سوال های مرتبط

مامان هاکان مامان هاکان ۱۲ ماهگی
تجربه ختنه کردن پسرم
38روزش بود نوبت گرفتم ب روش حلقه ختنش کنه دکتر و برا پسر داداشم اون یکسالش بود که دوتاببریم براختنه جونم براتون بگم رفتم واس ختنه من که جرات نکردم بچمو ببرم پیش دکتر مامانم بردش زن داداشمم پسرشو موقع امپول بی حسی مامانم بود بعد پسرمو بردن تو اتاق ختنه دو دقیقه نشد ختنش کردن همچنین پسر داداشمو اوردیمشون تو ماشین بودیم پسر یدفعه گریش گرف همچنین بچه داداشم داداشم هول کرد ی چهار راه رو سه بار رف گف چرا من دارم دور خودم مبچرخم هول کرده بود این دوتا پیچسرام گرررریه 🤣🤣حالا نگو میخاستن جیش بکنن خلاصه تو اتوبان چنان تند میومد داداشم ک برسیم خونه شوهرمم زودتر رف ک گوسفندو اماده کنه خلاصع اومدبم خونه دکتر گف دو روز بهشون قطره استا بدیم من چند ساعت اول دادم پسرم اوکی بود همون جیش اول گریه کرد ولی پسر داداشم بزرگتر بود تا ساعت 2شب گریه میکرد ولی فرداش انگار ن انگار راه میرف روز پنجم حلقه دوتاشون افتاد
از تجربه خودم بخام بتون بگم هرچی بچه رو کوچکتر ببرین ختنه خییییلی بهتر
مامان آبنبات مامانی مامان آبنبات مامانی ۷ ماهگی
سلام سلام بیاید تجربه ختنه پسرم رو بگم بهتون
روز ۲۴ اسفند ساعت ۱ درمانگاه بقیه الله نوبت ختنه گرفتیم
نوبت شماره ۲ برای شاهین بود
دکتر عزیز ساعت ۲ اومدن درمانگاه
دستیارآمپول بی حسی رو زد که پسرم خیلی اذیت شد و گریه کرد ،بعد از ۷ یا ۸ دقیقه دکتر اومدن برای ختنه موقع ختنه من اینقدر استرس داشتم و گریه میکردم که از تاق رفتم بیرون و شاهین رو سپردم به باباش
خدا رو شکر انگار پسرم خوب بی حس شده بود و اصلا اذیت نشد بعد از ۵ دقیقه هم ختنه تمام شد یه تیکه گاز گذاشتن روی شمبول آقا شاهین و پوشک کردم پسرمو و اومدیم خونه ،تا دوساعت خوب بود ولی تاثیر بیحسی که رفت اذیت شد و بهش پاراکید دادم خدا رو شکر خوابید و ۳ ساعت بعدش بیدار شد و اوج بی تابی شاهین همون ساعت ۷ شب بود بهش پاراکید دادم آروم نشد ،شمبول رو پماد موپیروسین زدم و پانسمان و پوشک ،که خدا رو شکر از ساعت ۹ خوابید تا صبح ساعت ۶ ،،،دیگه هم درد نداره
فردا هم که روز سوم هست باید شست و شو بدم با شامپو بچه و خشک کنم و پماد بزنم تا یک هفته ......اینم تجربه ختنه که استرسشو داشتم ♥️😍✌️