سلام انشالله که حال دلتون خوب باشه عزیزان من از دیشب درگیر دخترم بودم تا امروز عصر دیشب داشت با باباش بازی میکرد که یهو گریه کرد دستشو گذاشت رو اون یکی دستش نزاشت اصلا دست بزنیم فقط گریه میکرد بردیم بیمارستان اونجا گفتن چیزی نیس عکس انداختن گفتن استخوان دستش ترک برداشته باید آتل ببندیم من گفتم نه همسرم گفت بزار ببندن خلاصه که بستن ولی من راضی نبودم هی میگفتم نکنه دستش در رفته اینجوری درد می‌کنه آخه ترک اینجوری نمیشه ک پرستاره گفت اینا دکترن بیشتر میفهمن خلاصه اومدیم خونه بعدش تا صبح بچم نتونست بخابه صبح به همسرم گفتم آتلو باز کن وقتی از آرنج نیس بزار دستشو تکون بده ببند جایی که ترک برداشته باز کردیم دخترم دوباره گریه کرد تکون نداد عصر بردیم دکتر ارتوپدی آتلو باز کرد گفت چیزیش نیس اصلا ترک هم نداره ببر بعد یک هفته بیار از مطب که در اومدیم دخترم اصلا دستشو تکون نداد فقط گریه کرد دوباره برگشتم گفتم اگه چیزیش نیس چرا تکون نمیده گف خانم ببر بعد یک هفته بیار از اونجا ناامید و با دلی پر از گریه در اومدیم چند قدم اون ورتر دیدم تو تابلو نوشته دکتر اورتوپدی وشکسته بندی به همسرم گفتم بردیم اونجا نگا به عکس کرد یهو آرنج دخترمو گرفت فشار داد گف انداختم در رفتگی نصفه بود بعد پنج دقیقه خوب نشد تکون نداد بیار از اونجا در اومدیم دخترم دستشو تکون داد بازی کرد بال نداشتیم پرواز کنیم بعدش یه قوطی شیرینی خریدیم رفتیم تشکر گف اگر درد هم داشت تا صبح خوب میشه جایه فشارع خلاصه که تو یه شب من پنج سال پیر شدم خدا هیچ پدر مادریو با بچش امتحان نکنه♥️

۵ پاسخ

خدارو شکررررررررر...بعضیا واقعانمیفهمم مدرک پزشکی روازکجا گرفتن 🫤الهی آمین🙏🙏

چ خووب خداروشکر

خدا روشکر گل دخترت خوب شده و متاسفم برا یه مشت احمق که هیچی سرشون نمیشه اسم خودشونا گذاشتن دکتر بگو خوب نفهماااا وقتی سر در نمیارین حداقل یه چیز بیخود نگید اگه شما عاقل نبودی و میذاشتی یه هفته بگدره الکی بچه درد میکشید کلی وقت

خداروشکر
خدا همیشه راه جلو پامون میذاره فقط باید بفهمیم شما الان اون تابلو رو دیدی و رفتی

الهی شکر ک زودتر درمانش رو پیدا کردین

متاسفانه انقدر مشکل و دکتر و کوفت و زهرمار دیدم
که میفهمم حالتونو

خدا نخواد برا هیچ پدرمادری...

سوال های مرتبط

مامان آروین مامان آروین ۲ سالگی
دیروز پسرمو بردم سونوگرافی دکتر افشین محمدی ،چقدر یک ادم میتونه بیشرف باشه همین که رفتیم تو به دکتر شکلات دادم که بده به آروین که کمی از ترسش کم بشه شکلات رو انداخت اونور بعد که سونوگرافی کرد گفتم دکتر ،ما برای سونوگرافی غدد لنفاوی اومدیم گفت نه دکتر فقط نوشته تیروئید ،گفتم اصلا مشکل ما نیروئید نیست میگه خانم من با تو بحث نمیکنم هر چی دکتر گفته اونه گفتم منشیت درست ننوشته قبول نکرد گفتم پس تو سونو کن من هزینشو ازاد میدم گفت نه من ازاد سونو نمیکنم آروین هم اونقدر که گریه کرده بود نمیتونستم نگهش دارم گفتم اخه من چطور دوباره اینو با این وضع بیارم ،برگشته میگه اونم مشکل خودتونه
رفتم بیرون نسخه الکترونیک آروین رو دیدم ،دیدم که دکتر نوشته غدد لنفاوی رفتم با منشیش دعوا کردم میگه من از همسرت پرسیدم اون گفت تیروئید گفتم اگه میخواستی از همسرم بپرسی غلط میکنی پس از من نسخه میخوای
خلاصه نه پولمو دادن نه دکتر دوباره سونو کردش دوباره هزینه کردم و با اون وضعیت ترس و وحشت بچه دوباره رفتیم یه سونو دیگه
اعصابم به قدری خراب بود تا شب دستام میلرزید🤦🏻‍♀️
مامان آقا مهراد❤️ مامان آقا مهراد❤️ ۲ سالگی
مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا ۲ سالگی
خب امروزو میزارم جزو بدترین روزای زندگیم

بچم صبح زود خواب بد دید بیدار شد با گریه و نتونست دیگه بخوابه ، دیگه تا ظهر یک سره نق نق و بهونه ، حین نق زدنش سعی میکردم بازی کنم باهاش حواسشو پرت کنم کارامم بکنم ، دیگه تا ظهر که فقط گریه و نق ،ظهر زود نهارشو دادم خوابید ولی خیلییییی زود بیدار شد باز ، عصر بردمش بیرون یکم با بچه ها بازی کرد حالش بهتر بود خوب بود ، اومدیم خونه لباساشو در نمیاورد نق و گریش شروع شد ، خودشو خیس کرد گفت بکن ، کندم لخت مادرزاد میچرخید برا خودش ، بعد از رو مبل با صورت خورد زمین نصف صورتش کبود شد ، ارومش کردم ، خواستیم بخوابیم میخواستم لباس بپوشونم نمیپوشید لختی میخواست باشه ، دیگه به زور پوشوندم گریش شروع شد تااااااا یک ساعت و نیم بعدش فقط جیغ زد و گریه کرد و ..... میگفت نخوابیم ، لباس نپوشیم ، دسشویی نرو ، جورابامو پام کن
دیگه جوراباشو پوشوندم دستشو فشار دادم با حرص گفتم ببین دیشب گریه کردی گفتی نخوابیم ولی خوابیدیم ، امشبم گریه میکنی نخوابیم ولی بازم میخوابیم ، فردام اگه گریه کنی بگی نخوابیم بازم میخوابیم چون شب وقت خوابه ، باید بخوابیم ، لختم نمیتونی بخوابی ، دسشوییم هرکی داست باید زود بره ، باز دو ساعت گریههههه اخر سر گفت مامان کارت بد بود دستمو فشار دادی ، داد زدی ( که البته داد نزدم ولی با لحن تند صحبت کردم )
گفتم اره مامان عصبانی بودم چون دسشویی داشتم ولی تو گریه کردی که نرو و اینا ، کارم بد بود معذرت میخوام، بعد پرسیدم کار تو خوب بود گریه کردی جیغ زدی انقدر ؟
بعد دوباره کلی گریه کرده ، که حواسشو با برنامه کودکا و داستانا و اینا به زور پرت کردم ، دسشویی رفته اومده از حال رفته از بس گریه و جیغ زد