۷ پاسخ

عزیزم من بهت حق میدم ولی پدرشه ممکنه چند روز دیگه مهمون این دنیا باشه ، من پدرم مریض بود بیشتر از همه پیشش بودم اصلا برام مهم نبود کسی از بچه ها هست یا نه ،همیشه‌میگم‌کاش شب آخرو پیشش بودم چون هنوزم نتونستم خودمو ببخشم

حق داری وقتی یکی از بچه ها زیادی مسئولیت پذیر باشه بقیه بیخیال میشن

برخورد کن بهش بگو خانواده خودتو ول کردی رفتی نوکری آبجیا و داداشاتو میکنی این سهمشو رفته حالا بقیه باید برن اگه نمیتونن برن پول بذارن پرستار بگیرن به‌ مدت سه ماه.بعد سه ماه انجام وظیفه اونا ،دوباره نوبت شوهرت میشه‌

حق با شماست

عزیزم درسته حق با شماست ولی اینجور که میگی ایشون مهمون یه روز دوروز دیگست بنظرم چیزی نگو هم خودت ناراحت میشی هم همسرت
دوراز جون خانوادت یه وقتی توام خاستی پرستاری پدرمادرتو بکنی حالا اون میاد تلافی میکنه
یکم دیگه هم تحمل کن
اگه دیگه خیلیی طولانی شد یه تذکر کوچیک بده

اگه الان هی گیر بدی نرو اینا خدایی نکرده فوت کنه از چشم شما میبینه
شما حق داری حرفت درسته ولی پدرشه نمیتونه که بزارش تنها
بالاخره همین کمک پدرش خیر و برکت و عاقبت بخیر برای خودتون و بچه آت میاره مطمعن باش

حق داری
شوهرت باید خودش درک کنه

سوال های مرتبط