۱۰ پاسخ

شوهرم سرکار بود منم خونه ولی شب از خجالت هم دراومدیم😆
الانم من خونم اون سرکار 😅

خونه بودیم دخترم از ظهر تا اخر شب گریه کرد کار خاصی نمی‌کنیم حسش نیس

هیچ امسال سال خیلی بدی بود بخاطر این مسایل شوهرم جای دیگس منم ی شهر دیگه کلا نه عید سیزده شب جمعه ی ماه اصلا نداریم خدا خودش درست کنه امنیت برگردع

روستایم خونه مادرشوهرم خسته و کوفته هرکی یه گوشه خوابیده😏

والا هیچ خبری نبود منو دخترم خونه بودیم سیزده بدر رو، همسرمم شیفت بود خونه نبود شبم تنها خوابیدیم 😁

دل خوشی داریا خواهر😁

ما رفتیم خونه باغ مامانم اینا جایی که همیشه تو تابستونم میریم مثل همیشه دور هم بودیم با کل خونواده و خیلی خوش گذشت یه مدتی تونستیم جنگ و تلخیهاشو فراموش کنیم

هیچی از وقتی جنگ شده حالمون گرفتس بخدا دیگع فکر سیزده بدر و...نیستیم

چیز خاصی اتفاق نیوفتاد😄 ...خسته بودیم و خوابیدیم

هیچ باردارم همسرم و دخترم سرماخوردن جدا جدا خوابیدیم که من مریض نشم از وقتی هم باردار شدم کلا انگار یخ شدم هیچ حسی نسبت به رابطه ندارم منی که خیلی هات بودم

سوال های مرتبط