۸ پاسخ

بیین الان من اومدم خونه خواهرم شام نذاشت ی لقمه درست بخورم دست کرد تو لازانیام دست کرد تو ژله و سالادم
خب قطعا بچه های بزرگتر میخواست بازی فکری کنن و نمیزاشته طبیعیه
ولی هم خودت باید با بچت باشی تنهاش نزاری هیچ موقع هم اینکه باهاش بازی کنی و سرش و گرم کنی

من باشم ناراحت میشم ولی ن زیاد
چون بچه ی من نمیتونه با بچه های بزرگتر بازی کنه هی بازیشونو خراب میکنه اوناهم ناراحت میشن
دختر عمه و پسرعمه ی پسرم ۷ سالشونه
یوقتایی پسرمو بیرون میکنن از اتاق
بهشون کاملا حق میدم چون پسرم اسباب بازیاشونو بهم میریزه
ولی بهشون میگم بچمو بازی بدین میخاد یذره باهاتون بازی کنه🤣

من نمیذارم بره جایی چون کوچیکه حرف و کار زشت یادش میدن باید جلو چشم خودم بازی کنه چون موضوعی پیش اومد دیگه اجازه نمیدم

نمیشه توقع داشت کل تایم بچت بازی بدن در حد نیم ساعت بفرست پیششون بعد خودت سرگرمش کن منم همین کار میکنم

زیادی حساس شدی بنظرم

دیگ بخاطر بچه ها نمیشه با مامانشون بحث کنی ک
خودت با مهربونی بگو بچه منم بازی بدین کوچیکه و اینا

ناراحت میشدم ولی ن دیگ در این حد که شما گفتی ب بچت اعتماد بنفس بده نذار ب بقیه محتاج باشه جوری ک کسی بازیش نده ب یه ورشم نگیره خودش بازی کنه براش مهم نباشع

اخی چرا؟منم بودم ناراحت میشدم خب از بچه ها میپرسیدی چرا اینکارو کردن

سوال های مرتبط

مامان محمدامین🧸⚽️ مامان محمدامین🧸⚽️ ۴ سالگی
مامان قندعسل مامان قندعسل ۴ سالگی
دیروز بردیم دختری ثبت نام مهد کودک کردیم
امروز اولین روزی بود که رفت از ساعت ۸ تا ۱۲ ما ساعت ۹ اونجا بودیم اولش ۱۰ دیقه تاب بازی کرد بعدش راضی شد بره تو من کلا نیم ساعت تو مهد کنارش بودم توی این نیم ساعت خداروشکر با بچه ها سریع دوست شد و انس گرفت چون از قبلم جمع بچه هارو خیلی دوس داش ارتباط اجتماعیش خوب بود ولی نمیدونستم در این حد
تامن اونجا بودم ۳تا بچه اومده بودن خواب‌آلود و بی انرژی اصن نه حرکتی
ولی این دختر ما دس میزد به همه چی همه بازارو امتحان کرد تو کمد چن تا ماشین چوبی که سرهم میشدن رو دید میگفت از اینا میخایم مربی براش آورد بعد با یکی از دخترا همشونو ریختن دوباره ساختن بعد رفت با یکی از پسرا الاکلنگ بازی کرد در کل بچها ی اونجا رو به تحرک و بازی انداخت
من دیگه نیم س بودم گفتم به مربیش میرم فک کنم مشغول شده و اومدم باباش ظهر رفته بوده دنبالش گفت به زور آوردمش بیرون همه از جنب وجوشش خوششون اومده بود باعث انگیزه تو بقیه بچه ها م شده بود
اونجا مادریارم دارن بچه هارد هر نیم ساعت میبره دستشویی گفتن یه دست لباس اضافه هم بزارین اگه خدانکرده کثیف کردن ما عوض میکنیم و میشوریم
درکل تاالان ۲میلیون هزینه ثبت نام و وسایلی بود که تا این پایه براش گرفتیم
ماهی یکی و نیمم شهریه
ولی بنظرم می ارزه هم بچه ها باهوش تر میشن تو محیط اجتماعی قرار میگیرن هم من تا ظهر سر آرامی دارمو به کارام میرسم و تو خونه ورزش میکنم
اینم عکس حیاط مهده وقتی همه ی بچه بودن
مامان سپهر جان🩵 مامان سپهر جان🩵 ۲ سالگی
سلام مامانای قشنگ
بعد از مدت ها اومدم هم ناراحتم هم عصبانی..
به معنای واقعی خسته ام..
هم از قد وزن کمش هم از کم خوابی از همه بدتر این کارهای انجام میده..
جدیدا خیلیییی جیغ میزنه خیلیییی ..بقیه میزنه بزرگ کوچیک...
میگم سپهر الان سنگ گذاشتی دهنت دندونت میشکنه میگه بشکنه میگم کثیف خب میگه کثیف باشه و و و....

میگم جیغ میزنی بچه ها میترسنن میگه بترسه بدتر جیغ میزنی
گاهی وقتا چیزی نمیگم بعدش میگم مامان نی نی ناراحت میشه نی نی ها مامان باباشون ناراحت میشه.. نی نی بیاد جیغ بزنه بزنه ناراحت میشی..
بازم تکرار داره..

بیشتر از قد وزن کم خوابیش از نوزادی تا الان.. این رفتارش منو اذیت میکنه و خجالت زده..

همسن سپهر هستن از این کارا نمیکنن..

یه چیز جالب پارسال سپهر کوچکتر بود بچه های دوسال ونیم تا سه سال میومدن جیغ میزدن سپهر میزدن من با آرامش سعی میکردم بگم سپهر نی نی گناه داره(همه ناراحت میشدن تو حساسی سخت گیر بچه اند فقط ناراحت میشدم نه اینکه طفلی بچه ی مردم دعوا کنم)
امسال پسر من تو سن هست همه دعواش میکنن بچمو تندی باهاش برخورد میکنن.. مجردا دعوا کنن ناراحت نمیشم خیلی درکی ندارن.. ولی مادرهای دعوایی میکردن خودشون بچه دارن..
من از این مامانها نیستم بیخیال بچم باشم هر کاری خواست کنه..
حقیقتا دلم شکست🥺💔