۱۰ پاسخ

انشالله بسلامتی زایمان کنی واسه نی نی های منم دعا کن فداتشم

بگو معاینه تحریکی انجام بدن

اگه بدون درد رفتی بدن هم اماده نباشه بیشتر از ۱۲ ساعت طول میکشه

گبرام دعا کن خواهر.منم از امشب دردم گرفته مثل درد پریودی استرس دارم🤧🥹

انشالا سلامت باشی منم دعا کن

الهی داری زایمان میکنی باسلامتی ،

انشا... به سلامتی زایمان کنید😍😍😍 کاش منم زودتر درد بگیره دیگه خسته شدم

عزیزم ایشالا هرچه سریع تر و اسون زایمان کنی 🥰
این دردا تموم میشه و نی نی خوشگلتو بغل میکنی🤍

انشاا..بسلامتی زایمان کنی

کلا دو انگشت اخه 🥺🥺🥺 طفلکم خدا کنه یوهو باز بشه بیاد بیرون حضرت والا
الهی دل بکنه از اون جای گرم و نرمش🙏🏻🥺

سوال های مرتبط

مامان اِلوین🧿💓 مامان اِلوین🧿💓 ۴ ماهگی
یه وضعیت انلاین بدم ؟ برا اونایی ک نمیدونن دیروز( ۳۹ هفته ) بخاطر فشار بالا ختم بارداری دادن بستری شدم از ۱۴ تا ۱۲ شب امپول فشار زدن درد داشتم ولی قابل تحمل
دیگه شب قطع کردن گفتن امروز باز شروع میکنن
امروز ۷ صبح شروع کردن ساعت ۱۰ دردام منظم شد هر دو دقیقه یکبار
معاینه کردن منی که اولش یسانت بودم با سر بچه خیلی خیلی بالا شدم دو سانت و نیم با سر بچه پایین
الان همچنان امپول فشار وصلمه و گفتن ورزش کنم امروز خیلی پیشرفت داشتم صبح دو سانت بودم رفتم زیر دوش اب گرم اسکات زدم پا بغل زدم یه ذره هم تحرکات لگنی هر چیزی ک فکرم میومد انجام دادم اومدم معاینه شدم دیدم به به با همین چند تا حرکت ساده شدم دو نیم اونم سر بچه پایین
پیشرفت ها و ماما همراهم انگیزه میده تا ادامه بدم وگرنه از درد دارم میمیرم
راستی تو حموم ترشحات موکوسی هم دیدم ماما همراهم گفت بهش میگن شو زایمانی یعنی دارم پیشرفت میکنم برا زایمان
الان هم دیدن دردام شدید شده گفتن پاشم باز ورزش کنم و تو اوج دردام یه امپول زدن گفتن کمک میکنه برا باز شدن دهانه رحم

خدایا امروز فرداست زایمان کنم شاید موقع زایمان دردام نزاره دعا کنم برای اونایی که آرزوی مادرشدن رو دارن ، مادر بشن . 🤲🏻بارداری یکی از سخت ترین و شیرین ترین تجربه هاست که کاش همه یبار تجربه اش کنن
و دعا برای تمام باردارانی که زایمان پیش روشونه انشاالله زایمانی راحت با دوره نقاهت راحت داشته باشن از جمله خودم ...


بارداری جنین نوزاد سیسمونی فرزند پروری
مامان مهدی و ماهد✨ مامان مهدی و ماهد✨ ۱۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من پارت سه
بعد از ی ربع ورزش ماما اومد و معاینه کرد و گفت دو به سه سانتی...و پوزیشن سجده با تاب لگنی موقع دردا بهم داد که یکم تحمل درد تو این حالت سخت بود ولی حدود یک ربع تحمل کرردم...بعد مجدد ورزش روی توپ با ماساژ کمر و اسکات رو شروع کردیم ...حدود ساعت ۱۰ و ربع همسرم اومد داخل ( درگیر کارهای بستری بود😅) یکم دردا شدید تر شده بود ولی من تمام توانمو گذاشته بودم و ورزش میکردم ، ماما مجدد معاینه کرد و گفت ۵ سانت شدم و یکم دیگ ورزش کنم و ۷ سانت برم وان ابگرم...ک حدود ساعت ۱۱ مجدد معاینه کرد و گفت ۷ سانتم البته هر معاینه ، معاینه تحریکی با تزریق همزمان هیوسین و زور زدن من همراه بود تا دهانه رحم نرم تر بشه و زودتر پیشرفت کنم ، البته زور زدن رو خود ماما میگفت ..سرخود نباید قبل از فول شدن زور زد چون باعث التهاب و ورم دهانه رحم میشه...بعد از ۷ سانت دردا شدید شده بود و سه تا چیز منو خیلی اروم میکرد ...یکی اسکات زدن ، دو تنفس های عمیق شکمی و بعضی اوقات مثل فوت کردن شمع ، سومی هم دو تا شونه کوچیک که موقع دردا تو دستم فشار میدادم( یک تکنیک کنترل درد زایمان هست)
مامان آریَن🩵🥹 مامان آریَن🩵🥹 ۲ ماهگی
مامان آرژین و الین مامان آرژین و الین ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان پارت دو
بعد اون اومدن امپول فشار رو وصل کردن و شروع ورزش کردن اسکات وچرخش کمر تا ساعت 3, عصر شدت درد هام خیلی شدید بود و مقدار آمپول فشار رو بیشتر کرده بودن تو ذهن خودم اون درد ا حداقل پنج فینگره و امید داشتم که پیشرفت میکنم بعد تحمل کلی درد با معاینه بازم سه فینگر بودم اشک در اومد از اون همه تلاش و ورزش بدون ذره ای حتی تغییر به خون ریزی افتاده بودم . دقیق یادم نیست واقعا بعد زایمان منی که حافظه ام تو جزئیات عالی بود الان افتضاح شدم دیگه دیدن اصلا پیشرفت نمیکنم کیسه آبم رو پاره کردن بازم شروع ورزش همراه با خون ریزی ولی حتی یه ذره پیشرفت بعد من هر چی میخوردم بالا میاوردم . ازشون اپیدورال درخواست کردم گفتن فقط تو روز های خاصی دارم ازشون گاز خواستم گفت باید بری تو 7 فینگل . داشتم از درد های که قطع و وصل میشد میمردم که ماما اومد و گفت میخوایم با معاینه کمکت کنیم . قشنگ هم کاری میکردم چون برام درد معاینه خیلی ناچیز تر از درد های امپول فشار بود .ماما 5فینگرم کرد یعنی حاضر بودم با دست 10 فینگر بشم واقعا تحملش راحت بود . خلاصه سرتون رو درد نیارم من اصلا دهانه رحمم خودش پیشرفت نمیکرد و همش با کمک ماما باز شد تا شدم 9 فینگر که گفتن دهانه رحمت یه طرفش سر بچه اومده ولی یه طرفش نه و شروع عذاب بود برام منی که اصلا جیغ نمیزدم و تحمل دردم عالی بود.