۲ پاسخ

من اکثرا استامبولی دمی درست میکنم گوجه رنده
اول گوشت سرخ میکنم بعد گوجه
هیچ ادویه ایی نمیزنم
گوجه که سرخ شد کمی رب سرخ میکنم
برنجو اضافه میکنم آب کم البته برنجشو میزارم خیس بخوره
بعد دم میکشه فوق العاده خوشمزه میشه

وای دقیقا من پاهام بیقرار میشه من دیروز میخواستم بلیط قطار برا امروز بگیرم برم شهرستان که الان هشدار دادن

سوال های مرتبط

مامان عمرم مامان عمرم ۶ سالگی
مامانا راهنمایی لازم دارم
دخترم ۵ سال و ۱۰ ماهشه
شب ادراری نداره و در حالت نرمال هم کاملا کنترل ادرار داره فقط وسط بازی های هیجانی که میخنده دسشوییش میریزه گاهی چند قطره و گاهی زیاد تر
انواع سونو و ازمایش لازم هم انجام دادم و مشکلی نداشته
هر شب هم براش زیر ناف و پهلوهاش روغن سیاه دونه میزنم بهتر شده ولی از بین نرفته و این وضعیت به شدت روی کیفیت زندگیم تاثیر گذاشته اونقدی که وقتی میرم بیرون از خونه تمام وقت چشمم و گوشم دنبال دخترمه و استرس دارم که نکنه داره با بچه ها بازی میکنه دسشوییش بریزه شایدم به نظرتون خیلی مسخره بیاد ولی باور کنین وقتی هر بار که بچتون داره با یکی بازی میکنه و شما فقط دارین کنترل میکنین که نکنه دسشویی کنه تو سن ۶ الگی واقعا سخته . من حتی جایی که بدونم بچه هست نمیتونم یک ساعت بذارم بمونه
با دو تا دکتر اورولوژی مشورت کردم یکیشون میگه صبر کن خودش درست میشه اما یکی دیگه میگه بهتره دارو درمانی رو براش شروع کنید .
الان من موندم بین دو راهی که کدوم درست میگن از طرفی میگم نکنه ادامه دار بشه بازم اگه دارویی نخوره از طرفی میگم اگه داروها براش عوارض بده چی
میخوام خواهرانه نظرتونو بگین
اطرافیانم همه معتقدن فعلا دارو نخوره ولی هیچکدوم جای من نیستن که هر جا برن با استرس بشینن بخدا ترجیحم اینه تو خونه باشم راحت به هیچی هم فک نکنم
ممنون میشم نظرتونو بگین
شاید قبلا هم تایپیک های دیگه ای در این مورد از خودم دیده باشین
فرزندپروری
تب
استامنیفون
مامان دختر مو خرمایی مامان دختر مو خرمایی ۶ سالگی
مامانا لطفا از پیامم نگذرید...امروز من برای دخترم یک جفت گیره گرفتم که از طرف فرشته مهربان بابت اینکه دارو هاش رو سر موقع میخوره و اذیت نمیکنه به مدیرشون دادم....بعد تو مهد دخترم گیره هارو آورده بیرون داده بالا خورده به صورت یکی از بچه ها مدیرشون گفت زخم شده صورتش پایین چشمش بوده، بعد موقع رفتن پدر بچه اومده آوینا رفته از دوستش و پدرش معذرت خواسته و دوباره پدرش منتظر مونده که من برسم منم بهش توضیح بدم منم معذرت خواهی کنم که من هم دیر رسیدم رفته بودند ....بعد مدیرشون به دخترم گفته گیره هارو به دوستت بده به جای کاری که کردی و معذرت خواهی کن و آشتی کنید ......حالا مدیرشون به من میگه دوباره گیره بگیر بیا بهش بدم یا اینکه خودم میگیرم باز دوباره گفت خودت بگیر از همون مدل من پولش رو میدم ......از این ناراحتم که چرا از آوینا خواسته گیره های رو بده...آخه یک بچه چندبار باید بازخواست بشه،جلو دوستاش شده،جلو‌پدر بچه شده ،تازه منتظر بودن من برسم یکبار دیگه جلو من و پدر بچه هم بشه،اخه باز جایزه فرشته مهربان رو چرا ازش خواستم بده به بچه.....می‌تونید این موضوع رو بهم بگه من هم تو خونه به دخترم پیشنهاد میدادم بک کادو کوچولو به دوستش بدیم نه اینکه جایزه ای که بچه خودش ذوق کرده رو بده به یکی دیگه....تنبیه ش خیلی زیاد بود