۲۹ پاسخ

وای نه من جرات نمیکنم این عکس نشون بدم بعدش کلی از من سوال میکنه کی کجاست و چشه ب جای اینکه اون جواب بده باید من براش داستان بگم😬😄

پسر من میگه چون باباش رفته سرکار،مامانشم رفته فروشگاه،داره دنبال مامان باباش میگرده😐😂😂😂

بچه من میگه مامانش زده الهی بمیرم

من به دخترم نشون دادم میگه ولش کن نگم سیاسی میشه🤣🤣🤣🤣

بچه من گفت گریه نکن عزیزم نازش کرد😅

دخترم میگه مامانش رو گم کرده 😐😐😐😐
پسرم میگه مامان بزرگشو میخواد🤣🤣🤣🤣

ازدخترم پرسیدم‌میگه چون دیدمامانش گریه میکنه🥲قربونش برم بعدفوت بابام خیلی اشکامو دیده..

پسرم میگه میخواد آمپول بزنه😂😂

پسر من میگه بستنی خورد سرما خورد امپول زد😭🤣🤣🤣🤣

از دخترم پرسیدم میگه چون دلش واسه مامانش تنگ شده این بچه تو خونه هم دلش واسه من تنگ میشه ناراحتم هست

من از دخترم پرسیدم میگه نمیدونم

من نشون دادم گفت مگه مامانش کجا رفته..چون رفته بودم قبل عید موهامو رنگ کنم نبودم پیشش چند ساعت خونه مادربزرگش بود.

اخ آخ از دخترم پرسیدم چون خودش سرماخوردس میگه مریض شده مامانش باهاش دعوا کرده😁

پسر من میگه موشک بهش تیر زده😿💔

دختر من اول گفت گرسنه س بعد گفت کار اشتباه کرده مامانش ناراحت شده

چرا برا من نمیاد عکسااااا

من به پسرم الان نشون دادم میگه چون باباش رفته 😂

دخترم میگ دلش برا مامانش تنگ شده

دختر من میگه شکلات ندادن برای گفتم نه یچیزی دیگه شده بنظرت کسی دعواش کرده گفت آره مامانش دعوا کرده 😐

دختر من میگه باباشو موشک زدن کشتن😐🤣😢

پسرمن میگ بیکاره گریه میکنه
مثل من ک وقتی بیکارم گریه میکنم😂😂

پسرمن میگه چون دلش نمیخاد بره مدرسه🤣🤣🤣آخه خودش ازالان میگه میخام پیش توبمونم نمیخام برم دبیرستان😂

پاک نکنی مهمونیم. بعدبه دخترم بگم

از دخترم پرسیدم میگه چون مامانش کتکش زده 😔😔😔😔

به دخترم نشون دادم میگه چون میخواد مشقاشو بخونه 🤣🤣🤣🤣🤣🤣
میگم آخه بچه تو چطور فهمیدی لباس مدرسه تنشه 😂😂

الان از پسرم پرسیدم چرا گریه میکنه گفت چون ب شکلاتا دست میزنه😂😂

من به دخترم نشون دادم
میگه سر غذا داره گریه می‌کنه 🤦

پسر من میگه صورتش زیر دماغش زخم شده از بس شیطونی کرده داره گریه میکنه 🤣🤣🤣🤣

پسر من میگه واسه باباش گریه میکنه . اینقد خودش باباییه🤣🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان آرادکوشولو مامان آرادکوشولو ۴ سالگی
یکم دلدرد کنم شاید اروم شم خواب نمیرم از بس دلم شکسته....😔😔😔😔دیشب خونه آبجیم دعوت بودیم بعد شوهرم رفته بود ی سوسک داده بود دست پسرم و اونم باهاس بچه هارو میترسوند بعد خواستیم بیایم خونه من ب آراد گفتم مامان دیگه کثیفه بندازش دور بریم دستاتو بشوریم مریض میشی هرکار کرد نمیداخت بیرون منم گرفتم ازش و رفتم دستشو شستم و آراد خیلی گریه کرد یدفعه شوهرم جلو همه هرچی رسید بمن گفت ک چرا بچه رو ب گریه انداختی و ازش گرفتی خودم دادمش منم گفتم کارت اشتباهه نباید آیت چیزارو بدی دستش ولی اون خیلی بد رفتار کرد جلو همه واقعا قلبم شکست خیلی ماراحت شدم البته دفعه اولش نیستا همیشه بخاطر آراد هرچی میرسه بمن میگه اگ گریه کنه میگل هیچی نگو بهش ک گریه نکنه انگار من مامانش دیشب خونه آبجیم دعوت بودیم بعد شوهرم رفته بود ی سوسک داده بود دست پسرم و اونم باهاس بچه هارو میترسوند بعد خواستیم بیایم خونه من ب آراد گفتم مامان دیگه کثیفه بندازش دور بریم دستاتو بشوریم مریض میشی هرکار کرد نمیداخت بیرون منم گرفتم ازش و رفتم دستشو شستم و آراد خیلی گریه کرد یدفعه شوهرم جلو همه هرچی رسید بمن گفت ک چرا بچه رو ب گریه انداختی و ازش گرفتی خودم دادمش منم گفتم کارت اشتباهه نباید آیت چیزارو بدی دستش ولی اون خیلی بد رفتار کرد جلو همه واقعا قلبم شکست خیلی ماراحت شدم البته دفعه اولش نیستا همیشه بخاطر آراد هرچی میرسه بمن میگه اگ گریه کنه میگل هیچی نگو بهش ک گریه نکنه انگار من مامانش نیستم مثلا آراد رفته آب گرفته تو خونه و فرشارو خیس کرده میگه ولش کن چیز خاصی نشده ک 😔😔😔نمیدونم دیگه چ کنم ...نیستم مثلا آراد رفته آب گرفته تو خونه و فرشارو خیس کرده میگه ولش کن چیز خاصی نشده ک 😔😔😔نمیدونم دیگه چ کنم ...