۲۲ پاسخ

عوارض بعد زایمان طبیعی بیشترم هست

طبیعی خیلی بده به نظرم هیچ کسی نره سمتش بهتره

عزیزم اپیدروال رو بیمارستان ها دارن یا خودمون از کجا تهیه کنیم ؟

قربونش برم چقد جیگره😍

بسلامتی عزیزم🤗
منم تجربه دوتا طبیعی داشتم به قدری برام وحشتناک بودن که نگو😣😣😣😣دعا کنین این یکی رو بسلامتی سزارین کنم

به سلامتی خدابراتون حفظش کنه.ببخشید تو سی ویک هفته یادتون بچتون چندکیلو بوده

برا همبنه ک طبیعی نرفتم
اپیدورال نمیزدن تو بیمارستان دولتیا
بیمارستان خصوصیا هم میگفتن بخاطر جنگ برا طبیعی بستری نمیکنیم😐

بسلامتی عزیزم ❤️✨
مبارک باشه 🌹
برای ماهم دعا کن 🙌🏻

زایمان طبیعی خیلی بده درکت میکنم
من تجربه مو نوشتم سریع خواستم اگه کسی فکر میکنه بعدشم راحت یا دکتر میگن میتونه گول نخوره همون اول بره سزارین

من زایمان اولم طبیعی بود اپیدورال هم نگرفتم ماماهمراهم داشتم خیلی راضی بودم اینبارم پسرم همکاری کنه بچرخه سفالیک شه میخوام طبیعی بیارم

آییی ننهههههه مبارک باشه انشالله 🥹❤💋
منم سر زایمان اولم 9سانت باز شدم اخرش ولیییی مرگو دیدم دبگه ب شوهرم گفتم من میمیرم قسم میخوردم چون واقعااا دردای وحشتناکی بودن ولی باز بخیه خوردم

عزیزم مبارکه انشالله پا قدمش پر از خیر و برکت باشه
لباس سایز چند تنش کردی ؟

اپیدروال‌چیه

طبيعي بودي عزيزم؟

مبارک باشه عزیزم😍🥹 مامان قوی تو تونستی و پسرت الان تو بغلته❤️❤️ دقیقا درست گفتی، منم ۶ سانت شدم گفتم اپیدورال بزنین و ماما خندید بهم گفت چی؟ مگه نمیدونی بیمارستان ما نداره😭 قشنگ تا فول شد هزار بار آرزوی مرگ کردم. ولی خب به این فکر کن دیگه ما از هیچی نمی‌ترسیم چون یه بار تا مرز مردن رفتیم🥲❤️

من تا هشت سانت بدون هیچ بی دردی بودم اینقد درد کشیدم جیغ زدم تا هشت سانت شد بعد بی حس کردن واقعا اذیت شدم ولی بعد اپیدورال ده دقیقه بعد فول شدم و زایمان کردم

واسه من اپیدورال تاثیر نداشت😭

اره سخت بود ولی ن انقد من امپولم نزدم کلا

قدمت مبارک پسر ناز و خوش اسم💋

مبارک باشه عزیزم🩷

من هشت سانت بودم داشتم بیهوش میشدم اینقد جیغ زدم تا اپیدورال گرفتم واقعا اپیدورال معجزه بود اما عوارض بعدش میتونم بگم کمردرد و سردرد شدید اپیدورال هم

اگ بخواین اویدروال بگیرین زایمان طبیعی داشته باشین برعکس نوشتم

سوال های مرتبط

مامان آوین مامان آوین ۲ ماهگی
مامان Mersana🩷 مامان Mersana🩷 ۶ ماهگی
تجربه زایمان پارت هفتم❌

خلاصه ک ساعت ۳ شب من ۸ سانت شدم و ده دقیقه بعدش فول شدم بردنم اتاق زایمان و ساعت ۳ ونیم شب مرسنای قشنگم بدنیا اومد زایمان خیلی خیلی سختی داشتم ۱۲ ساعت درد کشیدم اونم درد با فاصله کم از اولش با شدید شروع شد دردام ۳ ونیم دخترم ب دنیا اومد بعدش شروع کردن ب بخیه زدن بدترین و دردناک ترین لحظه زندگیم بود دوتا بی حسی زدن ولی اثر نمیکرد برام داشتن میدوختن و من حس میکردم من سر دردام جیغ نکشیدم فقط گریه میکردم ولی سر بخیه هام تحمل نکردم انقد جیغ میکشدم خیلی سخت بود و دکتر میگف من میدوزم پاره میشه ساعت ۳ ونیم شروع کرد ب بخیه زدن ساعت ۵ تموم کرد فکرشو کنین نزدیک دو ساعت من دوباره درد بخیه رو کشیدم خیلی بعد بود خواهش میکردم زودتر تموم کن دارم میمیرم دکتر خودش دلش سوخت و این ک من بخیه زیاد خوردم ۱۵ تا بخیه خوردم پروسه بخیه زدن از درد زایمان بدتر بود ساعت ۵ تموم شد و من دیگ کلا حال نداشتم سرمو تکون بدم آوردنم بخش دخترمو دادن بغلم ب کل سختیا می ارزید🥹❤️🫂اینم از تجربه زایمان من اگ برگزدم ب عقب قطعا سزارین انتخابم بود زایمانم خیلی سخت بود رسما مرگو ب چشم دیدم و این ک الانم بخیه هام چند تاش باز شده و من بشدت از بخیه زدن میترسم و شده کابوسم برا همون هنوزم نرفتم پیش دکترم دارم پماد استفاده می‌کنم اگ راه حلی دارین برا جوش بخیه ک نتیجه گرفتین ممنون میشم بگین🥲