۱۲ پاسخ

با صدای بلند برا شوهرم خوندم

پسر منم اینجور شده میریم عیددیدنی نزدیک کسی نمیشه.یا همش چسبیده به من.اصلا اینجور نبود.اومدیم شهرستان خونه بابام.هرجامیریم میگه بریم خونه آقاجون.

ای کاش پسر منم سرماخوردگیش خوب میشد میبرمش عید دیدنی🥲🥲🥲

حالا پسر من با همه سلام و علیک میکنه قشنگ دست میده عیدو تبریک میگه،ولی محاله پیشم بشینه چه خونه ی مادرشوهرم چه جای دیگه،میره میگرده همه جای خونه برا خودش،منم دائم حواسم هست که به چیزی دست نزنه دائم تذکرمیدم بدون اجازه دست نزنه،ولی عاشق گوشیه میاد میگه گوشی هاتون رو بدین ببینم،یکی زنگ میزنه به گوشی طرف میگه با کی حرف میزنی؟گریه میکنه میخوام بهش سلام بگم این رفتارش رفته رو مخم،بسیار هم اکتیو و فضا داشته باشه یکسره بدوبدو

بعد جنگ انشالله هر روز بزار مهد اجتماعی بشه پسر من اول با ما این طوری میکرد الان خوب شده

بچه ها پسر منم الان اینطوری شده هیج جا نتونستم عید دیدنی برم‌و واقعا خسته ام

دختر من چی پس خونه مادر شوهرم ک هر روز میریم باز موقع شلوغی فقط گریه میکنه و ب پای من چسبیده

وای خدا نگو من این شب روزا دهنم سرویس شده بس پسرم بی ادب شده داد میزنه فحش میده شوخی می‌کنه الان اومدیم از مهمونی سردرد شدم از دستش

دختر من یجا که میریم یجور دیگه آبرومو میبره.خیلی پرروئه،همه جا رو بهم میریزه،فحش میده،داد و جیغ میزنه.خیلی خجالت میکشم

فک کنم مدل سه سالگی اینه هرجا بریم گریه که من نمیام ب لباس نو گارد داره

دختر من پارسال اینجوری بود خداروشکر الان عاقل شده

دختر منم همینطوره هیچکی جرعت نداره باش حرف بزنه😭😓منم خستم واقعا

سوال های مرتبط