۸ پاسخ

بزار انقده جیغ بزنه و گریه کنه تا بفهمه همیشه ب حرفش گوش نمیدی
اینجوری عادت کرده

پسر منم ببینه اسباب بازی فروشی جیغ می نه خودشو میندازه رو زمین ولی من شده بغلش میکنم ولی براش نمی‌خرم نه بخاطر پولش اصلا. چون خیلی وسیله میخرم براش بعد اینکه میخام یاد بگیره هروقت دلش خواست نمیتونه هرچیزی رو داشته باشه

به گریه بچه اهمیت نده

دختر من ببینه مثلا میگه مامان فلان چیز رو میخری برام منم میگم باشه
خودم گاهی وقتا اسباب بازی براش میخرم ولی تو مدت طولانی که هرسری جدید باشه براش

نه پسرم اصلا اینطور نیست اما از کنار سوپر مارکت اینا رد بشیم دوس‌داره شیر بخرم واسش

باید براش جدول درست کنی مثلا اول بکنی ش بعد هر دوبار بیرون رفتن ، بعد هر سه بار بیرون رفتن ، و … توی جدول علامت بزنی براش یا ستاره بزنی ، تا عادتش از سرش بیفته

از اول خریدی براش هربار عزیزم ؟ عادت کرده احتمالا

الانم که وضعیت خرابه یه تیکه پلاستیک کلی پولشه چکارش کنم خانمها دیگه اسباب بازیم خیلی گران شده نمیدونم چکار کنم

سوال های مرتبط

مامان S A M Y A R مامان S A M Y A R ۲ سالگی
مامان 💕دلوین💕 مامان 💕دلوین💕 ۲ سالگی
دلوین امروز صبح ساعت ۱۱ از خواب بیدار شد ...خدا شاهده از وقتی چشم باز کرده فقط لج بازی و جیغ و گریه می‌کنه ...یا گریه می‌کنه شدیدددد که گوشی می‌خوام من سعی میکنم ندم وقتی شوهرم میاد میگه چقدر بچه رو اذیت میکنی بده بهش انگار مثلا من خودخواهم که گوشی نمی‌دم وقتی هم گوشی بدم میگه چقدر گوشی میدی دست بچه 😑بعدش گریه و لجبازی شدید بریم خونه ننه(مادربزرگ من) اینقدررر جیغ میزد حد نداشت باز سرگرمش کردم تا شد ساعت ۴ رفتیم خونه مادربزرگم اونجا گریه که عروسک های کوچیکی منو از کمد بیاره بیرون کلش رو تا خالی نکرد دست بر نداشت ..رفتم بازار برا خودم سوتین بخرم اینقدررررر جیغ‌ رد از در مغازه اسباب بازی فروشی که حد نداشت آخرم اینقدر خودشو زد شوهرم میگه بخر براش هرچی میخواد حالا خودش نیومد بازار تو ماشین نشسته بود آخر یک ملیون دادم بایت لوازم آرایشی اشغال و پاپت 😑باز رفتیم خونه مادربزرگم خالم اونجا بود گقت سر راه منو برسونید خونه اونجا داد و بیداد بریم خونه خالم نبردمش تا خونه فقط گریه های وحشتناک میکرد و مماغش حباب میزد😑شد ساعت ۱۰ شب گریه با دوچرخه منو کشونده تو کوچه یازده برگشتیم داخل باز گریه گوشی می‌خوام آخرم از بس گریه کرد همین پنج دقیقه پیش خوابش برد...این بین هم فقط ۲۴۰ درجه شیر خورده با یک چهارم کباب کوبیده و دو سه قاشق نودالیت ...من دیگه دارم به مرز جنون میرسم ..بخدا بهش رو نمی‌دم که هرچی بگه گوش بدم به حرفش ولی بعضی وقتا دلم میخواد فقط ساکت بشه مجبورم چیزیو که میخواد بدم...بچه های شما هم اینجورین؟؟؟احساس میکنم الانه که به فروپاشی روانی برسم