خیلی زیاد ..الان هم پشیمونم .چون توانایی رسیدگی ب بچه هامو اونطور ک دلم میخواد،ندارم
مجردی داغون کردم خودمو با کار
حقیقتا نه کار نمیکردم ولی به محض ازدواج کردم دندم کش اومده از خانه داری 😄🥲
خیلی زیاد😂
جاروبرقی و گردگیری و مرتبی اینا کلا با من بود،ظرف هم مثلا یروز در میان میشستم،اشپزی ولی کم زیاد دوست نداشتم
در حد ظرف شستن و جاروبرقی
اصلا حتی لباسامو نمیشستم
منم زیاد زمان مجردی همه کار میکردم به جز آشپزی.ازدواج کردم آشپزی بلد نبودم فامیل شوهرم میخواستن بیان خونمون جاریم اومد خورشتو گذاشت😅 الان اصلا حوصله کارای خونه رو ندارم انرژیم کم شده.
خیر پادشاهی زندگی میکردم گشت و گزار بودم ناهار شام اماده
ن اصلااااا
تا یه مدتم ازدواج کرده بودم غذاهام میسوخت کتلتام وا میرفت و....
حتی اولین بار جاریم اینا اومدن خونمون میخواسنم چایی بریزم دستمو سوزوندم شوهرمو صدا کردم اخرشم یه فنجون رو اب جوش نریخته بودم😐 نصفه فقط چایی قوری بود😐😐
چقدرم جاریم مسخرم کردم
ولی عوضش الان سفره میندازم از این سر تا اون سر خونه مهمون زیاد رو خیلی راحت هندل میکنم چندین نوع غذا و کیک و دسر درست میکنم با دوتا بچه. همه همیشه تعریف میکنن
اونموقع هم چون درگیر دانشگاه و کلاس زبان و سرکار بودم کار خونه نمیکردم
یعنی خونه نبودم هیچوقت ک کار کنم همش بیرون بودم
نه زیاد اما خب همه کارا رو بلد بودم آشپزی خونه داری
هفت هشت سالم بود کل کارای خونه باهام بود بعدا کل زندگی با من شد زود ازدواج کردم بالای سی ساله که اشپزی میکنم همیشه حسرت اینکه یکی تو خونه پدری بشوره بزاره جلوم خونه تمیز موند به دلم
همه کارها بامن بود چون خانم خونه من بودم مامان نداشتم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.