خیلیییییییییییی وقته یعنی حتی شده یسال بیشتر منو شوهرم باهم جایی نرفتیم البته چند بار درخواست دادم گفت باشه ولی بعدا هیچ الان امروز می خوام درخواست بدم که ستایی بریم بیرون شام بخوریم انشالله قبول کنه ولی واقعا اگه قبول نکرد دیگه واقعا از چشمم میفته اخه سیزده بدر همه دایی هام همه خواهرای شوهرم با شوهراشون بیرون بودن نهار وشام ولی من تنها رفتم البته روز قبلش هم بهم گفته بود ظهر میام باهم میریم ولی هیچ منم تنها رفتم با دخترم وخوانوادم ومادر شوهرم واینا تو پارک نشتم با بغض به بقیه نگاه میکنم چجوری بچه هاشونو میبرن بازی واینا وبراشون خرید میکنن ولی من تنها دخترم بغلمه میبرم اینور اونور مثل دختر هایی که شوهر ندارن مثل دختر هایی که طلاق گرفتم دخترم مثل یتیم به بچه ها نگاه میکنه چجوری با باباشون بازی میکنن بهم میگه مامان بابا کو بهش گفتم سرکاره ای بمیرم برات دخترم ولله به خدا هیچ کمی برا دخترم نزاشتم ولی برا احساس پدری واینا دیقه دست خودم نیست شرمندتم دختر جونم

تصویر
۱۳ پاسخ

عزیزم اگه شغل همسرت جوری هس ک نمیشه هر وقت خواستی بیاد پیشتون با واقعیت کنار بیا و با شرایط خودت و وفق بدی و از عنوان قهرمان بودن پدرش ب دخترت حرف بزن.
ولی اگه شغلش دست خودشه. پولم اونجور ک باید بیاره نمیاره بدون ک کار بهونه س و سر گوشش میجنبه و چ بسا ترجیح داده سیزده شو با کسی دیگه ب در کنه

ینی حتی خرید و هیییچچچ جا؟

چقدر سخته

عزیزم نقش قربانیو بازی نکن،اگر شوهرت اخلاقاش خوبه و خودش نمیخواد تغییر کنه بپذیرش همینجوری که هست،پذیرش اولین قدم اصلاح هرچیزیه

بهتره تو فرصت مناسب و آروم باهاش حرف بزنی
بگی همین حرفاتو بهش بفهمه چقد کارش اشتباهه
چه اذیتی میشی تو
دخترت چه الان چه بعدها چه ضربه روحی میبینه
شاید به خودش بیا

دیگ سیزده سالی یکبارهس بایدباهاتون میومد باهاش حرف بزن بگو بچه آسیب میبینه سرخورده میشه

اینجور آدمی رو اگه مجبوری ببری مث شوهر هم یه جوری بق میکنه میشینه که زهر مار میشه به آدم

چیکارست؟من شوهرم سرکاره خودم دوس دارم تنها بیرون برم بیشتر خرید میکنم و تو بازار میچرخم

چرا آخه،سرکار میره یا بخاطر چیز دیگه

عزیزم قد دخترت چنده

الهی خیلی سخته اینجوری🥲

خب کجا می‌ره گلم یعنی ۱۳ بدر هم سرکار بود؟

نمیگه چرا نمیاد

سوال های مرتبط

مامان دخترم و پسرم 🎀 مامان دخترم و پسرم 🎀 ۲ سالگی
سلام به خانومای با تجربه 🌱

میشه لطف کنید راهنمایی کنید ...

من ۲۲ سالم هست و شوهرم ۳۲
متاسفانه به خاطر شغلی که داره زیاد خسته میشه ، یعنی وقتی میرسه خونه دیگه دست به سیاه و سفید نمیزنه ، فقط کمی با بچه ها سرگرم میشه

حالا روزایی که سرکار هست و منم مراعات میکنم چیزی نمیگم ولی حتی روز های تعطیلم میبینم همینطوره
مثلا دیروز رفتیم مهمونی فامیل همسرم ، آقاشون که حدودا ۴۸ ساله بودن پیشنهاد دادن بچه هارو ببریم شهر بازی ولی شوهرم میگفت نه من حوصله ندارم و فلان
اون آقا هم دید بچه ها ناراحت شدن همه رو جمع کرد گفت خودم میبرمتون ، منم همراهش رفتم به عنوان کمکی ، حالا اونجا دیدم چقدر این آقا حوصله داره و نگم که چقدر به بچه ها خوش گذشت

حتی پدر خودم که ۵۶ سالشه یا دایی ها و برادرم از شوهر من پایه ترن ، ولی شوهرم فقط به فکر کار و استراحت
البته سالی یکی دوبار مسافرت میریم ولی دوست دارم چون تو جمع مثل بقیه پایه باشه

اینم بگم .. بهش گفتم بیا هفته ای یک بار شده نیم ساعت با هم حرف بزنیم ولی حتی همین کار و برا من نکرد
پس درنتیجه وقتی برا من نمیذاره که بخوام باهاش حرف بزنم
به نظرتون چکار کنم ؟ من اول جوونی دلم میخواد تفریح کنیم که شوهرم اصلا پایه نیست

# فرزند پروری # فرزند پروری # پوشک # شیر خشک # نوزاد
مامان یاسین مامان یاسین ۲ سالگی
نمی‌دونم یادتونه یا نه
چند ماه پیش استرس اینو داشتم که یاسین خیلی اجتماعی نیست و کسی رو نشناسه خجالت میکشه تو جمع حرف نمیزنه ، غریبه بخواد باهاش ارتباط بگیره قایم میشه …
راستش میخواستم برم پیش مشاور وقت نکردم
یبار سرکار که بودم دکتر روانپزشک اومده بود تو بخش برای مشاوره مریضا
ازش پرسیدم گفتم بنظرت طبیعیه یا برم پیش روانشناس
چون بچه های برادرشوهرم الان بزرگن ولی همنجوری مونده رفتارشون نگران بودم
دکتر گفت پسرت با باباش تنها میره بیرون ؟
گفتم نه تو خونه زیاد باهم تنها وقت میگذرونن ولی بیرون یا با من تنها میاد یا سه تایی اکثرا
خیلی کم پیش میاد مثلا اونم در حد مغازه رفتن باهم برن
خلاصه گفت یه مدت باهاش بفرست اینور اونور دوتایی برن
منم به همسرم گفتم سعی کردیم زیاد باهم بیرون برن
دیگه من سرکار بودم میرفتن پارک یا خانه بازی یا همسرم با دوستاش یا همکاراش جایی میرفت پسرمم میبرد
گاهی میبردش مسجد یا مهمونی میزفتیم میگفتم پیش باباش باشه
خلاصه الان به طرز عجیبی اجتماعی شده
در حدی که هرکی میبینه تو مغازه یا خیابون یا هرجا هرکی بهش نگاه کنه یا قربون صدقه اش بره سریع واکنش نشون میده ، میگه شلام خوبی ؟ 😂
دستشم میبره جلو دست میده با همه
همش حواسش به باباشه ببینه اون چیکار میکنه که اونم اداشو دربیاره 😀
امشب تو مغازه با یه دختر بچه دوست شده بود یهو اومد گوشی همسرمو گرفت رفت ازش عکس گرفت 🥹🥲❤️‍🔥
این بچه هم مخ زن خوبی میشه مثل باباش
🤣