۹ پاسخ

منم همینجوری بود یه کوچولو شوهرم ،من از روز اول اینکارو کردم که تو همه چی دخالتش دادم به این بهونه که خیلی لذت بخشه بیا تو هم انجام بده بره دخترت، ناخن گرفتن حموم بردن لباس عوض کردن همههه چی ، و اینکه هربار اشتباهی کرد گفتم عیب نداره عزیزم پیش میاد هردو مامان بابای اولی هستیم پیش میاد ممکنه منم اشتباه کنم ، حتی صد تا هم بچه داشتیم باز از این چیزا پیش میومد ، یه بار حتی ۲ ماهش بود بغل شوهرم بود سرش خورد به پنجره باز من گفتم اشکالی نداره پیش میاد از قصد که نکردی ، خلاصه از اینکارا بره همین الان شوهرمم مثل خودم شده همه چی و میگه اشکال نداره پیش میاد

شوهر منم همینقدر حساسه رو بچه دیگه من مدارا میکنم چون حوصله بحث ندارم تا یکم بزرگشه راحتشم

حالا شوهر من برعکس یبار 5 صب سر اینکه گریه میکرد و میگف برشندار تا ساکت بشه دعوامون شد🤣🤣 کلا میگ حساس نباش روش

دختر منم همینه
شوهرمم همینه
ینی بعد ب دنیا اومدن بچه کل بحث هامون شده سر نظر دادن و دخالت های بی جا تو بچه داری
کلا من هرکاری میکنم نظر میده ایراد میگیره
منم اعصابم نمیکشه

قرص خواب بده شوهرت بخوابه و تو کارت دخالت نکنه🤭 جدی بخش بگو اگه تو بهتر بلدی بچه رو نگه دار

دختر منم همینه
وقتی شوهرم اینجوری میگه میگم خودت بیا یساعت نگهش دار اگه تونستی بعد حرف بزن

وای دختر منم اینحورع دیگه حالم داره بهم میخوره از روزی که به دنیا اومده فقط گریه می‌کنه

بده خودش نگه داره..برش ندار بزار خودش برداره

سخته اینجوری راهکاری ندارم حقیقتا

سوال های مرتبط