۱۹ پاسخ

منم توی شهر خودم ازدواج کردم خونه مامانم ۲کوچه بالاتره پیاده ۵دقیقه اس

ما اهوازیم انگار ن انگار تعطیلاته بیشتر جاها بازن دیروز رفتم پارک سنتر همه مغازه ها باز بودن

شهر خودمونم بازم تنهام😂
هستنا اما من باهاشون اوکی نیستم

من شهر خودمم صبح تا شب تنهام درو دیوار نگاه میکنم استراحتم از خونه نمیتونم برم بیرون

من آرزومه برم یه شهر دور زندگی کنم حتی یه شهرم ار خانواده ها دور باشم کافیه

من سنتی بود با برادر شوهر ابجیم ازدواج کردم خیلی اذیتم محبت و بوس نمیکنه مغروره باهام حرف نمیزنه 😞😞درسته شهر خودمونم ولی اجازه نمیده ک مامانم بیاد خونم هر از گاهی من تنهایی میرم میام

منم حوصلم سر می‌ره واقعا🫠

من راه دورازدواج کردم هم از خانواده خودم دورم هم خانواده شوهرم اما الان ی هفته است اومدم خونه مادرشوهرم قبلشم 10روز خونه مامانم بودم

منم مثل تو شهر دورم خیلی درکت میکنم ، من نه سال هست ازدواج کردم ، خیلی سخته دوری خانواده مخصوصا پدر و مادر ، منم زاهدانی ام

منم راه دور ازدواج کردم
درسته میگن دوریو دوستی ولی مادر بحثش جداس نتونستم طاقت بیارم خونمو اوردم پیش مادرم

شھر خودم قوم بودیم ھم عاشقانہ ھم سنتی بود ۱۷ سالگی عروسی کردم الان یک سالو نیم ھست عرسی کردیم

منم این ۳ساله بخاطر شغل همسرم اومدیم شهردیگه از خانواده ها دوریم، دوستی هم اینجاندارم کلا خیلی بده ادم افسرده میشه🤦تامیتونی دوست پیداکن، یامثلا باشگاه برو

منم شهر دورم فردا میخام برم خونه مامانم
الان شوهرم شیفته برق قطعه گوشی هن چیزی نداره والا موندم چ کنم

شهر خودم
عاشقانه
17

کاملا درکت میکنم عزیزم....
منم راه دور ازدواج کردم
همش میگم اگه یروز باردارشدم خاستم زایمان کنم چیکارکنم💔💔

غصه نخور عزیزم
منم که شهر خودمون هستم هیچ کسی رو ندارم
از صبح دلم میخواست برم بازار هی گفتم تنها خوش نمیگذرع
ولی تصمیم گرفتم بعد از ظهر تحت هر شرایطی پاشم برم یه هوایی بخورم

دیگه زندگی متاهلی همینه من فاصلم تا خونه پدرم ۲۰ دقیقه س با ماشین ولی فقط یه بار رفتم از وقتی ازدواج کردم حوصله چیزی ندارم همش دلم میخاد خونه خودم باشم

من شوهرم راه دوریه.تقریبا یه ساعت فاصله داریم
ولی من مجبورش کردم توشهر خودمون خونه بسازه
ازدواجمونم عاشقانه بود ینی پنج سال دوست بودیم تقریبا
من ۲۰ سالم‌ بود و اون ۲۳

منم راه دور شوهر کردم

سوال های مرتبط