۶ پاسخ

منم همینو برا پسرم میخوام
خب درسته آرزوی ناکام خودمه ولی مگه برا خودش بده ک یاد بگیره؟ باید از خداشونم باشه ک مجبورشون کنیم😂
من خانوادم مذهبی نبودن اما خودم تو فکرش نبودم، اما الان واقعا یه پیانیست یا ویولونیست میبینم از عمق وجودم حسرت میخورم

منم بچه هامو میذارم
در کنار اونا خودمم میرم 😅😅

از سه سالگی آسون ترین ساز، پیانو هست
خودتون کلاس برین اون فقط گوش کنه، کم کم اون علاقه مند میشه
و صدای پیانو گوش خراش نمیشه ناشی باشی...
دوستم صفر بود الان دخترش که پنج سالشه انگشتاش عین حرفه ای ها تکون میده توی پیانو...
از سه سالگی دوستم رفت و دخترش گوش داد
بعد جلسه دهم که بود یک پیانو دست دوم هم خرید...

خانواده همسر من کلا موسیقی کار میکنن، هر کدوم یه ساز
خانواده ی خودم هم صدای خوانندگی دارن
مامان و بابام خواننده ی محلی بودن زمان شاه

بابای دخترم بهش ساز یاد میده
ولی من دوست دارم دخترم رو واسه آواز و خوندن آماده کنم.

خیلی حس قشنگیه وقتی حالت خوب نیست بخونی
مامان خدا بیامرزم تا سال آخر عمرش وقتی دلش برا باباش و داداشای من که فوت شده بودن میخوند(خودم هم همینطور)
همسرم هم وقتی حالش خوب نیست، میره تو اتاق تار و گیتار و عود میزنه

اصلا موسیقی جلای روحه
حتما پیگیرش باش
بچه هایی که با موسیقی بزرگ میشن، روح بزرگ و لطیفی دارن

من خودم بلز و فلوت رو یاد گرفتم اون موقع داداشم ثبت نامم کرو والا بابامینا ازین کارا نمی کردن اونم بخاطر ته تغاری بودنم بود که بچه های بزرگتر بهم میرسیدن🤣🤣 الانم برای خودم رو نگه داشتم می خوام به آراز یاد بدم

اتفاقا به نظر من خیلی خوبه بچه‌ها کلاس های مختلفو برن
خانواده منم جوری بود که میگفتن از این شاخه به اون شاخه نرو
منو فقط کلاس زبان میذاشتن
نه کلاس ورزشی رفتم نه موسیقی با اینکه خیلی دوست داشتم و تو راهنمایی و دبیرستان هم تو تیم استانی بسکتبال بودم هم تو تیم استانی سرود
ولی برای پسرم همه کلاسا به وقتش ثبت نامش میکنم تا اون چیزی که دوست داره و توش استعداد داره رو پیدا کنه

سوال های مرتبط

مثل ماه 🌜🌜🌜 مثل ماه 🌜🌜🌜 قصد بارداری
ادامه تایپک علیرضا پارت ۲


علیرضا ساکن یکی از شهر های مرزی بود من اهل تبریز حدود ۳ ۴ ساعت فاصله بود علیرضا متولد ۷۲ بود من ۷۵ تفاوت سنی مون خیلی کم بود دوستی ما ۶ سال طول کشید تقریبا میشه گفت باهم بزرگ شدیم.....
اول آشناییمون یه اکیپ ۶ نفره بودیم من و دوستم نیلوفر و دخترعموش لیلا
و دوست پسر دوستم فرهاد
و دوست پسر لیلا محسن که میشد پسرخاله علیرضا اصلا من توسط لیلا و محسن با علیرضا آشنا شدم...
ما ۶ تا بیشتر اوقات باهم بیرون و گردش میرفتیم البته با اطلاع مامان دوستم اما یک مدت بعد من کم کم ماجرای دوستیم با علیرضا رو به مامانم گفتم و برخلاف تصورم مامانم بجای دعوا و مخالفت خیلی روشنفکرانه باهام رفتار کرد و خواست که علیرضا رو ببینه ما بیرون قرار گذاشتیم و مامانم علیرضا رو دید و باهاش صحبت کرد و ازش خیلی خوشش اومد دید خیلی پسر خوب و خانواده داری هست همچنین از مامان دوستم لیلا که همشهری شون بود حسابی تحقیق کرد و اونم حسابی تعریف کرد وقتی مامانم خیالش راحت شد اجازه داد که با علیرضا حرف بزنم و ارتباط داشته باشم‌ البته همیشه در حد و حدود و چهارچوب...!
از طرف علیرضا همه خانوادش من و میشناختن من با زن داداشش حسابی دوست شده بودیم خاله ها عمه هاش مادربزرگ و پدربزرگ و....
همه میدونستن علیرضا و من همدیگرو خیلی میخوایم....

یادم رفت بگم علیرضا و داداش بزرگترش مادرشونو تو بچگی از دست دادن و پیش مادربزرگ و پدربزرگشون بزرگ شدن
پدرش هم ازدواج کرده بوده و از خانم دومش یه دختر و پسر داشت.....

پدر علیرضا تاجر بود و وضع مالی خیلی خیلی خوبی داشتن.....

تا اینجا کسی سوالی داره بپرسه.....

ادامه تایپک بعدی
مامان مهرسام مامان مهرسام ۲ سالگی
من نمیدونم چرا بعضیا دوست دارن به آدم فقط حس ناکافی بودن بدن،مهرسام ما کلا بچه ی ریزه میزه ایه
پارسال مهرسام ما یکسال و نیمه بود که دخترعمه ی من فوت شد،بچه ی خواهرشوهرِ دخترعمم اونموقع ۹، ۱۰ماهش بود، بعد اون بچه ماشالله درشت بود، از مادربزرگش میپرسیدن چندوقتشه میگفت ۵ماهشه
خوششون میومد بگن وای چه بچه ی ۵ماهه ی درشتی، بعد مادر خود بچه گفت نه بچم ۹ماهشه چند روز دیگه ۱۰ ماهش میشه
گذشت تا چند روز پیش سالگرد دخترعمم بود من این بچه رو بازم دیدم، خاله ی بچه هه برگشت گفت پسرت چندوقتشه؟ گفتم ۲سال و نیم گفت آره بچه ی ماهم ۱۸ماهشه😑 یعنی بچشون تو طول یکسال ۹ماه عمر کرده😂
بعد مهرسام با اینکه ریزه هست ولی قشنگ نزدیک ۱۰سانت از اون بلندتر بود ولی اون بچه ۴شونه تر بود مهرسام ظریف تر بود، من نمیدونم چرا مثلا دوست دارن بگن بچه ی ما کوچولوتره اما درشت تره، انگار قراره بهشون کاپ قهرمانی بدن
بعد اونا وضع مالیشون خوب نیست برای بچه پوشک نمیخرن، کهنه میکنن، بهم میگه خواهرم برای بچش پوشک میخره بسته ای ۸۰۰تومن، گفتم والا من آخرین سری خریدم ۶۹۰، گفت کی خریدی گفتم چند روز پیش خریدم گفت عه پس چرا خواهر من ۸۰۰، ۹۰۰ی میخره
بابا بنده خدا من که میدونم شما پوشک نمیخرین کهنه میبندین این مثلا پز دادن داره؟ اصن فاز این آدما رو درک نمیکنم که مثلا میخوان بگن من گرونتر از شما میخرم ما همه چیزمون از شما جلوتره، خب که چی☹
بفرمایید اینم کاپ قهرمانی🏆
مامان علی مامان علی ۳ سالگی
سلام مامانا اومدم درد و دل کنم امروز پسرم خیلی اذیتم کرد از صبح ک بیدار شد همش گریه کرد هیچ می‌گفت میخام بزنمت محکم چندتا خوابوندم تو صورتم و چشمم منم همش بغلش میکرد میگفتم چی میخوای مامان فقط می‌گفت میخام بزنمت و گیر داده بود الان باید بریم فروشگاه گفتم مامان دست و صورتمو بشورم صبحانه بخوریم میریم می‌گفت نه نمیرفت دسشویی نه یمذاتش من برم اهرم جیش کردن تو شلوارش پشت در دستشویی هم کلی گریه کرد بعد یک ساعت تمام با زور گوشی و تلویزیون ساکت شد بعدم ک بردمش بیرون کلی اذیتم کرد میخواستم خرید کنم همش می‌رفت و من دنبالش آخرم کیلی داد زدم سرش جلوی همه و زدمش زنعموش اومده بود فروشگاه رفته پیش اون میگه میخام پیش اون باشم و نمیومد با زور دیگه باهم اومدیم بعدم خونه دوباره کلی اذیت کرد شلوارش در آورده بود و لخت راه می‌رفت نمسذات بپوشونمش هی جیش میکرد دور خونه با کتم هم نپوشید منم کلی جیغ و داد کردم و گریه کردم نمیدونی. مایر کرد که اینقدر ازش بدم اومده بود ب خدا باورتون نمیشه وقتی زنعموش رو میبینم انکار اون مامانشه از این رو به اون رو میشه ب شوهرم میگم این دعا داره همش میعاد بره خونه اونا پیش اون باشه منو کلی زده و اذیتم کرده منم اعصاب ندارم دیگه زورم میاره جاریم خودش ی بچه داره جیکش در نمیاد ولی این ابرو برا من نداشت تو همسایه ها از بس جیغ و داد کردم و همش داره گریه میکنم از بچگی هم همین بود الآنم همینه ی دستشویی نمیتونم برم