۱۰ پاسخ

واکنشت درست بوده ،بهش فکر نکن عزیزم

چ اشکال داشت اخه

بهترین کارو کردین!! اگر از اول میومد توضیح میداد و اجازه میگرفت شاید شما اجازه میدادین..بازم اگر اجازه نمیدادین حق تون بوده..به هر حال ما از کجا بدونیم غریبه چی تو مغزش میگذره بهترین راه دفاع از بچه هامونه اونام حریم شخصی دارن ب هر حال

نمیدونم اما من اگه بودم میگفتم باشه بگیر ..شاید مدت زیادی رو دلش بمونه ک یه نی نی ببینه ...ن بخاطر بچش ک اتیسمه...بخاطر خودش

خوب کاری کردی

وا من هرکسی میگه عکس از بچش بگیرم میگم بگیر😐

بهترین کار رو کردی. تا فرهنگ این چیزارو یاد بگیرن باید از همین مسیر نه شنیدن بگذرن

خوب کردی با عکس بچه میتونن سحروجادو کنن براش

از کجا معلوم که راست گفته باشه

منم ناراحت شدم تو ک نمیدونستی اما کار درست رو کردی🥺ناراحت نباش عزیزم

سوال های مرتبط

مامان 𝑫𝒆𝒍𝒗𝒊𝒏 مامان 𝑫𝒆𝒍𝒗𝒊𝒏 ۶ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۳
دکترم اومد گفت ان اس تیش نشونم بدید گفت بهش سوند بزنید بفرستید اتاق عمل خلاصه اومدن سوند زدن انق درد داشتم حس نمیکردم فق یکم سوزش داشت بردنم اتاق عمل اونجا حتی مامانمم نبود ته دلم خالی بود که بچم زنده نمیمونه اره خلاصه تو اتاق عمل گفتم ک دکترم دکتریه ک مامانم سزارین‌کرده همه برگاشون ریخت بعد دکتره بیهوشی اومد چن تا سئوال پرسید بعد ی دست رو سرم کشیدد من دیگ هوش نبودم اره دو ساعت بعد ت ریکاوری بهوش اومدم نیمه هوش بودم بچم نمیدیدم ب اون خانومی ک ت اتاق بود گفتم حال بچم خوبهههه؟😭 بیارین نشونم بدید ترو خدا گف اره خوبه رف زیر اکسیژن گفتم خیلی لاغرهه گف ن وزنش دو کیلو نیم اینا بود خوبه نگران نباش اره خلاصه بردنم ا اتاقم شوخرم بود با مامانبزرگم اتاق خصوصی بود اونا تا صبح گرفتن تو اتاق خوابیدن من اشک میریختم درد نداشتمااا پمپ دردم گرفتم نگران دخترم بودم هیچکسم ب تخمش نبود هرچی میگفتم بچمو بیارین ببینم میگفتن فردا باید خودت بری ببینیش اره خلاصه اصلا حس درد نمیکردم من ساعت ۱۲ از اتاق عمل اومدم بیرون ساعت ۶ بیدار شدم گریه میکردم بیاین این سوند منو بکشید برم بچم ببینم گفتن تا ۹ صبر کن صبر کردم اومدن سوندم کشیدن درد نداش نوار گذاشتن لباس تنم کردن بریم پارت بعدی