قدیمیا بچه دور از جون میمرد،مینداختن گردن جن یا مریضی مادرزادی یا قسمت
قدیمیا بچه از درد به خودش میپیچید بهش ی تیکه نبات میدادن که الان همه دیابت دارن
قدیمیا بچه دائم بالامیاورد میگفتن چیزی نیس اضافه شیره که الان هیچکس معده سالم نداره
درعوض قدیمیا هی میرفتن زیرپتو برا بچه بعدی،خونشونم هیچی نداشت ک بخان تمیز کنن
برنج هم ک زیاد نبوده ک هی بخان خورش بپزن،همیشه حاضری یا ابگوشت بوده
هر ده نفر همبا ی لیوان اب میخوردن ک بخان ظرف بشورن
بعله گلم قدیمیا اینجوری تباه زندگی کردن نباید مقایسه کنی همه هدفتو بزار رو بچه داری وسلامت خودت
منم مثل شما دست تنهام
رو تمیزی خونمم حساسم
واقعا لحظه ای بیکار نمیشم مگراینکه مثل الان بچمروپام خواب باشه بتونم گوشی دستم بگیرم
من خودمو خسته نمیکنم حالا خونه یکم نا مرتب باشه چیزی نمیشه
باهزاررررر مکافات و بدبختی😭😂
عزیزم قدیم فقط هرشب تو فکر اقدام بودن دیگه هیچچچ
عزیزم حداقل شما بچه ات رو خودت به تنهایی نگه میداری ، من که هنوز اجازه ندادم مامانم برگرده خونه خودشون پیش خودم نگهش داشتم😅 حس میکنم تنهایی حتی نمیتونم بچه ام رو نگه دارم چه برسه که بخوام خونه داری کنم 😅الانم تقریبا یک سالی میشه که پای گاز نرفتم (دوران حاملگیم وحشتناک بود استراحت مطلق بودم و اتفاقای وحشتناکی افتاد)
منم اصن نمیتونستم ولی یه مدت شوهرم خیییلی کمکم کرد بعدش یه هفته ای میشه کارای خونه رو تقسیم کردیم یکم بهتر شده اوضاع مثلا جارو کردن سالن و جمع و جور کردن خورده ریزای سالن با پسرم و تا کردن لباسا و کارای اتاق خواب با پسر کوچیکم کارای مربوط به آشپزخونه هم با خودمه ک اونم سعی میکنم آخر شب ظرفامو بشورم دستمال بکشم فقط غذا میمونه ک هروقت بچم خابید درست میکنم
عزیزم قدیم با الان خیلی فرق داره اتفاقا قدیم راحت تر بود بچه داری تا الان زمان و شرایط فرق کرده ،منم کمک دارم همسرم کمک میکنه تو کارها بهم وگرنه منم نمیرسونم سعی کن وقتی بچه خوابه کارهات انجام بدی
والا من خواستم هم بچه داری کنم هم خونم تمیز باشه تمام جونم درد میکنه،کمر و گردن و دست وهمش،شوهرمم کمک میده ولی خب من بچم فقط باسرنگ شیرمیخوره که اینم برعهده خودمه،نزدیک به یکماهه روزی چهارپنج بار دفع داره که این مورد داغونم کرده از بس شستم،خلاصه اون خواهری که قدیما رو توصیف کرده عجیب باهاش موافقم
صبح ساعت ۷ بیدار میشیم
شوهرم ۸ میره سرکار ، یه ساعت بچه رو نگه میداره من تند تند کارامو میکنم
روزا توی سر و صدا بخابون سکوت کامل نباشه
شبا آخر شب یه ساعت به هر سختی هست وقت بزار کاراتو بکن که روزا فقط بچه و ناهار داشته باشی
من معمولا موقع اشپزی دخترمو میزارم توی کریر میبرمش تو اشپزخونه همونجا که غذا حاضر میکنم کلی باهاش حرف میزنم ادابازی درمیارم باهاش جارو و بقیه کارای خونم مواقعی که خوابه خواب نباشه هم گاهی بغلش میکنم باهم انجام میدیم ولی همیشه همهی کارامو انجام میدم🤭
من با کمک همسرم انجام میدم
طبیعیه سخت نگیر
به منم هی میگفتن ما بچه داشتیم کارامونم میکردیم هرکی یه روز بچهامو دید گفتن حق داری به کارات نرسی
عزیزم دخترت هم سن دختر منه من پسر بزرگم هم کلاس انلاین داره باید دخترمو بخابونم میگ میگی کارامو بکنم اینقد شرایط سختی هست میگم کی بشه فقط بگذره
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.