از پوشک گرفتن نوزاد نارس سی هفته ای و قطع شیر دهی شبانه(جهت انتشار)
یعنی نشده ما با کالسکه نریم پارک و برگشتنی به خودم قول ندم که دیگه هرگز هرگز اینطوری پارک نمیریم
هر بار به شکلی کار به گیس و گیس کشی و صورت های متعجب رهگذران میرسه:
نمونه امشبش
در مسیر برگشت طبق معمول پیاده شده خودش بره دم در یه خونه دید بچه‌ها ( پسرای ۱۵ الی بیست ساله) تو پارکینگ دارن فوتبال بازی می‌کنن آقا شر که در بزن بریم تو نگاه کنم
فکر کنید در خونه مردم رو زدم بانو رفتن تو
بعد به نظرتون به نگاه کردن قانع شد؟ خیر! وایساده پا به پای اونا فوتبال بازی میکنه و لایی میزنه و شوت و گل
بعد مگه میومد با جیغ و داد و التماس اونجا رو ترک کردیم
دیگه هم راه نرفت اومد بغل
تصور کنید زنی که با یه کالسکه خالی در پیاده روی پلکانی با بچه ای تو بغل در حال لگد زدن و جیغ کشیدن
خلاصه تا سوپری رفتیم اونجا خوراکی خریده اومدیم خونه
و میدونم که فردا باز خر خواهم شد

تصویر
۱۷ پاسخ

هدی از ترفند کوک کردن استفاده کن😄 خیلی جوابه😆 دوتا انگشت شصت و‌ اشاره ی مبارک رو عین وقتی میخوای عروسک کوک کنی بزار روو هم و بگو قررر قرررر قرررر خب کوک‌ شدی🤪، هرجا کوکت تموم شد دوباره کوکت میکنم😅

اکه ترفندت لو رفت هم از سیستم ماشینایی که میکشی عقب یهو خودش میره استفاده کن.
از شونه هاش بگیر بکشش عقب بگو آماده ای میخوام ولت کنم.... هوووووو 🏎️

نمیدونم چرا خندم گرفت ولی گریه داره بخدا🫠😄

من دخترمو تشویق میکنم به پیاده روی،،،وسط راه یباره میگه بیا مسابقه بزاریم،هیچی دیگه وسط خیابون دوتایی میدوییم،دیگه منم تو صورت مردم نگاه نمیکنم که هیچی حس نکنم😉میزنم بر طبل بیخیالی

تصورشم دردناکه خاهر😶‍🌫️😂

ای قربون قیافت ننه😍

ای ننه بگردمش با اون قیافه ش😍هدی جون فکر میکنم همه ی کسایی که بچه انین سنی داریم این مشکلو داریم من چند تا راه حل پیدا کردم وقتی برای برگشتن از پارک قشقرق میکنه یا درخواست های غیر متعارف داره،اولا اینکه همیشه مجهز میرم یه خوراکی کوچیک همرام میبرم مخصوص بازگشتن از پارک😅مثل چوب شور کنجدی،بیسکوییت مادر،کشک و..، یه کاریکاری که خیلی دوست داره رو بهش وعده میدم تو خونه قراره انجام بدیم مثل کارتون دیرن،آب بازی کردن،زنگ زدن به پدرجون مادرجون، رنگ بازی کردن(برای ما همیشه پِپا دیدن جواب میره)یا اینکه قراره تو مسیر بریم تو جاله های اب بپریم،بریم سرراه ماکارونی بخزیم،درختا رو بشماریم،پیشی ببینیم و ...

والله کالسکه ببری ی دردسره
نبری هم از کت و کول میفتی.
برای منم خیلی پیش اومده😅
بعد دیگه از حرص میگم دیگه بیرون نمیبرمش ولی دلم نمیاد😂😂

عاشق تاپیکاتم همچنین کایلین خانوم 😍😍😍قربونش برم من

عزیزم برنامه منم همینه یعنی صد دفعه خودمو باباش فوش میدم تا از پارک برمیگردیم

من باشم تا ی هفته دیگ جایی نمیرم

قربون ریختش

من که برا نلا کالسکه نخریدم،خودش بدو بدو میره

پسر منم تو‌کالسکه درحا حرکت یکم میشنیه با توقف چندثانیه ای میخواد بره پایین دیگه بیشترش رو راه میره خودش

😂😂😂😂 خودمو گذاشتم به جات توی اون لحظه و به معنای واقعی احساس پارگی کردم

وای عزیزم 😂 ببخشید تصورت کردم،خیلی سخته میدونم، کاش دو نفری ببریش، ما خیلی وقته کالسکه استفاده نمیکنیم

قربون قیافه نازش

واااااای قیافه شو🥹🥹🥹

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی 🍓 🦄 مامان توت فرنگی 🍓 🦄 ۲ سالگی
خانما من به یک مشکل بزرگ در مورد از پوشک گرفتن خوردم ممنون میشم کمکم کنید 🫠💔 من دخترم پوشک میکنم و شلوار می‌پوشم خیلی گریه می‌کنه میخواد پوشکش رو در بیاره جدیدا می‌ره تو یکی از اتاق های خونه بدون این که به من بگه 😭😭😭پوشکش رو در میاره و پی پی می‌کنه و جیش می‌کنه 😭😭😭😭😭😭😭این دیگه چه نوعشه من تا حالا اقدامی برای از پوشک گرفتن نکردم ولی دیگه میخوام از امروز شروع کمک از پی پیش هم نمیترسه بعضی وقتا که کیش داشت دست می‌گذاشت روی ناحیه خصوصی منم می‌بردم دستشویی شلوارش میکندم میگفتم جیش و جیش میکرد ولی به صورت جدی اصلا اقدام نکردم گفتم شاید آمادگی نداره ولی الان دیدم داره خودش پوشکش می‌کنه و تو اتاق دستشویی می‌کنه نمی‌دونم چکار کنم 🫠🫠🫠🫠ببخشید اینو میگم رفته بود دیروز تو اتاق خودش پوشک کنده بود بعد پی پی رو کرده بود بعد با دست برداشته بود اومد بهم نشون داد یعنی سکته کردم 🥺تو پوشکش نکرده بود وایی خدایا


فرزندپروری
پوشک
شیرخشک
رفلاکس
گهواره
زایمان
کولیک
ان تی
آنومالی
گهواره
مامان Nafas مامان Nafas ۳ سالگی
سلام انشالله که حال دلتون خوب باشه عزیزان من از دیشب درگیر دخترم بودم تا امروز عصر دیشب داشت با باباش بازی میکرد که یهو گریه کرد دستشو گذاشت رو اون یکی دستش نزاشت اصلا دست بزنیم فقط گریه میکرد بردیم بیمارستان اونجا گفتن چیزی نیس عکس انداختن گفتن استخوان دستش ترک برداشته باید آتل ببندیم من گفتم نه همسرم گفت بزار ببندن خلاصه که بستن ولی من راضی نبودم هی میگفتم نکنه دستش در رفته اینجوری درد می‌کنه آخه ترک اینجوری نمیشه ک پرستاره گفت اینا دکترن بیشتر میفهمن خلاصه اومدیم خونه بعدش تا صبح بچم نتونست بخابه صبح به همسرم گفتم آتلو باز کن وقتی از آرنج نیس بزار دستشو تکون بده ببند جایی که ترک برداشته باز کردیم دخترم دوباره گریه کرد تکون نداد عصر بردیم دکتر ارتوپدی آتلو باز کرد گفت چیزیش نیس اصلا ترک هم نداره ببر بعد یک هفته بیار از مطب که در اومدیم دخترم اصلا دستشو تکون نداد فقط گریه کرد دوباره برگشتم گفتم اگه چیزیش نیس چرا تکون نمیده گف خانم ببر بعد یک هفته بیار از اونجا ناامید و با دلی پر از گریه در اومدیم چند قدم اون ورتر دیدم تو تابلو نوشته دکتر اورتوپدی وشکسته بندی به همسرم گفتم بردیم اونجا نگا به عکس کرد یهو آرنج دخترمو گرفت فشار داد گف انداختم در رفتگی نصفه بود بعد پنج دقیقه خوب نشد تکون نداد بیار از اونجا در اومدیم دخترم دستشو تکون داد بازی کرد بال نداشتیم پرواز کنیم بعدش یه قوطی شیرینی خریدیم رفتیم تشکر گف اگر درد هم داشت تا صبح خوب میشه جایه فشارع خلاصه که تو یه شب من پنج سال پیر شدم خدا هیچ پدر مادریو با بچش امتحان نکنه♥️