۳ پاسخ

منم این دردارو تجربه کردم یه چن دور قشنگ رفتم تا زایشگاه و اومدم😑

پوووف منم همینجوریم.پس کی قرار درد زایمان بگیریم من دیگ واقعا تحمل ندارم.امروز ۴۰هفتم پر میشه

آره عزیزم😍

سوال های مرتبط

مامان هانا مامان هانا ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
#پارت یک
من سرکلاژ بودم و تا 37هفته استراحت بودم و شیاف استفاده میکردم
بعدش ک سرکلاژمو باز کردم چون ترس از زایمان داشتم هیچ ورزشی انجام نمیدادم رابطه هم نداشتیم 😂😐
ماه درد و اینا هیچی نداشتم تا 39 هفته و دو سه روز یه درد کمر وحشتناک منو گرفت یه نقطه از کمرم انگار یه سوزن توش بود نمیتونستم خودمو تکون بدم
بچه خیلی خودشو سفت میکرد ساعت 1 شب رفتم ان اس تی معاینه کرد گفت یه سانتی انقباضم نداری
اومدم خونه دردم بهتر شد خوابیدم
صبح که پا شدم باز اون تیر کشیدن کمر اومد سراغم و حالت تهوع داشتم
دراز کشیدم تا ساعت 5 عصر اینا بعدش دردم زیاد شد دوباره رفتم بیمارستان ان اس تی و معاینه گفت یه سانتی اومدم خونه ولی درد کمرم شدیدد بود کمرم انگار قفل بود ول نمیکرد
شب رفتم خونه خواهر شوهرم اون درد کمر از همون صبح مداوم بود بزورررر جابه جا میشدم
شب نتونستم شام بخورم حالت تهوع داشتم
بعدش ساعت 10اینا بود رفتم دراز بکشم ک بخاطر درد کمرم نمیتونستم همینجور نشسته سعی میکردم بخوابم
ساعت 12اینا دیدم یه دردی میپیچه زیر دل و شکمم تو حالت نشسته ک خواب بودم درده هی باعث میشد بیدار شم
خلاصه گلاب به روتون این وسط دوبارم بالا اوردم
درده هم میگرفت ول میکرد ولی منظم یا چند ثانیه ای نبود
دیگه دیدم خیلی درد دارم وقتی میگرفت یه جا میشستم خودمو مچاله میکردم تا ول میکرد
دیگه ساعتای 4صبح اینا بود ک بالا اوردم دوباره و دیدم دردم زیاده رفتیم بیمارستان