تجربه زایمان طبیعی پارت۷
خواستم بهتون بگم واقعا ارزششو داره چون وقتی بچتو میبینی اصلا باورت نمیشه بعدا کسایی که واقعا طبیعی زایمان میکنن خیلی قوی هستن و قطعا خدا خیلی بهت کمک می‌کنه زایمان سزارینم سختیه خودشو داره قطعاً من از بیمارستان و پرسنول و دکتر خیلی راضی بودم درشت بود دولتی بود ولی خوب بودن خداکنم خیر ببینن خدایی چون خیلی بهم کمک کردن و خوش اخلاق بودن مخصوصا ماما همراهوقتی اومد بهم گفت حدیث جان من دستم خیلی خوبه زود فول میشی و واقعا درست گفت ساعت ۴بود که اومد ساعت پنج و نیم شیش بود که فول شدم بعد نیم ساعت هم زور زدن بچه اومد بازم میگم خدارشکر بابات نعمتهای خدا و الآنم یکم استرس بخیه های خودمو دارم ناف دختر که زودتر بیفته ایشالله که اونایی قراره زایمان کنم خیلی زایمان راحتی داشته باشم و توکل کنن به خدا دامن همه اونایی که بچه می‌خوان و سبز کنه 🤲🤲🤱😍😘🥰


#بارداری بارداری بارداری بارداری

تصویر
۱۱ پاسخ

عزیزممم کدوم بیمارستان زایمان کردی

خدارو شکر که انقدر برات خوب گذشته و راضی بودی اما فکر میکنم به ادمهایی که دورت بودن و انرژی که بهت دادن بستگی داره من که اصلا خاطره خوبی ندارم و از لحاظ روحی روانی خیلی آسیب دیدم

ممنونم عزیزم که اطلاعاتت در اختیار ما گذاشتی تندرست باشی همیشه💖💖💖

عزیزم مبارکت باشه
بچت چند کیلو بود

انشالله بسلامتی .کدوم بیمارستان رفتی؟؟؟

چنتا بخیه‌خوردی عزیزم

عزیزم میشه شماره ماما همراه و بدی

خداروشکر که سلامت دنیا اومده قدمش پرخیروبرکت🥰

منم زایمان طبیعی داشتم از خود زایمانم خیلی راضی ام ولی اشتباه کدوم بدون درد بستری شدم

مرسی عزیزم کاش همه مثل شما به ماها ک میخایم طبیعی زایمان کنیم انقد انرژی مثبت بدن انشالا قدم دخترت برات در روزی و خیروبرکت باشه عزیزم

گلم میشه چنتا سوال بپرسم

سوال های مرتبط

مامان پرنس کوچولو 👑 مامان پرنس کوچولو 👑 ۳ ماهگی
زایمان طبیعی 🐣🌸
پارت پنجم
دیگه بعد نیم ساعت همش ازم آب میومد و یکهو حس زور بهم دست داد و از اونجایی که همش تجربه زایمان دوستان تو گهواره رو می‌خوندم فهمیدم که نی نیم داره میاد 🥰داد زدم داره میاد ماما اومد و یکهو چشماش گرد شد و گفت فول شده 😳😁و بهم گفت زور نزن ولی من زورم میومد و دست خودم نبود دیگه ماما بدو بدو رفت لباس پوشید و صداشون زد و من بعد چهاربار زور زدن مداوم نی نیم لیز خورد و اومد بیرون فقط دفعه اول که زورم میومد و کوچولوم داشت میومد باعث شد جر بخورم که ماما رسید و لباس عوض کرد و قبلش پاره شده بودم 😬🥲بی‌حال شدم که کوچولوم رو روی شکمم گذاشت و منم نگهش داشتم و همش میگفتم جان جان پسرم خیلی حس قشنگی بود 🥰♥️دیگه پسرم رو بعد ۱۱ ساعت درد کشیدن دیدم و بغلش کردم و راحت شدم 😮‍💨🥰
بعدش چون خیلی جر وا جر شده بودم نیم ساعت زدن بخیه هام طول کشید دیگه تحمل میکردم که همش بهم میگفتن دختر صبور و مامان جان و خیلی بعد زایمانم‌ خوش اخلاق شده بودم 😅مامایی که بخیه هاو‌زد اسمش شهرزاد نارویی بود خیلی خوب بود مهربان بودن و ازشون راضی بودم ، الان فقط بخیه هام اذیتم می‌کنه و نمیتونم بشینم ولی خب حداقل راحت شدم 🥰و ماساژ شکمی هم هشت بار شدم خونریزیم خیلی زیاد بود نمی‌دونم به خاطر پارگی هم بود یا نه ،
اینم از تجربه زایمان طبیعیم ♥️
#زایمان
مامان Yazdan👶🏻 مامان Yazdan👶🏻 ۱۴ ماهگی
پارت سه😅

دیگه چون درد نداشتم با ماما همراهم ورزش کردیم و برام طب فشاری و ماساژ و انجام داد
واقعا راضی بودم چون از ۵/۳۰ که ماما اومد سر یک ساعت من فول شدم و دکتر اومد معاینه کرد و گفت فول شده یکم رو تخت با کمک ماما همراهم زور زدم که سر بچه کامل دیده بشه و نهایت ساعت ۷ بردنم اتاق زایمان
و ۷/۱۵ دقیقه فقط با دوتا زور محکم و قوی پسرم به دنیا اومد😍

واقعا پیشنهاد میکنم بجای جیغ و داد کردن با نفس دردارو رد کنید ..ماما همراه حتما بگیرید که خیلی کمک کننده است ...و در نهایت با کادر پزشکی همکاری کنید چون به نفع خودتونه
من خیلی همکاری کردم اصلا جیغ و داد نکردم هرچی گفتن انجام دادم و... و لحظه ای که دکتر بچمو دراورد گفت واقعا دوس دارم سه بار دیگه جلوم زایمان کنی از بس که همکاری خیلی خوبی داشتی کیف کردم از همکاریت❤️

خلاصه اینم از تجربه من
درکل از انتخاب زایمان طبیعی راضی بودم و خوب بود
از کادر بیمارستان و ماما همراه و اپیدورال هم واقعا راضی بودم خیلی خوب بود
مامان هامین مامان هامین ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
من امروز که بستری شدم چهل هفته بودم
دردنداشتم‌‌
با القای زایمان(سرم فشار)زایمان کردم
از اولم دوست داشتم طبیعی زایمان کنم و خداروشکر زایمانم تقریبا خوب بود

ساعت ۹بستری شدم معاینه شدم دوسانت بودم ،ده سرم تزریق کردن ،ساعت یازده که معاینه شدم گفتن چارسانتی و کیسه آبمو پاره کرد
بنظرمن درد معاینه ها خیلی کلافه کنندس
درخواست اپیدورال کردم که دوازده برام زدن و خیلی خوب بود تقریبا هفتاددرصد دردا از بین رفت
ماماهمراهم بهم چندتا ورزش گفت و کمرمو ماساژ میداد ؛که هشت سانت شدم
میتونم بگم تااینجا هیچ دردی نداشتم اینم بگم من هیچ کلاس امادگی زایمانی شرکت نکرده بودم
از اینجا به بعد انقباضا خیلی سریع بود و یه درد قابل تحمل که باید دیگه باهاشون همکاری کنید تو انقباضا زور بزنید ،که بردنم رو تخت زایمان دکترمم اومد و ساعت یک و نیم زایمان کردم
یکساعتم بخیه هام طول کشید
پسرمم وقتی بدنیا اومد سریع بردنش واسه اکسیژن چون بند ناف پیچیده بود دور گردنش
بعد سه ساعت آوردنش
من از زایمانم راضیم واسه من طبیعی خیلی خوب جواب داد
مامان آقا کارن مامان آقا کارن ۱۰ ماهگی
پارت ۴ زایمان
اینم بگم من به دکترام گفتم که لطفا کیسه ابمو پاره نکنید من میترسم اونا هم قبول کردن میگم چون من به حرفشون گوش میدادم خیلی مهربون بودن خدایی ، بعد کیسه آبم خودش پاره شد که هی بازم گفتم خدارو شکر کلا من همش شکر گذاری میکردم بعد مجدد معاینه شدم که گفتم همون دوسانتو نیم سه سانتی ولی دوسانت بودم بخاطر اینکه بهم روحیه بدن میگفتن سه سانت🤣 خلاصه ساعت شد ۲ که اخرین نفر از اتاقمون هم زایمان کرد اتاقای بغلی هم کلا دونفر مونده بودن که ساعت پنج کامل همه زایمان شدن و رفتن بخش و من موندم تنها
دکتر دیگه خسته شده بود از من اومد چک کرد دید همون دو سانتو نیم موندم ، دردای زایمان طبیعیمم خیلی زیاد شده بود و دیگه انگار بچه میخواست بیاد بیرون اما دهانه رحمم بسته بود
خلاصه ساعت شد هفت هشت که دیگه بازم چک کردن دیدن همون دوسانتو نیم موندم و گفتن که دوتا nst میگیریم و فشارتو چک میکنیم اگه نرمال بود ادامش فردا اگه نه تعیین تکلیف میشی ( منظورشون سزارین )
که همین حرفو که زد انگار بچه تو شکمم ارور داد 🤣 اکسیژنش کم شد منم فشارم رفت بالا
که سریع بردنم سزارین
برای منس که واقعا شرایت طبیعی اوردن نداشتم مثل معجزه بود و تو داخل اتاق عمل خیلی خوشحال بودم که بلاخره منم بچم میاد بغلم و میرم خونه
واقعا خسته شده بودم
و خداروشکر اینجوری پیش رفت و راضی بودم
، اینم اضافه کنم که خیلی از هم اتاقیام تو سه چهار ساعت بدون اینکه خیلی درد بکشن فول میشدن و زایمان میکردن و وقتی رفتم بخش دیدمشون و همه راضی بودن
من خیلی تلاش و پافشاری کردم که طبیعی بیارم اما بدنم نتونست ،ولی از سزارینم خیلی راضی بودم
انشالله هرکی هم که نینی داره زایمان راحت داشته باشه ❤️🌸
مامان آوین مامان آوین ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت۶
لاصه گفتن تو دستشویی باید زور خودتو بزنی تا بیاد و منم واقعا خسته شده بودم بعد ده دقیقه اومدن گفتن بیا بریم رو تخت زایمان و رفتم وایی همه درد طبیعی یه طرف اون زور دادن شکم یه طرف والا میگفتن زور بده منم انقد زور میدادم که کالا صورتم پف کرد همینم الان ورم داره ماما همراهم پاهامو گرفته خودمم سرمو کرده بودم تو سینه دکترم شکممو فشار میداد و ماما شیفت یارو دختره که خیلی خوب بود واقعا خیلی براش دعا کردم گفت سر بچتو دیدم زور بزن والا منم دوسه تا زور مشتی زدم سر بچه اومد و یکم سوزش گرفتم که کم کم بدن بچه هم آوردن بیرون وایی نگم از اون حال قشنگ ایشالله قسمت همه چشم انتظارا بعد اینکه بچه به دنیا اومد بکنم زور دادن شکمم و دستشو کرد داخل همه لخته خودمو آورد بیرون قبل اینکه بچه بیاد بهم سوزن بی حسی زدن و پاره کرده خلاصه بعد اینکه بچه دنیا اومد دست کردن داخل هرچی خون بود در آوردن و گفتن سه تا سرفه بزن تا جفت بیاد و گفتم اومد خیلی خوب بود موقعی که جفت بیرون اومد و دیگه بخیه زیادم خوردن چپ سر بچه دیر اومد ولی زود فول شدم خواستم بگم همه مثل هم نیستن... و بازم برگردم عقب طبیعی و انتخاب میکنم چون دوساعت بیشتر درد نداری اونم تحمل میکنی ولی یکم بخیه اذیت می‌کنه اونم قابل تحمله.....
#بازداری بارداری بارداری