سوال های مرتبط

مامان امیرحسین مامان امیرحسین هفته چهاردهم بارداری
مامان ابوالفضل🩵 مامان ابوالفضل🩵 ۱ ماهگی
تجربه سزارین🤱🏻
پارت ششم✨
سلام دخترا خوبید من بلاخره فرصت کردم بیام ماجرای زایمانمو تعریف کنم
تو پنج تا پارت قبلی چیزایی ک ب درد میخوره و میتونه تو بیمارستان کمکتون کنه نوشتم
تو این پارتای جدید اینکه روند زایمانم چطور بود و اتاق عمل چی گذشت رو تعریف میکنم ک بیشتر جنبه خاطره داره😀
من ۳۵هفته و ۴روزم بود که لکه خون دیده بودم رفتم دکترم نوار قلب گرفت گفت توش درد و انقباض افتاده باید بری بیمارستان
منم این اواخر دوستای گهواره ای در جریانن ک چقدر بلاتکلیف بودم برای انتخاب مدل زایمانم
از درد طبیعی میترسیدم از سزارینم خوشم نمیومد خلاصه رفتم بیمارستان معاینه و سونو و نوار قلب گرفتن گفتن برو خونه درد یا علائم زایمان داشتی بیا
من از فردای اونروز خیلی تو فشار روحی بودم هم سختیای ماه اخر کلافم کرده بود هم بلاتکلیفی زایمانم
هر روز گریه زاری میکردم ولی به ۳۶هفته ک رسیدم برای بار هزارم تصمیم گرفتم برم طبیعی
دیگه شروع کرده بودم به ورزش کردنو اینا یسری دردای کاذب نامنظمم داشتم
دکترمم خیلی ترغیبم کرده بود به طبیعی ولی من روزو شب نداشتم هی راجب اپیدورالو اینا تحقیق میکردم...
مامان دنیز مامان دنیز ۲ ماهگی
#تجربه زایمان
منم اومدم تجربه زایمانم رو بگم
من36 هفته و4 روز بودم که رفته بودم سونوگرافی آخرم رو بدم و از اونجا برم پیش دکتر که درمورد سزارین به توافق برسیم،چون شکم اولم قبول نمیکردن تو بیمارستان دولتی ، بیمارستان خصوصی هم باید میرفتم مرکز استان که 2 ساعت راهه و سختم بود،تو مطب دکتر گفت بیا معاینه لگن کنم ، معاینه کرد گفت 3 سانت رحم باز شده،فوری برو بیمارستان بیام دارو تجویز کنم بلکه چند روزی بشه به تاخیر انداخت، اومدم دوش 5 دیقه ای گرفتم وسایلمو جمع کردم ، کلا نیم ساعت طول کشید تا برسم بیمارستان، رفتم تریاژ، دکترم اومد بالاسرم و مجدد معاینه کرد گفت 6 سانت باز شده رحم، سر بچه دیده میشه،فوری رفتیم اتاق زایمان، التماس میکردم خانوم دکتر من تحمل زایمان طبیعی ندارم ،سزارین میخوام ، ولی اجازه نداد ، روز خیلییییی بدی بود برام ، واقعا تحمل درد طبیعی رو نداشتم ، بدنم نا نداشت ، دکتر میگفت زور بزن ، زوری واسه زدن نداشتم ، اینم بگم که تا وقتی بستری بشم هیچ علامتی از زایمان نداشتم،حتی درد، ولی اتاق زایمان بهم سرم زدن ، اون باعث شد دردم گرفت،تو اتاق زایمان التماس میکردم خانوم دکترپمپ بی دردی میخوام ، وحشتناک بود ، دکتر میگفت همکاری نمیکنی ، چون اصلا ورزش نکرده بودم کلاس نرفته بودم هیچ آمادگی واسه زایمان طبیعی نداشتم