خونم
ناهار اماده
تازه گوشی گرفتم دستم
برنامه هم که فعلا استرس جنگ بیشتره تا امید به اینده
خونه هستیم
ناهار خوردیم و جمع کردیم الان چای ریختم و نشستم
برای سال جدید به امید حیات خیلی برنامه ها دارم
دلم میخواد از این به بعد زندگی کنم
تاالان خیلی زندگیرو به خودم سخت گرفتم😔
خودم بگم
هیچی رو مبل نشستم دخترم خوابید منتظرم برنجم دم بکشه بیدارش کنم ناهار بخوریم
خونه جمع و جور کنم شب واسه عید دیدنی مهمون دارم.
حالم خوبه دلم تفریح بیرون رفتن میخاد
ولی بازم شکر ❤️
بر نامه امسالم برم لیزر واسه صورتم حتما
بازسازی خونه
احتمالا اوضاع آروم بشه برم دنبال کارای اقدام واسه بچه دوم❤️
تلاش واسه کاری که میخام انجامش بدم ❤️
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.