من نمیدونم چرا بعضیا دوست دارن به آدم فقط حس ناکافی بودن بدن،مهرسام ما کلا بچه ی ریزه میزه ایه
پارسال مهرسام ما یکسال و نیمه بود که دخترعمه ی من فوت شد،بچه ی خواهرشوهرِ دخترعمم اونموقع ۹، ۱۰ماهش بود، بعد اون بچه ماشالله درشت بود، از مادربزرگش میپرسیدن چندوقتشه میگفت ۵ماهشه
خوششون میومد بگن وای چه بچه ی ۵ماهه ی درشتی، بعد مادر خود بچه گفت نه بچم ۹ماهشه چند روز دیگه ۱۰ ماهش میشه
گذشت تا چند روز پیش سالگرد دخترعمم بود من این بچه رو بازم دیدم، خاله ی بچه هه برگشت گفت پسرت چندوقتشه؟ گفتم ۲سال و نیم گفت آره بچه ی ماهم ۱۸ماهشه😑 یعنی بچشون تو طول یکسال ۹ماه عمر کرده😂
بعد مهرسام با اینکه ریزه هست ولی قشنگ نزدیک ۱۰سانت از اون بلندتر بود ولی اون بچه ۴شونه تر بود مهرسام ظریف تر بود، من نمیدونم چرا مثلا دوست دارن بگن بچه ی ما کوچولوتره اما درشت تره، انگار قراره بهشون کاپ قهرمانی بدن
بعد اونا وضع مالیشون خوب نیست برای بچه پوشک نمیخرن، کهنه میکنن، بهم میگه خواهرم برای بچش پوشک میخره بسته ای ۸۰۰تومن، گفتم والا من آخرین سری خریدم ۶۹۰، گفت کی خریدی گفتم چند روز پیش خریدم گفت عه پس چرا خواهر من ۸۰۰، ۹۰۰ی میخره
بابا بنده خدا من که میدونم شما پوشک نمیخرین کهنه میبندین این مثلا پز دادن داره؟ اصن فاز این آدما رو درک نمیکنم که مثلا میخوان بگن من گرونتر از شما میخرم ما همه چیزمون از شما جلوتره، خب که چی☹
بفرمایید اینم کاپ قهرمانی🏆

۱۵ پاسخ

این داستانی ک‌میگی من با خواهرشوهرم دارم
بچش اینقد اروم...مثلا هرموقع صبح بیدار بشه حتی ساعت۱۱
۲ظهر وقت خوابشه
گریه نمیکنه خودش غذا میخوره کلا بچه اروم و خوبیه از همه نظر
بعد بچه من کاملا مخالفه تا منو میبینه بچم ی اذین میگنه میگه اره بچه منم😐

بابا پسر منم ریزه میزس همش مقایسش میکنن با بچه های دیگه که غذا نمی‌دی بخوره این بچه به خدا همش کره بره خریدم دادم خورده هیچ فرقی نکرده ریزس ولی ماشاالله ماشاالله هوشی و رفتاری خیلی بهتر از بچه های دیگست با یه بنده خدایی رفتیم بیرون بچش هیکلی دوبرابر بچه منه ماشاللهش ولی تو این دو ساعتی که بودیم دهنش باز و گریه بهونه بغلش بچه من همش بازی میکرد راه می‌رفت برا همه دست تکون میداد

میگن جیب خالی پز عالی حکایت ادمایی که میخوان پز بدن تو به دل نگیر اصلا

حالا یسریا الکی سن بچشون بیشتر میگن ک بگن ریزه نسبت به سنش و چشم نخوره 😂😂😂

بچه های منم ریزه هستن هرسری بخصوص خانواده شوهر میبینن همچون میگم واااای چقدر لاغر شدن چقدر ضعیف شدن که خودمم بیشتر تو بحرش میرم بعدشم میگن به بچه ها نمی‌رسیا نباید اینجور میشدن اینا کوچولو بودن لاغر تر بودن بچه فلانی ماشالا همش داره تپل تر میشه
منم گفت بچه با بچه متفاوته تنشون سلامت باشه

مامان مهرسام جان غصه نخور مهرسام ماهم ریزه میزس کلا مهرسام ها کوچولو موچولو هستن ولی درعوض باهوشن وتندوتیزو زرنگ
بخدا مهرسام ما یه کارایی میکنه انگار بچه های دوسه ساله ولی هرکه میبینه میگه ریزه میرن رو اعصابم

گوه خوری زیاد میکنن پسر منم ریزه س شاهد گوه خوریای این مدلی بودم ولشون کن اعصابتو خراب نکن

بیخیال عزیزم
بخوای فکر کنی به حرف خاله زنک ها به خودت میای میبینی غرق شدی توش تمام
منم مثل تو بودما ولی دیگه تصمیم گرفتم فقط شنونده باشم با لبخند رد کنم بره همین
معلومه آدم های سطح پایینی هستن از لحاظِ ادب و فرهنگ

اصلا اهمیت نده دیگران بچشون کوچکتره بزرگتره ول کن منم کهنه میبندم ولی جایی میرم پوشک من بدبخت تو حاملگی نوه دایی شوهرم هر وقت منو میدید میگف من انبه زیاد میخورم من میوه زیاد میخورم حالا میدونست ما وضمون اوکی نیس ولی هی میگف منم میگفتم من هر چی هوس کنم قرار باشه یکی بخرم میخرم میخورم دگه چکار کنم از اون روز فقط سعی کردم کمتر ببینمش تا کنایه نشنوم

مولفیکس رو چرا میگن شده 1100..حالا

چه حوصله ای داری تو خواهر ، چطور حوصله داشتی این همه تایپ کردی فقط

خودتو خالی کن عیب نداره ما هستیم میخونیم 🤣

😂😂😂
تو شمال تا بوده همینطوری بوده انگار خانواده هارو از هم کپی کردن
فدا سرت بابا غصه نخور هممون همچین موجودی تو خانواده داریم

ول کن چرا اهمیت میدی .من حرف همه به تخم مه.

چقدر غر زدم😂😂

سوال های مرتبط

مامان عسل مامان عسل ۲ سالگی
پوشک## پوشک #پوشک #پوشک # بچه # پوشک # پوشک## پوشک#سلام به همه ی مامان های عزیز
کسانی که راجب چسپندگی گل دختراشون نگرانن
اصلا نگران نباشید خودش خوب میشه طبق تجربه ای که داشتم و سختی هایی که کشیدم میگم
من دخترمو که تازه متوجه شده بودم 1 سال و نیم بود و خیلی غصه خوردم کلی گریه کردم چون شنیدن بودم که باید عمل شه و واسه بچه خیلی دردناکه
خلاصه اینکه رفتم دکتر و پماد گرفتم و طبق گفته های دکتر استفاده کردم حدود10 روز من از اون پماد استفاده کردم آره نتیجه داد بدنش باز شد اما با کلی سختی با کلی شب بیداری هایی که هم خودم داشتم و هم دخترم چون بدنشو می‌سوزند و اذیت بود و من مجبور بودم بشورم با این همه اگر از اون پماد. استفاده نمی‌کردم باز بدنش بسته میشد
تا اینکه دیگه بریدم گفتم هرچی میخواد بشه دیگه استفاده نمیکنم اما عذاب وجدان منو کشته بود هر روز و هرشب به دخترم فکر میکردم
تا اینکه 1 ماه پیش یکی از دوستام رفته بود پیش ماما
و من ازش خواستم راجب دخترم بپرسه که چیکار کنم
وقتی دوستم پرسیده بود دکتر اعصابش خورد شده بود و گفته بود چیکار دارید به بدن بچه بزارید روند طبیعی خودش رو طی کنه و خودش خود به خود خوب میشه
و همین طوری هم شد حدودا دو هفته هست که خوب شده خداروشکر
خواستم این موضوع رو با مادرایی که مثل من نگران بودند در میان بزارم
مامان عسل مامان عسل ۳ سالگی
خانوما توقع شما از مهد کودک چیه؟
جدای از آموزش..
من یه مهدی رفتم که با چشم خودم میدیدم مربی کاردستی درست میکنه میده بچه و مادر هم فکر میکنه بچه درست کرده
یا مثلا وقتی مامان میومد دنبال بچه ،،مربی کلا مهربون میشد و با خوشحالی از بچه خداحافظی میکرد..
امروز به مربی گفتم فلان رفتار طبیعیه تو بچه من؟
اومده به من میگه برو کلاسهای فرزندپروی و بگذرون و کلی غر زد...
درحالیکه اگر نگران نبودم غیر طبیعی بود و من کلی دوره فرزندپروی گذروندم..
یه بچه ای مامان باباش دکترن تو مهد بود..بچه اومد پسر من و اذیت کرد و هیچی بهش نگفت منم فقط گفتم عجب بچه شیطونی....آقا این و گفتم مربی سریع اومد یقه من و گرفت که نباید اینجوری بگی..این خانوادش دکترن و بچه افسرده ای بوده اومده مهد و...اصلا از خودم بدم اومد بچه رو بردم اونجا..
بهش میگم چرا بچه ها تو مهد یادنگرفتن اسباب بازی و به هم اشتراک بزارن؟
بچه من میره سمت اسباب بازی ها یکی دیگه از دستش میگیره و طردش میکنه..
میگه اینا بچه هستن نمیفهمن.. نمیدونم ببرمش یا نه..
از طرفی خیلی به خونه ما نزدیکه..
اومده میگه چند روز دیگه بچه خودتم اسباب بازی به بقیه نمیده..
میشه راهنمایی کنید نظرتون و بگید چکار کنم. راستش رفتار مربی خورد تو ذوقم.