۱۱ پاسخ

چون مثل خودم قلمت قشنگه بهت درخواست دادم😂

واییی خیلی سخته. فقط خدا صبر بده بهمون🙏🏻😂

هدی جون گذشته از اینکه بچه ها توو دو سالگی صبر مامانارو خیلی مورد عنایت قرار میدن! ؛ من توو اون زمان خودشون رو‌ خیلی توو تدارک غذا دخیل میکردم.
فیله هارو کوروش میشست، شهرزاد مرینیت میکرد مثلا.
با فویل و نخودلوبیا لقمه درست کردن رو بازی میکردیمو بعدش با پنیر و نون میرفتیم دنیای واقعی..
کثیف کاری و زحمت زیاد داره. ولی ممکن براش جالب باشه و این حین یدونه خودش بخوره یدونه جِی جِی😁

یکی از این موجوداتم خونه ماس 🤣

عاااالی بود پسر منم پس پلانگتونه . الان نشستم رو مبل اینقدر حرص خوردم فشارم افتاده😕💔

آخ آخ دقیقااا
من علاوه بر اینا یه معضل دیگم دارم خانوم هیچجا جز محیط باز و پارک نمیاد.. نه خونه حتی بابام، نه مغازه ها و... 😪

با این تفاسیر
و از این دید که نگاه کردم
بخدا که منم مثه شمام😆
الهی قربونشون بشم
اخه چرا نمیخورن😓
من خیلی خیلی خیلی ناراحتم
هیچی
به معنای واقعی هیچییییییی نمیخوره دلا😓
دکتر فوق تخصص گوارش بهش اشتهااور راسیپ داده
چند بار دادم خیلی خوبه(البته شیر میخوره بیشتر)زمانی که راسیپ میخوره
خیلی بد شنیدم از این شربت
ولی از طرفی دکتر داده و میگه مشکلی نداره!
این که هر روز داره لاغرتر میشه واقعا اذییت کننده هست…

با تایپیکتون خندیدم😘
ولی فکر میکنم فقط خودمون میدونیم از طرفی چقدر ناراحت کننده هست🥹😓🫂

😂😂😂

دهنت سرویس😂😂😂
حالا پسر من شب هم نمیخوابه خوب هر یساعت پا میشه هیچچچچ از پنج تا هشت صبح میگ……دددد قشنگ😭😂

عجب وروجکیه شده دندون اسیاب اخر رو در اورده خیلی حس خوبی میده تاپیک هاتون سپاس

قلمِ بامزت😽

سوال های مرتبط

مامان کایلین مامان کایلین ۲ سالگی
مامان نیکا مامان نیکا ۲ سالگی
این مدت در کنار احوالات دورو ورمون و اتفاق های بد
درونم پر از غصه ست اکروز همش گریه میکردم .
اینقدر پرخاشگر و عصبی شدم همش به شوهرم گیر میدم و کم مهلش میکنم وقتی بهم میگه من این همه زحمت میکشم فقط. یه
چیز ازت می‌خوام که همیشه بخندی شرمندش میشم
همش هم غصه م غذا نخوردن دخترمه
تا ماه پیش مشکلم این بود که صبح و ظهر و شب میخورد ولی خیلی کم میخورد .
ولی الان از صبح تا شب هیچی نمیخوره ته تنقلات نه هیچ فقط یه وعده باشب یا صبح در حد کم
همه دندون ها هم در آورده
زینک و آهن هم میخوره
دوسال و سه ماهشه یازده کیلوهه
وقتی میبینم جلو چشمام از صبح تا شب هیچی نمیخوره روزم داغون میشه الان سه هفته ست اینجوریه
مرغ دو سینه میذارم
تو یه روز باهاش سمبوسه ته چین و سوپ درست میکنم ببینم کدوم میخوره نمیخوره
امروز قیمه گذاشتم
باهاش برج وقیمه ماکارونی و سوپ کردم دو قاشق کوچیک خورد از صبح هم هیچی نخورده بود
نمی‌دونم دیگه چیکار کنم
خسته م از زندگی
هرکاری میکنم بی خیال بشم نمیتونم
روز. به روز هم زندگیمون داره سردتر میشه