بعد اینکه ۴ نفر نتونستن رگ گیری کنن یکی صدا زدن اومد با یکم تلاش پیدا کرد و سرم زد تا آخر سرم پای دخترم دستم بود چون تکون میداد و سرم قطع میشد ..سرم تموم شد و تب دخترم اومد رو ۳۷ خوشحال شدم کمی بعد دوبار یهویی بی‌قراری کرد تب شو گرفتم دیدم ۳۸.۵ هست پرستار صدا زدم اومد یک سرم دیگه هم زد و گفت باید آزمایش کشت ادرار بدی ..کیسه رو آوردن منم که دفعه اولم بود بلد نبودم وصل کردم در رفت و نتونستم ادرار شو بگیرم .‌این حرف به تخت بغلم گفتم اونم گفت من بلد برای دخترم وصل میکردم ..خدا خیر شیده وصل کرد ولی دوباره دخترم زیاد تکون خورد . چسب اونم باز شد ..با یه خانم دیگه که تخت بغلم بود گفتم گفت صبر کن الان من کیسه رو بلدم بزنم اونم زد و آخر نتونستم ادرار بگیرم به دکترش گفتم قبول نکرد گفت باید آزمایش بده ببینم خدای نکرده عفونت نداره بعد مرخصش کنیم ..بعد برای چهارمین بار کیسه خریدم و خودم با دقت وصل کردم و دیدم درست چسبوندمش ..
باید گذشت و دکتر اومد گفت هنوز نتونستی بگیری گفتم نه ادرار نکرده و دوباره اومد دیدم همسرم صدا زد بعد ۲ ساعت از شب منتظر ادرارش بودن که آزمایش بگیرن ...وقتی دیدن نشد همسرم صدا زدن و گفتن برو سونت بخر .. وقتی دیدم همسرم یا سونت اومد خیلی ناراحت شدم گفتم بچه به این کوچکی سونت میخواد چیکار ..بعد خیلی دعا و التماس از خدا خواستم تا پرستار نیاد سونت بزار من پوشکش باز کنم ببینم ادرار شو کرده ...
و قربون خدا برم که حرف مو شنیدم .‌‌..یعنی نمی‌دونید که چه حالی داشتم وقتی سونت دیدم خودم تو زایمان کشیدم درد داره چه برسه به بچه ۵ ماهه