۸ پاسخ

ولی من از اول جنگ خونه خودمم شاید دو روز رفتم باغ برعکس شما دلم میخاد برم‌چند روز ی جا بمونم از استرس و سر صدا موشک پدافند دور باشم

منم نیستم خونه مامانم کاش تموشه

منم نیستم.

من از اول جنگ رفتیم خونه مادرشوهر بعد خونه مامانم اول عید رفتیم خونمون سه چهار روز پیش باز زدن نزدیک خونمون دیگه همه زنگ زدن بیاین بارم اومدیم خونه مامانم 🥲

من یه هفته رفتم خونه ی مادربزرگم روستا
روانی شدم
بچها اذیت میکردن
ادم راحت نیست
هی باید غذا میپختم ظرف میشستم حواسم به بچها بود که خراب کاری نکنن
دسشویی سرد بود بچها سرما خوردن
و کلییییی اذیت های دیگه
ادم معذبم هست
احساس سربار بودن میکردن
دیگه دیشب برگشتم
گفتم تو مخمم موشک بخوره نمیرم
خسته شدم واقعا

من از اول جنگ ، دیگه دارم دیونه میشم خدایا تموم شه برگردیم سر زندگیمون

من
البته از اول جنگ نه الان ۴ روزه
ولی روحم داره متلاشی میشه
من اصلا خونه بقیه راحت نیستم متاسفانه شرایط اینکه جایی هم خونه بگیرم ندارم

من حالم بده افسردگی گرفتم
دلم خونه خودمو میخواد
اسایش و ارامش خونمو میخواد جایی ک استرس و فشار عصبی نداشته باشم ولیییییی هیچ راهی جز تحمل ندارم😑

سوال های مرتبط