۱۳ پاسخ

با امام زمان درد دل تو بگو،یقینا از این حالتا درمیای.

نمیدونم چرا یه سریا حتما باید یکی باشه براشون خواهر مادر
چرا تنهایی زندگی کردن یاد نمیگیرین شما شوهرت هست بچت هست من الان هم خواهر دارم هم مادر سالی یه بار به زور میبینمشون تنها راحترم

خب عزیزم خواهرت چی اون احساس تنهایی نداره؟؟؟
منم جز خواهر و مادرم کسی ندارم یه بار دعوای شدید شد ولی از شدت تنهایی با وجود اینکه مقصر نبودم رفتم آشتی کردم
گاهی برای در اومدن از تنهایی راهی جز کوتاه اومدن نیست . به خواهرت زنگ بزن قرار خرید بزارید پارک . گاهی پیش قدم بشو زنگ بزن به برادرات همین صحبت کوتاه حال دلت خوب می‌کنه
مطمن باش اونا هم مثل تو همین حسا دارند و ازت استقبال میشه .

کجای فسا زندگی میکنی فامیلیت چیه.منم فسایی هستم

آره گریه و غصه کار هرروز منه

من الان تاپیکتو دیدم عزیزم
خدارحمت کنه مادرتو
شرایطتو درک میکنم البته نه مثل شما
منم وقتی نامزد کردم باهمسرم مادرشوهرم بعد یه دوره سخت بیماری فوت کرده بودن
دخترا ازدواج کرده بودن پسرا هم یکیش ازدواج کرده بود یکیشم همسر من که تازه نامزد کرده بودبم
شرایط یه طوری بود که منم داشتم افسردگی میگرفتم
حس و حال همشون غمگین بود
کسی فوت میکرد حتی اگه غریبه میشستن دور هم گریه میکردن
برای منی که ۱۶ سالم بود واقعا غیر قابل هضم بود درکشون نمکردم
هرکدوم یجور احساس تنهایی میکردن مثلا همسر من که بچه اخر و ته تغاری بود شدیدا وابسته بود به مادرش دخترا یجور

ازطرفی پدرشونم قصد تجدید فراش داشت حالشون بیشتر بد میشد
خلاصه الان بعد ۶سال کاملا حس و حال همشون عوض شده خداروشکر
پدرشوهرمم ازدواج کرد
فقط باید خودتو مشغول کنی
خدا همه رفتگانو بیامرزه ولی هرکسی که فوت کنه نباید باهاش مرد
بقیه باید زندگی کنن
طبق چیزایی که من شنیدم روح مادرتون راضی نیست شما انقد سختی بکشین و ناراحت باشین
قران بخونین بهش هدیه بدین خیرات کنین براش

احتمالا بخاطر فصل ..مادرم چندسال پیش افسردگی داشت حالا هرسال با اومدن بهار ؛دوباره کمی درگیر میشه تا باز خوب بشه ..
با بچه هات برو بیرون ..میتونی ی کاری یا کلاسی برا خودت برو ..سعی کن هدف داشته باشی و مشغول بشی

اخی عزیزم ناراحت شدم برات
عزیزم سعی کن فراموش کنی خودت با شوهر و بچه ات خوش باش بیخیال شو بعضی آدما ارزش اینهمه غصه خوردن ندارن
منم مادرم نسبت به من خیلی کم لطفی میکنه تمام دین و دنیاش داداشم و زن و بچه اونه
منم خیلی وقته سعی کردم راهمو ازشون جدا کنم
غصه میخورم ناراحت میشم چون منم خواهر ندارم خیلی حس تنهایی می‌کنم اما خودمو با دوستام مشغول می‌کنم طی روز بچه مو میبرم باشگاه. پارک. خرید. خودمو سرگرم می‌کنم

منم مثل توخیلی شرایط بدبه

منم مامانم ۵ساله فوت شده دوتاخواهر تهران دارم سالی یه بار رفت وامد میکنیم منم تنهایی اذیتم میکنه ولی نه درحد افسردگی نمیخان رفت وامد کنن فدای سرم.منم باچیزای دیگه خودمو سرگرم میکنم

اخی عزیزم 😢درکت میکنم خیلی سخته

عزیزم بنظرم برو پیش روانشناس
روحیت خیلی بهترمیشه

خب بیا اینجا با ما درد و دل کن عزیزم تو خودت نریز

سوال های مرتبط

مامان آژوان مامان آژوان ۴ سالگی
خانما طبیعیه که انقذر دلم برا پسرم میسوزه 4 سالشه اون موقع که به دنیا اومد دست مامانم درد نکنه سیسمونی رو برام گرفت البته اینجا سمت ما زیاد رسم نداریم سیسمونی بگیریم و فقط در حد لباس و رخت و خواب و ایناست به هر حال اینارو گرفت برام خودمون انقدر دستمون خالی بود شوهرم حقوقش کم بود وام و قرض داشتیم و بماند کرایه خونه و اینا شوهرم برا هیچ کدوم واکسناش یا دکتر رفتنای پسرم باهام نبود خودم تنهای تنها همه کاراشو میکردم خودم شیرم کم بود نمیدونستم باید خودم تغذیه مو درست کنم کخ بچم سیر بشه و دچار شیر خشک نشه 😔😔از لحاظ لباس و اینا زیاد اهمیت نمیدادیم یعنی نداشتیم ولی الان برای این یکی وضعمون خیییلی بهتر شده شوهرم برا همه بهداشت بردنا و دکتر رفتنا خودش باهامون میاد شیر خودمو میخوره و خداروشکر احتیاج به شیر خشک نبوده تا حالا و خیلی چیزای دیگه واقعا دلم به حال آژوانم میسوزه خییییلی هر چند الان هرچی خواسته براش فراهم کردیم از بهترین لباسا بهترین اسباب بازیها ولی بازم اینکه تو نوزادی و اینا اینجوری سخت گذشت و نمیتونم از دلم بیرون کنم 😔😔😔😔😔😔😔
مامان گل ناز مامان گل ناز ۴ سالگی
با سلام خانما میشه اینو بخونید کسی مشابه من بود یا تجربه داشت منو راهنمایی کنه چون واقعا موندم چیکار کنم میخوام برم خودم بگم بستری کنن ولی دخترم کوچیک نمیتونم پیش کسی بزارم
من از مهر ماه شکم و کمرم درد گرفت رفتم دکتر گفت عفونت داری بعد دارو خوردم خوب شدم بعد تموم شدن دارو ها دوباره دردهام شروع شد خودم دقت کردم دیدم وقتی با کاندوم رابطه داشته باشم درد ندارم اگه بدون کاندوم باشه درد هام دوباره شروع میشه تا وقتی داروی عفونت بخورم دردهام خوب میشن تا الان ۴ بار چرک خشک خوردم و پماد کلوتریمازول استفاده کردم ولی به دکترم گفتم گفت نه از همسرت نمیگیری ولی باز به همسرم دارو داد دوباره الان با کاندوم درد نداشتم بدون کاندوم باز دردم شروع شده دیروز رفتم دکتر گفت اصلا عفونت نداری باز به همسرم دارو داد گفت این دفعه بخوره ببین خوب میشی گفت شایدم از دستگاه باشه الان ۴ ساله گذاشتم ولی من میگم اگه از دستگاه باشه چرا وقتی با کاندوم هست درد ندارم بخدا موندم چیکار کنم لطفا اگه میتونید راهنمایی کنید
میگم نکنه اصلا مشکل زنانه نباشه داخلی یا گوارش باشه بعد میگم چرا تا وقتی با کاندوم هست درد ندارم همون یه بار بدون کاندوم باشه فرداش دردم شروع میشه ۳ تا دکتر رفتم همشون میگن عفونت کم داری که اون هم باعث این دردها نمیشه دارو میدن باز همونه